Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت/۷۲/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت/۷۲/میرزاتقی خان

احمدی نژاد حداقل می گفت دلار ورق پاره ای بیش نیست و لبخندی به لب هامون می آورد . روحانی همین را هم نمیگه که دلمون خنک بشه!

*

می گفت یه ذره حواس پرتی پیدا کرده بودم، گفتند برو پیش روانشناس.

وقتی روانشناسه بابت هر جلسه مشاوره سیصد هزار تومان مطالبه کرد، حواسم جمع شد که کی ام و چی ام و چکاره ام و خوشحال و خندان برگشتم پیش زن و بچه ام!

*

خدا زن را آفرید و بعد موها، صدا، خنده ها، حرکاتش موقع راه رفتن و لباس شاد را برایش حرام اعلام کرد!

*

ظاهرن دلیل آمار بالای طلاق در ایران یک سوء تفاهمه…

بعضی ها خیال می کنند طلاق که بگیرن، میلیون ها و میلیارها تومنی که خرج عروسی کرده اند پسشون میدن؟!

*

یارو در حالی که غش غش می خندید از فروشگاه اومد بیرون. پرسیدند کجاش خنده دار بود؟ جواب داد قیمت هاش!

*

به مگسه میگم حیفت نمیاد هوای به این خوبی، دریاچه، درخت، سبزه و گل را گذاشتی و توی خونه کوچک من دور خودت می چرخی؟

از روی پای من بلند میشه، میره یه وری آویزون میشه به پایه میز ناهارخوری….

استفاده از اینهمه امکاناتی که خداوند در اختیار بشر! گذاشته، شعور می خواهد و دانش

*

کاشت چمن در تهران ممنوع شد و حافظ از ترس شعرش را اصلاح کرد:

صبحدم مرغ علف! با گل نوخاسته گفت …

*

دکتر از کسی که تازه به تیمارستان آمده بود پرسید توی خانواده تون کسی را داشتین که از دیوانگی رنج ببره؟

جواب داد بله عموم، ولی رنج نمی برد، لذت می برد. خدا بیامرز هیچی از زندگی حالیش نبود!

*

طرح از مانا نیستانی

جمله “با دم شیربازی نکن” برامون گرون تموم شد. قیمت سکه و دلار دو برابر شد!

*

کافی ست خانم ها دست از لجبازی بردارند و وضع اقتصادی کشور به سرعت بهبود یابد. چگونه؟ خیلی ساده:

الان درگوگل خواندم که قیمت هر قواره چادر مشکی ۱۹۰ هزار تومان است. فرض می کنیم تا وقتی این مطلب چاپ شود ، قیمت همین ۱۹۰ هزارتومان بماند. اگر تعداد خانم های بالغ و عاقل کشورمان را ۳۰ میلیون نفر حساب کنیم، و فقط سالی یک چادر مشکی بخرند، رقمی که خواهند پرداخت می شود عدد ۵۷۰ با ۹ تا صفرجلوی آن . این شکلی :۵۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰

خواندنش را می گذارم به عهده خودتان که به بهبود حساب و هندسه تان هم کمکی شده باشد!

خب وقتی به همین سادگی می شود چرخ اقتصاد کشور را به گردش درآورد و ضمناً وارد کنندگان چادر مشکی را که هدف شان رفتن خانم ها به بهشت است خوشحال کرد، آیا انصاف است سروته قضیه را با یک روسری ارزان قیمت که یا از اینور لیز می خوره یا از اونور هم بیاورند؟!

*

دختره می گفت بابا منهم آدمم، از معشوقه بودن خسته شدم، دلم می خواد منهم عاشق بشم و عاشق باشم، ولی همه میگن زشته دختر، هرکسی را بهرکاری ساختند!

*

دورانی شده که زنگ آهسته موبایل، بیشتر از ناقوس بلند کلیسا توجه مردم را جلب می کند!

*

شیوع اسم مستعار در ایران ، وکشف صاحبان این اسامی، می تواند تبدیل به یک سرگرمی سالم برای مردم شود.

براساس آمار ما الان میلیون ها دیپلمه و لیسانسیه و مهندس و دکتر بیکار داریم. کارگرها را ولشون کن، سر چهارراه ها نشسته اند بلکه کاری پیدا کنند.

این تحصیلکرده ها روزها بخواهند در منزل بنشینند و به در و دیوار نگاه کنند که حوصله شان سر می رود و کارشان با زن و بچه به بگومگو و اختلاف می کشد و یکهو دیدید دوتائی شون پشت در محضر ایستاده اند تا محضردار از راه برسد! رفتن به قهوه خانه خرج زیادی ندارد، اما این تیپ آدم ها دل شان می خواهد به جاهای باکلاس تری بروند.

کافه تریا شیک تر و جالب تر است، اما خرج بیشتری دارد و با بیکاری و بی پولی جور در نمی آید. در نتیجه بهترین وکم خرج ترین کار این است که یک روزنامه ارزان قیمت بخرند و بنشینند به حدس زدن که این میم میم و الف الف کی ها هستند …؟

مثلا یک جا نوشته آقای  الف خ سه هزار میلیارد تومان چاپید و رفت کانادا و الان الف پ یعنی آقای بازپرس دارد دنبال یک س ن یعنی یک سرنخ می گردد بلکه او را د س کند یعنی دستگیر!

