Select Page

درس هائی از مدیریت نوین کسب و کار/ مجید جانفرسا

شماره ۱۱۹۸ ـ پنجشنبه ۹ اکتبر ۲۰۰۸

Modern Business Management
درس بیستم

طی مقالات گذشته، در ارتباط با بحث “اخلاق مدیریتی” و حرفه ای، ضمن بررسی موضوعی و اصطلاحات و تعاریف مرتبط، به دیدگاه های مختلف در این زمینه و منافع حاصل از آن برای مدیریت یک سازمان و نیز جامعه و مردم پرداختم. در این مقاله در ادامه ی بحث به فاکتورها و عوامل تاثیرگذار بر اخلاق مدیریتی می پردازم.


تاثیر عوامل سازمانی بر “اخلاق مدیریتی”


می دانیم که توسعه ارزشها و بینش اخلاقی از جمله موارد شخصی و فردی در یک سازمان محسوب میشود که در عین حال میتواند وجه و تصویر سازمان را نیز تحت تاثیر قرار دهد. این امر خود تابع عوامل متعددی است. از جمله مهمترین مواردی که رفتار و منش اخلاقی مدیران و کارکنان را تحت الشعاع قرار می دهد، میتوان به “فرهنگ سازمانی” و”ساختار سازمانی” اشاره کرد.


“فرهنگ سازمانی”(organizational culture)


وضعیت فرهنگ یک سازمان(که در واقع مجموعه ارزش ها، باورها، و عقاید کارکنان و مدیران محسوب می شود)، می تواند نقش تعیین کننده ای در رفتار اخلاقی آن سازمان داشته باشد. یک فرهنگ سازمانی قوی میتواند مدیران را در توجه به استانداردهای اخلاقی هدایت نماید که بویژه در شرایط بحرانی مانند بروز منازعات و مشاجره ها، قابلیت تحمل دیگران را تسهیل سازد.

فرضاً سازمان هایی که دارای یک فرهنگ سازمانی از نوع تهاجمی (و به نوعی خلاق) هستند، به لحاظ آنکه مدیران آن سازمان احساس آزادی در بیان و رفتار بیشتری احساس میکنند، در مواردی ممکن است دچار برخی از رفتارهای غیراخلاقی شوند که بعضاً ناشی از عدم واقع بینی (یا خود بزرگ بینی) بوده و در نهایت منجر به طرد ایشان شود.

مدیران یک سازمان با فرهنگ، ملزم به رعایت ضوابط و استانداردهای اخلاقی (به صورت نانوشته و یا مستند) هستند که ایشان را در مراحل تصمیم سازی و انجام اقدامات متناسب و اخلاقی در داخل و یا خارج از سازمان کمک می کنند، اما برعکس در یک سازمان با فرهنگ سازمانی ضعیف، رفتار مدیران غالباً انفعالی و تابع شرایط محیطی است. در چنین شرایطی بروز رفتارهای اخلاقی مناسب، صرفاً تابع اخلاقیات فردی خواهد بود.


ساختار سازمانی (structure organizational)


عامل دیگری که در رفتار اخلاقی مدیران حائز اهمیت است، چگونگی “طرح و ساختار سازمانی” میباشد. یک ساختار منطقی، تعیین کننده روابط، مسئولیت ها و اختیارات افراد در سطوح مختلف سازمان بوده که در صورت توجه به معیارهای اخلاقی، میتواند شرایط بروز رفتارها و تصمیمات اخلاقی و تداوم آن را فراهم کند.

