سایه ی همسایه/حسین آتش پرور

سایه ی همسایه/حسین آتش پرور

داستان از سه قسمت شکل گرفته است:

روبرو روی دیوار،کسی نشسته، دندان های نیشش بزرگ است. مرتبن در نسیمی که می آید پاهایش می رقصد. صورت گرد و قد بلندی دارد، وقتی می ایستد قدش از دیوار بلندتر است. از اینجا که من نشسته ام حمام همسایه ی کوچه ی روبرو دیده می شود.

***

کسی خود را می شوید. از پشت شیشه ی مشجر همه چیز را می شود دید. پارسال سر همین که یکی مرد همسایه را در حمام تماشا می کرد دعوای بدی در گرفت.

مرد چاق مثل گاو خشمگین درکوچه دوید به سمت خانه ی همسایه. از صورت بخارزده اش، حرارت می بارید و موهای خیس و کوتاهش برق می زد. به قدری عجله داشت که هرکس سر راهش بود به گوشه ای پرت می شد.

جلوتر از او مرغ از قفس پریده. چنان می گریخت که دو بار نزدیک بود ماشین به او بزند. قالب گوشتی به شکل لباس. با هیجان بالا و پایین می رفت. هیکل ریزه از لای جمعیت پرید و گاو به گردش نرسید. خشم بود که از دهانش می ریخت.

سر همین مسئله رابطه دو همسایه شکراب است.

***

درِحمام را عوض کرده ام. چند روز دیگر هم معمار می آید و ساختمان را کلن می کوبد و دو واحد شیک و تمیز تا سال بعد به من می رسد.

آن روز که عباس چاق را از همین جا دید می زدم، حواسش نبود که من یا هرکس دیگر می تواند آبرویش را ببرد. اصلن آبروی آدم دست خودش است. مادربزرگ می گوید مال خودت را حفظ کن همسایه ات را دزد نکن.

آخر چه ربطی دارد؟

ربط دارد عزیز من. ربط دارد. اگر درِ حمام را درست کنی کسی نمی تواند تو را دید بزند.

درِ حمام درست است، اما باز هم مرا دید می زند.

کفها به آرامی از پستی بلندیهای بدنم می لغزد و به کف، شره می کند هر چه می شویم، باز چربم. انگشتم روی چرم تنم سُر می خورد. آب تا مچ پایم بالا می آید. راه آب بند شده. پرها روی آبِ کف آلود تکان تکان می خورند. همه را جمع می کنم و در سطل می ریزم. به گردنم دست می کشم، زمخت است، مثل بدن مرغی که پرهایش را کنده باشند؛

از حمام صدای گاو می آید..

قسمت اول:  

قسمت اول یا مقدمه ورود به داستان کاملن خواننده را برای واردشدن به یک داستان غیر معمول [فرا واقعی] آماده می کند: ۱- روبرو، روی دیوار،کسی نشسته کسی[ ایهام] ایجاد ایهام در داستان می کند، چون نامشخص است. ۲- دندان های نیشش بزرگ است. بزرگی دندان های نیشش [بیان حالت یا ویژگی] است. و وضعیت غیر عادی فرد را می رساند. ۳ـ مرتبن در نسیمی که می آید پاهایش میرقصد، مرتب نرقصیدن پاها در نسیم[بیان حالت اش دست خودش نیست= دست باد است] غیرمعمول است. وکمک به غیرعادی بودن شماره ۲ و آن را تقویت می کند. ۴- صورت گرد و قد بلندی دارد توصیف قیافه ی غیر عادی[خارج از قاعده] و به عنوان یک ویژگی فردیت از دید روایتگر است. ۵- وقتی می ایستد قدش از دیوار بلندتر است. در این شبیه سازی داستان کاملن به سمت استعاره و فراواقعیت می رود[ بلندی قد از دیوار] ۶- از اینجا که من نشسته ام حمام همسایه کوچه روبرو دیده می شود بیان موقعیت و ساخته شدن فردیت راوی است.

 

قسمت دوم:

در قسمت دوم ضمن فضاسازی با استفاده از نشانه ها؛ رخداد وجه غالب این قسمت داستان است و اتفاقی را که برای فردیت روایتگر افتاده است شرح و توسعه می دهد.

 

قسمت سوم:

در قسمت دوم روایتگر از حمام صحبت می کند که او دارد می بیند. و انگار دیگری و دور از اوست، اما در این قسمت داستان به سمت رخداد جزء[عوض کردن در حمام] می رود. و روایتگر به شکلی وانمود می کندکه اتفاق برای خود او افتاده است. در ادامه، داستان به تقویت همین فکر می پردازد. در این قسمت یا پایان داستان متوجه این نکته می شویم که  با راوی روان پریشی روبرو هستیم. و نشانه ی آن رخدادی را که برای خود او اتفاق افتاده است، به دیگری نسبت می دهد.

 

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This