امروزه اعداد و ارقام معیار سنجش سلامتی هستند. آیا اعداد و ارقام وحی منزل هستند و در صورتی که با استناد به این اعداد خودمان را در گروه سالم می بینیم واقعا این کافی است و می تواند خیالمان راحت باشد که مشکلی نداریم و سلامت و طول عمرمان صددرصد تضمین شده است؟

 

محققان و متخصصان در انتخاب این معیار تردید پیدا کرده اند و فکر می کنند هر فردی وضع خاص خود را دارد و معیار، خود فرد است و دو نفر در مقابل این اعداد وضع یک سانی ندارند. به عنوان مثال می گوییم میزان قند نرمال ۱۰۰-۶۰ میلی گرم در صد میلی لیتر خون است. اگر قند خون فردی۸۰ باشد نمی توان مطمئن بود که او از نظر قند مشکلی ندارد.  پس معیار ما بررسی خود فرد باید باشد و این ارقام اقلا در مورد او موجب گمراهی نشود و باعث نشود که از وضع واقعی بیمار غفلت کنیم. به عبارت روشن تر پزشکی دارد به طرف فردی کردن می رود.

 امروزه اشخاصی که در فکر کسب و حفظ تناسب اندام هستند تکیه بر اعداد دارند و کالری مصرفی را با معیارMy Fitness Pal و باروری را با برنامه Glow تنظیم می کنند و به عبارتی به اعداد و ارقام آویزان می شوند و وابسته به اعداد هستند!

اگر ضریب توده بدنی من زیر ۲۵ باشد خوب است؟ آیا ارقام حداکثر و حداقل فشار خون من برای سنم نرمال و سالم است؟

آیا چربی بد من یعنی LDL کلسترول زیر ۱۰۰میلی گرم در صد میلی لیتر هست؟

باید توجه داشته باشیم که رویکرد سنجش سلامت با ارقام محدودیت های خودش را دارد و حتی ممکن است گاهی گمراه کننده هم باشد. تحقیقات جدید پیشنهاد می کند به جای هدف قرار دادن یک معیار همیشگی در اندازه ها برای افراد، خوب است هدف های متمرکز روی هر فرد را بپذیریم. اطلاعاتی هست که نشان می دهد نصف مردم بالغ امریکا یا دیابتی هستند و یا در مراحل آمادگی و پیش از دیابت می باشند و زمینه ی دیابت حتمی بعدی را دارا هستند، که برای دهه ها پزشکان گفته اند چنین بیمارانی باید از رژیم غذایی خاصی پیروی کنند و هموگلوبینA/C آنها حدود ۷ درصد باشد. A/C هموگلوبینی است که قند به آن وصل می شود و حتی اگر امروز قند خون نرمال باشد و ۳-۲ ماه قبل هم بالا رفته باشدA/C امروز، قندِ بالا رفته ی دو سه ماه قبل ما را نشان می دهد، رقم جادویی آن بر پایه بررسی کلاسیک ۱۹۹۳ استوار است که با ورزش، رژیم خاص و دارو یا به کمک هر سه، آن را زیر هفت نگه می دارند.

جان مانسون در طول ۲۵ سال دوران طبابتش بیمارانی را دیده است که دیوانه وار دنبال زیر هفت درصد بودن A/C خود بوده اند و گاهی از پیگیری های متکی به اعداد صدماتی هم دیده اند، انسولین خون آنها کم شده و به طرف مصرف دارو سوق داده شده اند و البته این داروها عوارض جانبی متعدد دارند، علاوه بر آن هزینه ی بسیاری را هم تحمیل کرده اند، و مهم تر این که مطالعات جدیدتر نشان داده که همه ی داروها قادر نبوده اندA/C را پائین بیاورند و به همان اندازه هم توان پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی، ضعف کار کلیه ها، کوری و سایر عوارض دیابت را هم داشته اند.

