Select Page

گفت وگوی شهروند با رضا مقدس هنرمند نوازنده/ محمود شریکر

رضا مقدس یکی از هنرمندان فعال در تورنتوست که با اینکه از حضورش در این شهر چند سالی بیش نمی گذرد، اما هر جا که حرف موسیقی و هنر بوده

 

در موسیقی تلفیقی هر ساز حرف خودش را می زند


 

شهروند ۱۲۲۹ ـ ۱۴ می ۲۰۰۹


 

جمعه ۱۵ می ساعت ۸ شب، رضا مقدس نوازنده ی گیتاربیس به همراه خوانندگان سلی و خانم وجما سرور، با نوازندگان دیگری چون شاهین فیاض (رباب)، آراز نایب پاشائی (تمبک)، آلن دیویس (درامز)، کوشا نخعی (کمانچه) و … در کنسرتی با عنوان "گونه های ایرانی" با آوای تازه ای از تورنتو و تهران در لولالانج، به صحنه خواهد رفت. این کنسرت کار دیگری ست از Small World Music که در حوزه ی معرفی موسیقی ایرانی به ایرانیان و غیرایرانیان تورنتو همواره نقش برجسته ای ایفا کرده است. رضا مقدس یکی از هنرمندان فعال در تورنتوست که با اینکه از حضورش در این شهر چند سالی بیش نمی گذرد، اما هر جا که حرف موسیقی و هنر بوده، او نیز از دست اندرکارانش بوده است.

برای آشنایی بیشتر با او، گفت وگویی ترتیب داده ایم که در زیر می خوانید.

 

 


 

چگونه خودت را به خوانندگان معرفی می کنی؟


 

ـ من رضا مقدس متولد سال ۱۳۵۱ در شهر تهران هستم. موسیقی را از سن ۹ سالگی با نوازندگی پیانو و به تشویق پدر و مادرم شروع کردم. مهمترین اساتیدم فرمان بهبود و مصطفی کمال پورتراب بودند. از سن۱۶ سالگی با فعالیت های تجربی در زمینه ی صدابرداری فیلم کوتاه در سینمای جوان وارد دنیای صدابرداری شدم. بعد از آن وارد دانشگاه شدم و با مدرک لیسانس ریاضیات کاربرد در کامپیوتر فارغ التحصیل شدم. دوره ی دانشگاه هم دوره ی بسیار پرباری بود، چرا که در کنار درس دانشگاه نوازندگی گیتار باس، سه تار و مطالعه ی مباحث تئوری موسیقی را پیگیری می کردم. در سال ۱۳۷۶  فعالیت حرفه ای موسیقی خودم را با گروه آویژه شروع کردم. بنیانگذار گروه آویژه ـ رامین بهنا ـ که یکی از چهره های شناخته شده در موسیقی فیلم و تئاتر است، طی آن سالها موسیقی تلفیقی ایرانی ـ الکترونیک ـ جاز را به همراه گروه آویژه بدعت گذاشت و اولین اجرای آویژه توانست ۹ شب متوالی در تهران فروش کامل داشته باشد. در سال ۱۳۷۸ اولین استودیوی دیجیتال در ایران به نام بم آهنگ را تأسیس کردیم که آلبوم زرتشت به آهنگسازی بابک امینی و خوانندگی گوگوش، جزو اولین آثار ضبط شده در آن استودیو بود.

طی مدت ۵ سال من با بسیاری از هنرمندان موسیقی، تئاتر و سینمای ایران همکاری داشتم و در سال ۱۳۸۳(۲۰۰۵) به کانادا مهاجرت کردم. در کانادا بم آهنگ را با دوست قدیمی ام ـ  بابک خیاوچی ـ به ثبت رساندیم و الان هم مشغول به فعالیت هستیم.


 

فعالیت هایت در زمینه ی موسیقی در کانادا به چه صورت شروع شد؟

 

ـ من در بدو ورودم به کانادا به واسطه ی حضور دوست خوبم بابک امینی در تورنتو توانستم تنظیم بخش الکترونیک چند قطعه را برای یکی از آلبومهایی که بابک در دست تهیه داشت انجام بدهم و بعد از آن توانستم چند آلبوم برای کار سفارش بگیرم. آشنایی با شما هم باعث ارتباط من باAlan Davis   مدیر کمپانی Small World Music شد که دریچه ی جدیدی بود بر فعالیت های من در کانادا. ما در اولین روزهای سال ۲۰۰۶ گروه Beat Map را با Alan و چند تا از دوستانش پایه گذاری کردیم که حاصل آن چند کنسرت در سالهای گذشته بود که مهمترین آنها سال ۲۰۰۷ به همراه  رضا درخشانی و در سال ۲۰۰۸ به همراه سُلی در کنسرتی به نام Winter Nowruz بود که تا به حال چندین مرتبه از CBC Radio 2 پخش شده.


