Select Page

نمی خواهیم، نمی خواهیم که بمیریم! / گزارش برنامه ی”هم صدا با مردم قهرمان کردستان، نه به اعدام”

نمی خواهیم، نمی خواهیم که بمیریم! / گزارش برنامه ی”هم صدا با مردم قهرمان کردستان، نه به اعدام”

کمیته یادمان ـ تورنتو روز جمعه ۲۸ سپتامبر در پشتیبانی از مبارزات مردم قهرمان کردستان و در گرامیداشت جانباختگان هشتم سپتامبر کردستان جلسه ای برگزار نمود. روزی که زانیار، لقمان و رامین حسین پناهی  به دار آویخته شدند و۱۶ پیشمرگه حزب دمکرات ایران و حزب دمکرات کردستان ایران  طی حمله ی موشکی رژیم جمهوری اسلامی به مقر این دو حزب در اقلیم کردستان عراق جان خود را از دست دادند و نزدیک به ۴۰ تن نیز زخمی شدند.

مسئولیت جلسه و اجرای برنامه  به عهده ی حسین افصحی هنرمند تئاتر سپرده شده بود. افصحی ابتدا با شعر زنده یاد احمد شاملو برنامه را آغاز کرد:”نمی خواهیم/نمی خواهیم/که بمیریم!/دشمنید/ دشمنید/خلقان را دشمنید!چه ساده/ چه به سادگی گفتند/چه ساده / چه به سادگی  کشتند!”

پس از خیرمقدم و خوش آمدگویی، از حاضران خواسته شد که در حمایت از مبارزات ملت قهرمان کرد ، ۳ بار شعار “بژی شورش کردستان” را با هم تکرار کنند. او سپس پیام کمیته ی یادمان را به سمع حاضران رساند.

در بخشی از پیام آمده بود: “از آنجا که طی این چهل سال، مردم قهرمان کردستان همواره پیشقراول ایستادگی در برابر رژیم و اعتراض علیه او بوده اند، کشتار هشتم سپتامبر رژیم  به قصد ایجاد فضای رعب و وحشت، ضرب شست نشان دادن و نیز انتقام گیری از مردم دلاور کردستان طرح و اجرا شد. متاسفانه حکومت محلی اقلیم کردستان و دو حزب اصلی حاکم در این منطقه “حزب دمکرات کردستان عراق” و “اتحادیه ی میهنی کردستان عراق” به وظایف خود عمل نکردند که  باید در این مورد پاسخ گو باشند.”

حسین افصحی

“اما مردم قهرمان کردستان که تجربه ی دو اعتصاب سراسری و گسترده علیه ترور “شوانه سید قادری ” ـ در مهاباد ـ در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۴ و اعتصاب عمومی ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ در اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر و ۴ همرزم و هم زندانی اش را در کارنامه ی درخشان خود دارند، این بار نیز در برابر جنایت هشتم سپتامبر رژیم واکنش نشان دادند و با اعتصاب عمومی و سراسری ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ به رژیم نشان دادند که نه تنها تهدید و سرکوب نتیجهی معکوس دارد بلکه توفان درو خواهد کرد.”

“در همین رابطه و در اعتراض به جنایات یادشده، ایرانیان مبارز خارج کشور نیز با برپایی آکسیون های مختلف در کشورهای مختلف و در برابر لانه های جاسوسی رژیم، خشم و اعتراض خود را ابراز کردند. در میان واکنش ها به اعدام رامین  زانیار و لقمان، نامه های زندانیان سیاسی ایران از درون زندان، شکوهمند، تکان دهنده و نشانگر روحیه ی بالای آنها است.”

“سعید ماسوری که حکم اعدامش به ابد تبدیل شده است در نامه اش از درون زندان گوهردشت می گوید که وقتی صدای قهقهه‌ی خنده‌ی زانیار را دیگر نمی‌شنوم،‌ شوخی‌های لقمان را در هر ترددش توی راهرو دیگر نمی‌بینم، وقتی شب می‌شود و دیگر نمی‌توانم به سلول‌های زانیار و لقمان سری بزنم و به خوردنی‌های آنها ناخنک بزنم، و خدایا! وقتی هنوز دمپایی‌های زانیار و لقمان جلوی سلول‌شان است ولی آنها دیگر آن‌جا نیستند، نه آنها، که گویی این منم که در زیر خروارها خاک مدفون می‌شوم.