متخصصان توصیه می کنند در مدیریت بیماری ها بیش از تکیه بر یک عدد کلی، باید جداگانه به خصوصیات تک تک افراد توجه شود و نباید همه را با یک معیار سنجید.. نکته قابل توجه این است که منافع و فواید “کنترل محدود” روی قند خون به آهستگی  در خلال سال ها تأیید می شود. به علاوه صدمات درمان اضافی و بیش از نیاز، مانند کم شدن شدید قند خون می تواند حتی موجب مرگ شود و خیلی فوری اتفاق بیافتد. به علاوه یک فرد مسن تر و آسیب پذیرتر شاید عمر بیشتری نداشته باشد و آن قدر زنده نماند تا منافع درمان را مشاهده کند و از آن بهره مند شود. این را جودیت فردکین متخصص غدد مترشحه داخلی از انستیتوی ملی دیابت گوارش و بیماری های کلیه می گوید”چنین بیماری ممکن است بیشتر در معرض شکستن استخوان باشد و به علت افت قند خون زمین بخورد و دچار شکستگی بشود و در این صورت آن درمان بحث برانگیز می شود. آنچه در مورد قند و A/C گفته شد برای مدیریت سطح کلسترول هم مطرح است، سالها پزشکان به بیماران گفته اند که آنها می توانند چربی بد یعنی LDL را زیر ۱۰۰میلی گرم در میلی لیتر نگاه دارند، و در صورتی که سکته قلبی داشته اند یا سکته مغزی، هدف باید زیر هفتاد به کمک رژیم غذایی، ورزش و داروهای استاتین باشد. در یک نشست علمی در سال ۲۰۱۳ متخصصان دریافتند این رویکرد باید متوقف شود و آن را با رویکرد توجه به فرد به طور خاص و غیرکلی بودن آن جانشین کردند. پانل یک راهنمای وسیله ی حدس خطر منتشر کرد. نیل استون که متخصص قلب از دانشگاه نورت وسترن  است و در آن نشست رئیس پانل بود، می گوید”ما قدم بزرگی برداشته ایم به طرف این که مردم را راهنمایی کنیم تا فکر کنند در چه نوع گروه خطری بوده اند، و فکر نکنند اگر هر ماده شیمیایی خونشان زیر فلان عدد باشد خطر رفع می شود، و اگر بالای فلان عدد باشد همه خطرات ظاهر می شوند. گزارش آن پانل خلاصه کرد که استفاده از استانین ها رویکرد خوبی است که باید به موازات تغییرات روش زندگی باشد که پائین بودن کلسترول عامل بزرگی برای بیماران است، بخصوص برای کسانی که سابقه ی سکته ی قلبی و مغزی داشته اند، یا افرادی که در سنین ۴۰تا۷۵ سال هستند و دیابت داشته اند.

این بحث تکیه نکردن بر اعداد بیشتر در مورد افرادی است که بین حداقل و حداکثر هستند و روشن است در مورد کسی که قند خونش ۵۰-۴۰ است باید به رقم تکیه و فوری خطر را رفع کرد، یا کسی که LDL 190 دارد معلوم است که سریعا باید به این رقم توجه و آن را درمان کرد.

در مورد ارقام میانه باید به وضع خاص هر شخص توجه کرد و بدون این توجه، نمی شود  تنها با اتکا به ارقام به آنها اطمینان داد حدودا سالم، واقعا سالم و یا خوب هستند و خطری متوجه آنها نیست. باید به گیرنده ها (Receptors) در هر فرد توجه داشت، چرا که در افراد متفاوت هستند، ژن های خاص و موتاسیون آنها هم از اعتبار این ارقام می کاهند،  چرا که هر یک از اعداد با گیرنده ها و ژن های جهش یافته در هر فرد، وضعیت ویژه ای پیدا می کند. روشن است اگر A/C فردی ۹درصد باشد رقم معتبر است و باید بیمار فورا تحت درمان قرار گیرد. البته به خطرات اضافه مصرف و کمبود داروها هم باید توجه داشته باشیم. در هر صورت باید به آنچه  بیمار ترجیح می دهد احترام بگذاریم. مانسون می گوید:”مردم تمایل دارند خودشان بیشتر  بدانند. برخی مردم به عوارض جانبی حساس هستند. بعضی از سابقه خانوادگی سکته قلبی و مغزی وحشت دارند.

در یک تحقیق بزرگ معلوم شد که در بسیاری از پیش دیابتی ها عامل چاقی مشاهد شده  که اگر کم کردن وزن در یک دوره سه ساله با موفقیت  همراه باشد، خطر پیدا شدن دیابت واقعی نصف می شود (معیار چاقی اندازه توده بدنی است).

در خاتمه یادآور می شویم هنوز در رسیدن به این هدف مقبول بسیار فاصله داریم. هدف های “فردی شدن” معیارها مشخص شده است و در صورت تحقق و توسعه می تواند در برنامه ی سلامت جوامع بشری بسیار مفید باشد.

مانسون، فردکین و سایر محققان از این که نسل نو  از یک برنامه ی فوق العاده خوب، بی نیاز از ارقام کلی و عمومی، با توجه بر “فرد” بهره مند باشد هیجان زده هستند. البته که منظور این بحث این نیست که از دانستن اعداد عناصر مختلف بدن مان بی نیاز هستیم، چرا که  آزمایشات و چک آپ های دقیق هیچگاه ضرورت و ارزش خود را از دست نمی دهند.

دکتر خسرو نیستانی متخصص علوم آزمایشگاهی بالینی