این ترتیب خبر دادن قطره چکانی و رمزی، هم شیرین است هم سرگرم کننده و هم یک شیوه نو و ابتکاری است در عالم خبررسانی که باید همت کنیم و به نام کشورمان ثبتش کنیم!

*

سیاستمدار خوب کسی است که دروغ هایش قابل باورتر از حرف های معمولی اش باشد!

*

نتیجه رجزخوانی ترامپ و روحانی، بالا رفتن بیشتر قیمت دلار شد. کاشکی پوتین یک چیزی می گرفت و این دو تا رئیس جمهور را آشتی می داد!

*

ایران یک هواپیمای قدیمی خریده است تا از وسایل آن استفاده کند.

بالاخره حرفه قدیمی پینه دوزی ایرانی ها به یک دردی خورد!

*

روزی که کبوتران نامه برحاضر نشدند نامه های غم انگیز را به مقصد برسانند، بشر پست را اختراع کرد!

*

کتیبه جدیدی ازکورش کشف شده که روش نوشته

پروردگارا کشورمان را از دروغ و دشمن و خشکسالی که حفظ نکردی، اگه میشه خودمون را حفظ کن تا ببینیم چی میشه!

*

پمپئو وزیر امورخارجه آمریکا حرف هایی زد که به مائده و رقص قشنگش نیاز بود تا مردم اون حرف ها را فراموش کنند که اون هم میگن از ایران رفته …

*

“کاسپین” تا وقتی نام دریا بود، معروفیت شرکتی را که پولهای میلیون ها نفر را بالا کشیده نداشت!

*

پزشک خانوادگی ام خانمی است آشنا به مسائل ایران. وارد که شدم دست داد و پرسید چه خبر؟ گفتم آفتاب خوبی شده! گفت آن را که دارم می بینم، از وضع مملکت تان پرسیدم، همه تلویزیون ها و رادیوها حرفش  را می زنند و پمپئو حرف های خیلی تلخ و تندی در مورد کشورتان زده…

گفتم عوضش رئیس جمهور خودمان حرف های قشنگ و شیرینی در این مورد زده، این به آن در…گفته هم بیشتر از پارسال درآمد داشته ایم، هم بیشتر از سال های پیش تولید داشته ایم، ارز هم به اندازه کافی داریم و خدا بده برکت، آنقدر تنگه هرمز داریم که نمی دونیم چیکارش بکنیم…!

گفت ما آلمانی ها باید حرف های پمپئو را قبول کنیم یا روحانی را؟

گفتم روحانی موهایش که به جای خود، حتی ریشش را در سیاست خاکستری کرده در حالی که پمپئو اصلا ریش ندارد که سفید یا خاکستری کرده باشد … شما حرف کسی را که یک تارمویش را در سیاست سفید نکرده قبول می کنید؟

گفت لطفن دکمه های پیرهن تان را بازکنید صدای تنفس تان را گوش کنم …ظاهرن که نفس تان از جای گرم درمی آید!

*

راه حلی برای کم آبی خوزستان!

کشف دریاچه ای از آب درکره مریخ که بی بی سی خبرش را داده، می تواند کم آبی خوزستان را برطرف کند. مریخ اون بالا، ما هم که این پائین، اگه سازمان آب بتونه یک سوراخ بزرگ در مریخ ایجاد کنه، آب ها راحت و بدون نیاز به لوله کشی از اون بالا می ریزه این پائین و مشکل کم آبی خوزستان حل می شود.

بدیهی است سوراخ باید دقیق باشه وگرنه آب ها می ریزه روی یک شهر دیگه و اختلافی شبیه اختلافی که بین یزدی ها و اصفهانی ها بر سر تقسیم حق آبه وجود داره، به وجود میاد!

*

مردم فراموشکاری هستیم. سالهاست که دیگر نه کسی از تدبیر حرف می زند ، نه از امید!

*

فیسبوک گزینه ای دارد که به آدم خبر می دهد فلانی برای شما دست تکان می دهد، شما هم برای او دست تکان بدهید …

تصور می کنم این گزینه را مخصوص ما ایرانی ها درست کرده اند، بلکه به این بهانه یک تکانی به خودمان بدهیم!

*

از بیرون تحریم شده ایم و از درون فیلتر. از این گل و گوشه ها کس دیگه ای امری نداره؟!

سر نترسی داره این ترامپ، با تهدیدات سردار سلیمانی، همه گفتند سکته را زده. یک هفته گذشت و هنوز زنده است!

*

بزرگترین کباب کوبیده چقدر طولشه و طولانی ترین پیتزا چند متره را با چشم میشه دید. اگه راست میگین وسیله ای اختراع کنین که ببینیم بزرگترین دروغی که تا به حال بهمون گفتن چی بوده؟!

*

هفته گذشته آلمان چنان گرم شده بود که اگر نفت داشت، آب و برق نداشت و همه جا را گرد و غبارگرفته بود، می شد بگی خوزستان اروپاست!

(Visited 1 times, 17 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده سه کتاب به نام های "آدم های زیادی" (2013 ـ کانادا)،"شما چند می ارزید؟"(2016 ـ آلمان) و "شیرین تر از تلخ" (2017 - آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This