و چند تن دیگر از زندانیان سیاسی از جمله آرش صادقی، سعید ماسوری، سعید شیرزاد و… در نامه شان می نویسند: “و ما زندانیان و هم‌بندیان آنها کمربندها را محکم کرده و آماده‌ی موج بعدی و شاید آخرین اعدام‌ها در مرحله‌ی پایانی هستیم. و چه افتخاری بالابلندتر از این که ما آخرین اعدامی‌ها بوده و پس از ما دیگر هرگز جوانان‌مان با چوبه‌های دار مواجه نخواهند بود!”

“جمهوری اسلامی با چنین انسان های قهرمانی و با موج روبه گسترش اعتراضات روبرو است. این رژیم می داند مهلتش بسر آمده و اکثریت مردم ایران او را نمی خواهند؛ به همین جهت در واپسین تلاش ز ناچاری به حرکاتی دست می زند که  نتیجه معکوس دارد و نه تنها موجب رعب و وحشت مردم نمی شود، بلکه او را بیش از پیش در اقیانوس خشم و نفرت مردم -که خود ایجاد کرده – فرو می برد. یاد جانباختگان هشتم سپتامبر گرامی باد”.

سخنرانان این برنامه آقایان دکتر روژان، کیوان سلطانی، سلام قادری و هه ژار علی پور بودند. حسین افصحی اولین سخنران را بدین ترتیب معرفی کرد: دکتر روژان در مهاباد متولد شد. از اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ به سازمان جوانان کردستان پیوست و سپس پیشمرگه و کادر سیاسی حزب دمکرات کرستان ایران شد. سال ۱۹۸۵ برای ادامه تحصیل به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد و در مسکو در سال ۲۰۰۱ موفق به اخذ دکترای پزشکی و فوق تخصص در رشته ی جراحی عمومی شد. از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ به عنوان جراح عمومی در ایران مشغول به کار شد و ا ز سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ در اقلیم کردستان عراق به فعالیت سیاسی و دفاع از حقوق بشر پرداخت. ایشان در سال ۲۰۱۶ به کانادا مهاجرت کرد.

عنوان سخنرانی دکتر روژان “سیاست تروریستی جمهوری اسلامی در کردستان ایران” بود. او سخنرانی خود را با شعر زیر از شاعر محبوب و مشهور کرد “شیرکوه بیکس” آغاز کرد:

بفرمایید سنندج را اعدام کنید

                              سر مهاباد را ببرید

بفرمایید نگذارید کودکان ما به دنیا بیایند

بفرمایید نگذارید باران ببارد

و نگذارید گیاه بروید

 زمین زندگی کند.

جمهوری اعدام اسلامی ایران چه چیزی را به طناب دار نبرد و اعدام نکرد؟

از رویا تا شعر

            و از شعر تا زن

و از زن تا نان

 و تا آب و گل

جمهوری اعدام اسلامی آن چه را هرگز و هرگز نتوانست اعدام کند، آینده و آزادی ست.

دکتر روژان گفت: “رژیم جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۰ سال است که به طور سیستمایک حقوق بشر و شهروندی را در ایران و بخصوص حقوق ملی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی مردم کردستان را پایمال می کند.”

دکتر روژان

او با اشاره به سرکوبها ومحدودیت های اعمال شده گفت:”کوچکترین امکان برای انعکاس آنچه در کردستان میگذرد توسط خبرنگاران وجود ندارد.کردستان طی چهل سال گذشته کانون گرم مبارزات ملی دمکراتیک خلق کرد اعم از کارگران و کشاورزان، زنان و مردان و روشنفکران ایران بوده است و به همین دلیل رژیم کهنه پرست، فاشیست و دیکتاتور جمهوری اسلامی چشم دیدن آنرا ندارد.”

دکتر روژان اضافه کرد که تروریسم دولتی جمهوری اسلامی به سه شکل فعال است:

یک – ترورسیم دولتی که احزاب اپوزیسیون را هدف قرار داده است بخصوص احزاب سیاسی که دارای پایگاه مردمی هستند و هدفش

الف: ترور رهبران و کادرهای ورزیده این احزاب است

ب: ایجاد رعب و ترس بین اعضای این احزاب.

