بهمن مقصودلو به دلیل ارتباط و علاقه با بسیاری از چهره های هنر و ادب ایران، کاری را که در حقیقت باید دولت ها و یا تهیه کنندگان امر سینما و یا تلویزیون با سرمایه های کلان و در سرزمین مادری هنرمندان به انجام برسانند، در غربت و با صرف وقت و سرمایه ی خویش انجام می دهد و به دوش می کشد و در شهرها و کشورهای جهان به نمایش می گذارد.

ما در شهروند بخت برگزاری چند کار آقای مقصودلو را داشته ایم و انصافاً هموطنان هم از نمایش این کارها استقبال به یادماندنی کرده اند. استقبال از کار خانم درودی به میزانی بود که همه ی ما دست اندرکاران امر دچار ترس شده بودیم که نکند نتوانیم جا برای جمعی از هموطنان داشته باشیم، اما به ابتکار یکی از دوستان، مبلمان سالن پذیرایی تالار و صندلی های متفرقه را هم آوردند و در نتیجه ما شرمنده ی حضور پر مهر هموطنان نشدیم.

چند ماه پیش به همت یکی از روزنامه نگاران صاحب نام ایران عمید نائینی فیلم را دیده بودیم و از آقای مقصودلو خواهش کردیم برای اکران عمومی فیلم در تورنتو که نخستین اکران فیلم هم بود، موافقت کند که ایشان هم طبق معمول استقبال کردند، اما آنچه روز یکشنبه ۲۵ اپریل دیدیم با آنچه پیش از آن دیده بودیم توفیر بسیار داشت. فیلم بسیار خوش ساخت تر و دیدنی تر شده بود، دکتر مقصودلو زحمت بسیار کشیده بود تا فیلمی درخور آفرینش های انسانی و اجتماعی ایران درودی تقدیم هنرپذیران کند. در حدود یک ساعت فیلم علاوه بر زندگی هنری و کوشش های فرهنگی خانم درودی مقصودلو موفق شده بود به زندگی شخصی خانم درودی و فراز و نشیب های آن نیز نگاهی همه جانبه داشته باشد. فیلم از زمره ی بهترین های چندگانه های زندگی هنرمندان و نویسندگان مقصودلو است، و نشان می دهد که کارگردان با پیگیری و وسواسی ستودنی توانسته است فیلمی بسازد که هم به آثار و هم به زندگی ایران درودی در ایران و غربت بپردازد.

در بخش پرسش و پاسخ نیز دکتر مقصودلو به پرسش های حاضران در پیوند با چگونگی ساخت فیلم پرداخت و از زحمت و مرارتی که تولید این گونه آثار دارد، یاد کرد.

خانم درودی هرگاه در خیابان های پاریس راه می رود و خاطره های زندگی و آفرینش های خود از فرانسه و شهر هنرآذین پاریس را تعریف می کند، دوربین مقصودلو او را در مسیری نشان می دهد که رو به برج ایفل دارد. دکتر مقصودلو می گوید، این نشانی است از توجه او به مقاومت و ایستادگی هنرمندی که به استواری برج ایفل و به بلندای او در امر فرهنگ و هنر ایران در چند دهه ی اخیر حضور داشته است.

اشارات فیلم به کودکی، نوجوانی و جوانی خانم درودی و دوستی های او با بزرگان هنر و نقاشی معاصر ایران و جهان از جنبه های دیدنی دیگر فیلم است؛ از سالوادور دالی گرفته تا آنتونی کوئین را در کنار خانم درودی می بینیم و خبر می شویم که چگونه یک نقاش ایرانی دامنه ی شهرت و حرمت و اعتبار کارش گستره ی جهانی دارد و این همه از نگاه تیز و همه جانبه نگر دوربین مقصودلو نهان نمی ماند.

فرهنگ ورزانی مانند دکتر بهمن مقصودلو با آفرینش آثاری از زندگی و هنر نامداران ایران وظیفه ای را که در سرزمین های دمکراتیک دولت ها برعهده دارند، بر دوش گرفته و از وقت و سرمایه و توان هنری و فکری و فرهنگی خود بهره می گیرند تا ما در حسرت بی خبری از بزرگان فکر و فرهنگ و سیاست ایران معاصر به سر نبریم. در جامعه ای که از بزرگانی مانند نیما و آل احمد و کسروی و بسیاری دیگر سند صوتی و تصویری قابل اعتنایی در دست نیست و در دوران حکومت کنونی هم این بخت دارد از بزرگان معاصر دریغ می شود، کوشش های فرهنگی و انسانی کسانی مانند دکتر بهمن مقصودلو را باید ارج نهاد و از اقدامات آنان در این عرصه حمایت کرد تا آیندگان از هنرمندان بزرگ معاصرشان بی خبر نمانند. دیدن فیلم زیبای “ایران درودی نقاش لحظه های اثیری” را به همه ی دوستداران فکر و فرهنگ  ایران توصیه می کنم و می دانم که بهمن مقصودلو از اینکه می بیند ما مردم به کوشش های او با حضور و حمایتمان حرمت می گذاریم و به آن ها علاقه نشان می دهیم، تشویق خواهد شد که فیلم های در دست آفرینش اش درباره ی زنده یادان “فرخ غفاری” و “دکتر محمد مصدق” را با شوق و ذوق و علاقه ی بیشتر آماده ی اکران کند.

به امید کارهای دیگر و بهتر دکتر بهمن مقصودلو که خود عمری را به فرهنگ ورزی و آفرینش فکری و هنری سپری کرده و قدر هنر و هنرمند را بهتر و بیشتر از هر کسی می داند.

 

گزارش نمایش فیلم و نیز مطلب دیگری به قلم خانم فریبا محمودیان را که به تازگی به تورنتو و به جمع هنرمندان ایرانی آمده اند، در شماره آینده خواهید خواند.