برای مثال سازمانی با ضوابط و روابط کاملاً تعریف شده، در بسیاری از موارد مدیران را در شرایط عدم اطمینان و دودلی کمک کرده و ایشان را در انجام وظایف خود با ملاحظه ضرورت های اخلاقی هدایت میکند. به همین دلیل است که امروزه بسیاری از سازمان ها نسبت به استقرار و به کارگیری استانداردهای شغلی همراه با “کدهای اخلاقی”(ethical codes) در جهت تبیین رفتارهای اخلاقی متناسب مدیران خود، توصیه میشوند. چرا که با تعیین انتظارات اخلاقی و مسئولیت های اجتماعی مدیران (و همچنین سایر کارکنان) و ارتباط دادن آنها با مسئولیت ها و اختیارات ساختاری، میتوان نسبت به رعایت اصول و ضوابط اخلاقی اجتماعی شرکت و سازمان خود اطمینان حاصل کرد.

بر این اساس است که آقای Remi Marcoux مدیر اجرائی شرکت Transcontinental Group اعتقاد دارد که مدیران، بویژه در شرایط لزوم توجه بیشتر به ارزش های سازمانی مرتبط با جامعه و مردم، می بایست مثال عملی از رفتارهای اخلاقی برای سایر کارکنان خود باشند. به نظر او رهبران و مدیران ارشد سازمان می بایست به شرایط اجتماعی سازمان خود که ایشان و کارکنان در آن زندگی میکنند، توجه خاص داشته باشند و عملکردها و برخوردهای متناسب و منطقی ارائه نمایند.


“معیارهای اهمیت” در ارتباط با اخلاق مدیریتی


در بسیاری از موارد، مدیران یک سازمان در زمان تصمیم گیری و یا انجام اقدامات مرتبط با سازمان که به نوعی بیانگر تصویر اخلاقی ایشان نیز محسوب می شوند، دچار شک و تردید میشوند. در چه موقعیت و زمانی میتوان گفت که رفتار سازمانی مدیران به لحاظ اخلاقی حائز اهمیت است؟ فرضاً استفاده از لوازم و متعلقات اداری جهت مصارف شخصی، و یا استفاده از شبکه اینترنت سازمان برای ارسال نامه های الکترونیکی خصوصی تا چه میزان اخلاقی(و یا ضد اخلاقی) محسوب میشود؟

جدای از سیستم اجرائی و آئین نامه ها، در این ارتباط می بایست معیارهائی جهت تعیین میزان اهمیت چنین مواردی (همچنین در بعد کلان و برون سازمانی) جهت اخذ تصمیمات لازم از سوی مدیران در سطوح مختلف، روشن شود.

۱ـ Greatness ـ میزان خسارت: در صورت انجام (یا عدم انجام) اقدام مورد نظر، چه میزان از منابع سازمان دچار آسیب و ضرر خواهند شد؟

۲ـ Consensus – نظر دیگران: چه تعداد از سایر مدیران و کارکنان نسبت به انجام (یا عدم انجام) این اقدام موافق هستند؟

۳ـ Probability – احتمال ضرر و زیان: احتمال بروز صدمات مترتب بر این اقدام چه خواهد بود؟

۴ـ Immediacy – میزان فوریت بروز عواقب: در صورت انجام (یا عدم انجام) این اقدام، مسائل و عواقب آن (مثبت یا منفی و در داخل یا خارج از شرکت و سازمان) به چه سرعتی فراگیر خواهد شد؟

۵ـ Proximity – تقریب ابعاد عواقب: دامنه و گستره پیامد های ناشی از این اقدام (در داخل و خارج از سازمان) به چه اندازه خواهد بود؟

۶ـ Concentration – تمرکز عواقب: در صورت بروز پیامد های مرتبط با این اقدام و تصمیمات مربوطه، به چه میزان تاثیرات (و صدمات احتمالی) ناشی از این امر بر روی سازمان متمرکز خواهد بود؟

با توجه به معیارهای مورد اشاره و تعیین میزان اهمیت موضوع اخلاقی مورد نظر، مدیران میتوانند نسبت به انجام رفتارهای اخلاقی متناسب و شایسته در داخل و خارج از سازمان اقدام نمایند.


——————-

مجید جان فرسا مشاور ارشد سیستم های مدیریت است.

ایمیل نویسنده:

janfarsa@yahoo.com


 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This