دوم ـ ترور شخصیت هایی که به هیچ جریان سیاسی وابسته نیستند و فقط مخالف نقض حقوق بشر و خواهان آزادی هستند. به عنوان مثال می توان از سعیدی سیرجانی عضو کانون نویسندگان ایران و ملامحمد ربیعی امام جمعه اهل تسنن کرمانشاه نام برد.

سوم ـ شکل خاص و در زمان های خاص، مانند تروریسم دولتی طی دهه ی شصت و قتل عام زندانیان سیاسی و در تداومش ترور رهبران سیاسی در خارج از کشور.

سخنرانی کامل دکتر روژان را می توانید در یوتیوب ببینید.

 

سخنران بعدی برنامه کیوان سلطانی بود که افصحی در معرفیش به این اکتفا کرد: کیوان احتیاج به معرفی ندارد فعال پناهندگی و فعال سیاسی و شناخته شده برای همگی شماست.کیوان سلطانی در بخشی از صحبت هایش گفت:

 “وقتی که ۱۹ زن جوان ایزدی در قفسی آهنین زنده زنده سوزانده شدند، مسلمانان کانادا اولین روز ماه رمضان را به افطار نشسته بودند و جاستین ترودو با یک دوجین وزیر مسلمان کابینه اش و از جمله دو عضو ایرانی تبار افطار می کرد! تلاش ما حتی برای گرفتن یک محکومیت خشک و خالی به جایی نرسید. چنانکه  دخترکان ایزدی را با زنجیر بر دستها و ساق های شان در خیابان های پایتخت های عرب گرداندند و به مشتری های ترک و عرب فروختند و صدایی از این به اصطلاح جهان عرب با قید استثناء برای بعضی از اعضای سابق جبهه آزادیبخش فلسطین و شخصیت هایی چون لیلا خالد بر نخاست! ظاهرن هنوز جهان متمدن می تواند وجود چندین هزار زن ایزدی  در اسارت داعش را بربتابد! حالیا سازمان هایی به نام حقوق بشر  به کسانی با عنوان فعال حقوق بشر جوایزی تقویم می کنند؛ اما نوبل ایشان نیز زمانی معنی می دهد که از حقوق زینب جلالیان دم نزند، زندانی که ده سال است بدون مداوا، چون گروگانی در سیه چال های  رژیم دار و شکنجه به اتهام عضویت نه خود، بلکه عضویت یکی از اعضای خانواده اش جوانی و زندگانی را  به امید روزی که کسی صدایش را بشنود می گذراند! زندان شدن و سپس پرپر شدن به جرم رابطه ی خونی با کسی داشتن را ابتدا در شعری در کلاس های آغازین تحصیل به زبان غیرمادری ِفارسی شنیده بودم که:”گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری!” و آن را به حضرت سعدی نسبت می دادند و این که وی زیرکانه  کتاب بوستان اش را به ابوبکر سعد زنگی هدیه کرده بود تا به او حالی کند که بین شوشتر در خوزستان، تا بلخ در خراسان راهی طولانی است و کسی از این ولایت را به جرم دیگری در ولایت دیگر شایسته نیست که  این گونه مغرضانه قضاوت کنند! اما در همین جمهوری اسلامی فرزاد کمانگر را که در روستای کامیاران در ۶۵ کیلومتری جنوب سنندج معلمی میکرد به جرم آن که برادر مبارزش شیرزاد کمانگر صدها کیلومتر آنطرفتر و به عبارتی در مرز ایران و ترکیه آنهم به جرم های اثبات نشده ی عضویت در سازمانی که جمهوری اسلامی درست نمی پندارد، ابتدا زندان می کنند و گروگان نگه می دارند که آن برادر دیگر خود را تحویل دهد و وقتی خبری نشد او را اعدام می کنند.

کیوان سلطانی

و باری داشتم می گفتم که لیست اسامی پنجاه تحت اعدامی بلوچ و کرد را که به دفتر احمد شهید داده بودم را نگاهی اجمالی کردم و شوربختانه متوجه شدم که خیلی از آنها تا امروز اعدام شده اند!