 

در حال حاضر روی چه پروژه هایی مشغول به کار هستی؟


ـ  در حال حاضر با دو گروه مشغول به کار هستم و یک تئاتر.  یک پروژه ی تلفیقی راک با موسیقی خاورمیانه و جاز است که در قالب یک گروه ایرانی ـ کانادایی به نام Captive Grooves ، تا به حال حدود۸ اجرای زنده داشتیم و در مراحل پایانی ضبط آلبوم هستیم. پروژه ی دیگر در واقع ادامه ی همان Winter Nowruz  است که مدتیست افتخار این را دارم که به همراه سُلی (سلیمان واثقی) نوع دیگری از موسیقی تلفیقی یا Fusion  را اجرا کنیم. در این پروژه ملودی ها همگی ساخته ی سُلی است و من هم مسئولیت تنظیم آنها را دارم و توانستیم از حضور تعدادی از نوازندگان خوب سازهای ایرانی و غربی در این پروژ ه استفاده کنیم. این پروژه به زودی در تاریخ ۱۵ می به نام Persian Versionsدر تورنتو اجرا میشود و بعد از آن هم تصمیم به اجراهای دیگری در کانادا و آمریکا داریم. پروژه ی تئاتر هم در واقع یک پروژه ی Multi Art است به نام Less Than A Half  که نویسنده و کارگردان آن ستاره دل زنده است، یک دوره اجرای موفق در ماه مارچ داشتیم و الان در برنامه ریزی برای فستیوالهای رقص و تئاتر در داخل و خارج کانادا هستیم.


 

در سخنانت چندین بار به کلمه ی تلفیق اشاره کردی، ممکن است بیشتر در این باره توضیح بدهی؟


ـ تلفیق در موسیقی بحث خیلی مفصل و پیچیده ای ست. هنر به طور کلی همیشه دستخوش تلفیق و داد و ستد فرهنگی و ملیتی بوده و هست. به عنوان مثال ساز طبلا در ایران در منطقه ی بلوچستان به عنوان ساز محلی نواخته میشود و این ساز در هند، پاکستان، افغانستان، بنگلادش، سریلانکا و چند کشور دیگر هم کاربرد دارد ولی در هر کشور با لهجه و فرهنگ آن منطقه تلفیق شده. ولی اصطلاح Fusion در موسیقی عملاً از اوایل دهه ی ۱۹۶۰ به کار برده شد و این دوره ای بود که موسیقی جاز که اصل آن توسط برده های سیاه پوست در سالهای ۱۸۰۰ به آمریکا آمده بود با موسیقی راک ادغام شد. در همان سالهای ۱۹۶۸ به بعد شاهد حضور موسیقی ملل مختلف در موسیقی جاز هستیم. به عنوان مثال John McLaughlin نوازنده ی بنام و چیره دست گیتار اهل انگلستان که ساکن آمریکا بود، طی سفری که به هند داشت مدت پنج سال به تحقیق و تجربه ی فرهنگ و هنر آن کشور پرداخت و  گروه Shakti  را به همراه ذاکیر حسین تأسیس کرد و این گروه جزو موفق ترین و پرآوازه ترین گروه های موسیقی تاریخ ثبت شد.


 

 تو خودت چطور موسیقی تلفیقی را تجربه کردی و آیا زندگی در کانادا تأثیری بر این تجربه داشته؟


ـ  من همانطور که در بالا هم اشاره کردم، فعالیت حرفه ای خودم را با موسیقی تلفیقی و گروه آویژه شروع کردم. موسیقی تلفیقی امروزی در موسیقی ایران همزمان طی دو حرکت موازی شکل گرفت. گروه آویژه در ایران و گروه Axiom of Choice در خارج از ایران. این گروه که با آهنگسازی رامین ترکیان و خوانندگی مامک خادم در آمریکا و در دهه ی ۱۹۹۰ فعالیت داشتند، سه آلبوم موفق منتشر کردند. من هم با آویژه در ایران دو آلبوم و بیش از ۱۵ اجرا داشتیم که من در آن گروه نوازندگی Keyboards  و Synthesizer  را عهده دار بودم. چهار ساز غربی در کنار چهار ساز سنتی ترکیب جالبی را به وجود آورده بود. بعد از مهاجرتم به کانادا توانستم با رامین ترکیان و مامک خادم که البته الان در دو گروه جداگانه فعالیت دارند، همکاری کنم. آشنایی بیشتر من با موسیقی جاز (Jazz)  در کانادا هم به این موضوع خیلی کمک کرد و به علت حضور متنوع فرهنگهای ملل مختلف در تورنتو، فرصت مطالعه و تجربه ی آنها بیشتر به دست می آید. من فستیوالهای زیادی را در کانادا رفتم و موسیقی ملل مختلف را از نزدیک دیدم و شنیدم و این موضوع روی ساختار آهنگسازی و نوازندگی من خیلی تأثیر داشته و در کارهای خودم خودآگاه و ناخودآگاه ریتم ها، فواصل و ملودی های آن ها را به کار میبرم.