آری! شیرکوه معارفی اعدام شده است، حبیب اله گلپری پور پرپر شده است، ماشین اعدام،  رضا اسماعیلی را بلعیده است؛ منصور آروند را به اعدام سپرده اند!  احسان فتاحیان را جانیان کشته اند، و سامان نسیم ۱۷ ساله را ۵ سال زندان داده اند، پنج سالش را تمام کرده است اما ملی کشی می کند و حالا زانیار و لقمان را که ده سال زیر حکم اعدام نگه داشته بودند اعدام کردند. جمعه ششم مهرماه سال ۱۳۹۷ که روحانی رییس جمهوری قاتل جمهوری اسلامی عازم نیویورک بود تا عباکشان صحن سازمان ملل را  با دروغ پردازی هایش جارو کند. رادیو فردا  گزارش می دهد که ۱۲ نفر را در روزهای قبل از عزیمت ایشان در شهرهای مختلف ایران اعدام کرده اند، حالا به چه جرمی؟  در واقع فرقی نمی کند! امور آنها فقط با اعدام می گذرد، آنها جواب خواست های واقعی مردم را نمی دهند، کامیونداران چهارمین روز اعتصاب خود را می گذرانند،  دستمزد کارگران ایران که به تحقیق جزو چهار کشور پایین ترین دستمزدهاست را ماه هاست که نداده اند، چرخ های مملکت به عبارتی نمی چرخد، اما ماشین اعدام مثل ساعت کار می کند و حتی  زمانی که رییس جمهورش مأمور شده است که  به دروغ در جلسه ی  سازمان ملل دروغ ببافد و از عقل و انسان بلافد،  دستگاه قضایش و مأموران اجرای احکامش خون ۱۲ نفر را ریخته اند! مرکز اسناد حقوق بشر ایران و کمپین بین المللی حقوق بشر در گزارش مشترک خود که تاریخ ۱۷ مهرماه سال ۱۳۹۲ را در پیشانی اش دارد می گویند که از زمان تحلیف روحانی یعنی از ۱۳ مرداد سال ۱۳۹۲ تا ۱۶مهر همان سال  دست کم ۱۲۵ نفر اعدام شده اند یعنی برای دو ماه و سه روز ۱۲۵ نفر و به عبارتی دو نفر در روز را اعدام کرده اند!

تا اینجای قضیه صورت مسئله مشخص است که این رژیم با سیستم قضایی اش و  ماهیت اسلامی آن، ساعی خواهد بود که بیشترین استفاده را از مجازات اعدام ببرد و در شرایط تحریم ها و نارضایتی روزافزون مردم که علنن دیگر از طرح خواسته های حداقلی خود فراتر رفته و خواهان سرنگونی رژیم- با تمام جناح هایش و ایدئولوگهایش و دلواپسانش- شده اندآیا وظیفه ما به عنوان کسانی که ۴ دهه است خواهان براندازی این رژیم بوده ایم، به گفته ی بعضی از عزیزان جز تشدید مبارزه برای سرنگونی وظیفه ای دیگر نداریم؟  اینجا کمی مکث لازم است!”

سخنرانی کامل کیوان سلطانی را می توانید در یوتیوب ببینید.

 

سخنران بعدی برنامه سلام قادری بود.

سلام قادری، شاعر، هنرمند و فعال سیاسی است که فعالیت سیاسی را از سال ۱۳۸۱ با عضویت در کومله آغاز و چندین نمایشنامه را نوشته و کارگردانی کرده است. او در این سالها سه مجموعه شعر را به زبان کردی منتشر کرده و دو کتاب داستان و نمایشنامه در دست انتشار دارد. سال های ۱۳۸۹تا۱۳۹۱ به دلیل فعالیت های  سیاسی در زندان بوده و پس از آزادی در سال ۱۳۹۱ به دلیل فشارهای سیاسی مجبور به ترک کشور شد و هم اکنون  در تورنتوی کانادا در زمینه فیلم سازی مشغول به تحصیل است.

سلام قادری

او اشاره کرد که چون پیشینه ی هنری دارد از ادبیات کردستان شروع می کند. برای شناخت جامعه به ادبیات می پردازد و با اشاره به فیلم “یل” اثر یلماز گونی و توضیحاتی در مورد این فیلم و همچنین با اشاره به رمان “یاغی” اثر یاشار کمال به توضیح جامعه ی کردستان پرداخت و گفت که سرمایه داری به خاطر مصلحت خویش جامعه کردستان را بین دولت های منطقه تقسیم کرده است. در جامعه ی کردستان اگر فقط بخواهی با زبان خود درس بخوانی با زندان و شکنجه روبرو خواهی شد. من در جامعه ای زندگی می کردم که مرا سیاسی بار آورده بود. او تاکیدکرد که در جامعه ی کردستان نمی توانی به هیچ بهانه صنفی  بگویی که مثلا من نویسنده ام کارم نمی تواند سیاست باشد و یا معلمم، سیاست نمی تواند کارم باشد. در کردستان نمی توان از مبارزه سر باز زد چون آن جامعه احتیاج به مبارزه دارد و مبارزاتی که طی تاریخ در آن جامعه شده است این توقع را درست کرده.

سخنرانی کامل سلام قادری را در یوتیوب ببینید.

 

آخرین سخنران جلسه آقای هه ژار علی پور بود که برادرش در زندان بسر می برد.  آقای افصحی در معرفی او گفت: آقای هه ژار علی پور فعال سیاسی، در خانواده ای کمونیست و مبارز در منطقه سردشت کردستان به دنیا آمد و مدت هشت سال است که عضو حزب کمونیست کارگری ست. علی پور در رابطه با دستگیری برادرش هوشمند و همچنین دوست او محمد استادقادر صحبت می کند.”

هه ژار علی پور

هه ژار علی پور در بخشی از صحبت هایش اشاره کرد که در تاریخ ۱۲ مرداد ۹۷ هوشمند و محمد در حالی که جهت کمک به اکیپ دیگری راهی بودند مورد هجوم نیروهای رژیم قرار می گیرند و هر دو دستگیر می شوند. بعد از دستگیری رژیم آنها را به تلویزیون می آورد و به دلیل شکنجه و تهدید و فشارهای فراوان، در برنامه بیست وسی (۸.۵)وادار به اعتراف علیه خودشان می کند. این اعتراف غیرواقعی و زیر شکنجه بوده است و آنها مجبور به اعتراف به اقدام مسلحانه علیه امنیت جمهوری اسلامی  می شوند. نزدیک به دو ماه از دستگیری آنها می گذشت که ما هیچ اطلاعی نداشتیم تا دو روز پیش طی تماسی دو سه دقیقه ای هوشمند گفت که در ابتدا در بانه تحت شکنجه بوده اند، اما الان به زندان سنندج منتقل شده اند.

او از کمپین و اقداماتی که تاکنون در عرصه جهانی جهت آزادی هوشمند و محمد صورت گرفته صحبت کرد و خواهان حمایت حاضران از کمپین آزادی هوشمند و محمد استاد قادر شد.

سخنان کامل هه ژار علی پور را در یوتیوب ببینید.

پیش از آخرین بخش برنامه آقای حسین افصحی از حمایت کنندگان برنامه ، هفته نامه شهروند و  و کتابفروشی سرای بامداد تشکر کرد و سپس آقای شهروز احمدی را به عنوان هنرمند خواننده و نوازنده کرد که در اکثر برنامه های سیاسی، هنرنمایی می کند معرفی کرده و از ایشان دعوت کرد که به صحنه بیاید. آقای شهروز احمدی هنرمند کرد مقیم شهر تورنتو،  دو آهنگ کردی  زیبا اجرا کرد.

شهروز احمدی

اجرای شهروز احمدی را در یوتیوب ببینید.

جلسه با اجرای ترانه ی از خون جوانان وطن، سروده عارف قزوینی که توسط یکی از تماشاچیان اجرا شد و با شعر “شیرکوه بیکس” به پایان رسید .

از ترانه های من اگر

گل را بگیرند

یک فصل خواهد مرد

 اگر عشق را بگیرند

دو فصل خواهد مرد

و اگر نان را

 سه فصل خواهد مرد

اما آزادی را!

اگر از ترانه های من

آزادی را بگیرند

سال، تمام سال خواهد مرد.

*گزارش از کمیته یادمان تورنتو

About The Author

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This