 

آیا فکر میکنی که موسیقی ایرانی به تنهایی قابل ارائه نیست که باید تلفیق بشه؟


ـ  نه؛ موسیقی دستگاهی و مقامی ایران خودش یکی از کاملترین انواع موسیقی ست. من همیشه به تکنوازی های اساتید گوش میکنم و تار جلیل شهناز و کمانچه ی بهاری را با هیچ چیز عوض نمیکنم. آنها در جای خودشان بیانگر احساسات و عواطف و فرهنگ شخصی آن افراد هستند، مضاف بر اینکه سازهای سنتی و محلی ایران هم مشکل ضعف در دامنه ی فرکانسی بم را دارند و هم تغییرات آب و هوایی به شدت روی آنها تأثیر میگذارد. از طرفی داینامیک و هارمونی که از ارکان موسیقی هست چندان در کارهای ارکستری ایرانی مراعات نمیشود و یا از یک فرم کلیشه ای پیروی میکند.


 

ساختار پروژه ی مشترکت با ُسلی به چه صورت است؟


ـ  ما در این پروژه سعی کردیم که اصل تنوع را مراعات کنیم. در این کنسرت چند قطعه با حال و هوای موسیقی افغانستان و بلوچستان اجرا میکنیم که خانم واجما سرور هم با صدای زیبای خودش فواصل موسیقایی را با سُلی همراهی میکند. چند قطعه هم در فضای الکترونیک و جاز است که روی اشعار شعرای کلاسیک و معاصر فارسی زبان کار شده. و حتی یک قطعه ی محلی بوشهری هم در این مجموعه اجرا خواهد شد. سازهای ایرانی شامل کمانچه، تار و رباب کاملاً موسیقی ایرانی اجرا میکنند که بهترین همراهی برای ملودی های ساخته ی ُسلی هستند. من به طور کلی با اینکه یک ساز سنتی فواصل غربی اجرا کند مشکل دارم. تلفیق زمانی وقتی درست انجام میشود که هر ساز حرف خودش را بزند و از فرهنگ و اصلیت خودش بگوید.


 

و پرسش آخر اینکه آینده ی موسیقی ایرانی را در تورنتو چطور می بینی؟


ـ موسیقی ایرانی در تورنتو در این یکی دو سال اخیر خیلی فعال بوده و شاید بشود گفت که بیش از حد و ظرفیت شهر. یعنی عملا بعد از فستیوال تابستانی تیرگان که خود من مدیر بخش موسیقی آن بودم و طی ۳ روز ۱۳ اجرا داشتیم، هرماهه شاهد حضور یکی از گروههای موسیقی سنتی یا فولکلور از خارج از کانادا هستیم. از طرفی موج نو موسیقی ایران که از آن جمله میشود به گروه کیوسک و نامجو اشاره کرد بخشی از اجراها را به خودشان اختصاص دادند. اجرای گروههای پاپ که از لس آنجلس به این شهر می آیند هر ماهه یکی دو بار اتفاق می افتد و تازه فعالیت گروه های مقیم خود تورنتو نیز بخش عظیمی از کنسرتهای این شهر است که من فکر میکنم کمی بیش از حد توان مخاطبان، نشریات و رسانه های تورنتو ست و اگر دست اندرکاران شهرمان فکری به حال این موضوع نکنند به زودی برگزاری هر نوع کنسرت ایرانی در تورنتو با مشکل مواجه خواهد شد.

  • Persian Versions
  • lula lounge, 1585 Dundus St. W.


 


 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

۱ Comment

  1. رضا عزیز از اینکه می بینم پس از مهاجرت به جدیت کار موسیقی را در کانادا ادامه می دهی خیلی خوشحال شدم من پیام عبداللهی هستم و در روزهایی که شما در بم آهنگ بودی من برای یکی دو کار در سال های حدود ۱۳۷۹مزاحم شما شدم و واقعا چه ترکیب خوب و زیبایی در آن استودیو دور هم جمع شده بودند و جو خوبی بود که متاسفانه دیگر آن آدم ها به آن صورت دور هم نیستند و موسیقی یک مقدار بیشتر به سمت بیزینس رفته و آدم هایی که توانایی دارند برای صدا برداری های اولیه بیشتر دنبال جمع کردن امکانات اولیه توسط خودشان رفته اند و اون محیط که آدم این همه هم قطار ها و موزیسین ها رو دور هم می دید نیست و از طرفی اون شور که پس از مدت ها محدودیت در آن دوره بین اهالی موسیقی افتاده بود نیست .موزیک بیشتر به سمت تجاری و پاپ رفته و اون بخش مدیای تصویری اش خیلی اهمیت پیدا کرده …..بهرحال چاره ای نیست ولی جدا از اینکه این مصاحبه را خواندم خوشحال شدم هر چند خیلی دیر متوجه شدم ولی به یکباره یاد شما افتادم و اسمت رو جستجوکردم و این مقاله به چشمم خورد .موفق وسربلند باشی

    Reply

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This