Select Page

روز ظــهـــور آئین بـهــائــی- قسمت دوّم

این صفحه به بهائیان اختصاص دارد.

مروری بر تعالیم آئین بهائی

  اقتباس ازآثار نویسندگان بهائی

خوانندگان گرامی اگر خاطر شریفتان باشد در هفته گذشته راجع به عید بهائیان بنام عید رضوان که در آن ظهور حضرت بهاءالله، موسّس آئین بهائی، واقع شد صحبت کردیم   و مختصری از تعالیم بهائی را به عرض رساندیم.

این ظهور در زمانی پدیدار شد که عالم بشر در آستانۀ عصر دگرگونی و تجدید جمیع شئون حیات انسانی بود . تغییرات در زمینه های جدید علمی، که در آن زمان غیر قابل تصوّر و ادراک بشر مینمود در شُرُف وقوع بود.  لذا ندائی الهی عالم انسانی را دعوت نمود تا با ایجاد تحوّل در شئون اخلاقی و حیات معنوی و روحانی این تغییرات جدید را بپذیرد. حضرت بهاءالله برای انجام این رسالت خطیر صدها کتاب و آثار از خود بجای گذاشت که امروزه ثابت شده است و شاهد هستیم  که درک و عمل به این تعالیم سبب ترقّی کمالات انسانی و تضمین سعادت و عزّت مؤمنین شده است.

 بعضی از این آثار به شکل نامه هائی کتبی،  مستقیم به مخاطبین گوناگون به جهت اعلان آئین جدید و دعوت به حقّ،  و یا اینکه در پاسخ سؤالات  رهپویان حقّ بوده است. از جمله نامه های ایشان به پادشاهان و رهبران وقت میباشد که ایشانرا دعوت به آئین جدید الهی نمودند. به ملوک، پادشاهان و رهبران کشورها ماموریت سنگینشانرا تذکّر میدهند که تمام همّت خود را باید در راه خدمت به مردم خویش مصروف دارند. این رهبران عبارت بودند از امپراتور ناپلئون سوم، ملکه ویکتوریا، قیصر ویلهلم اول، تزارروسیه الکساندر دوم، امپراتور فرانتس ژوزف، پاپ نهم، سلطان عبدالعزیز، و حاکم ایران، ناصرالدین شاه. به مرور به رهبران دیگر کشور ها نیز نامه های مقتضیِ با زمان فرستاده شد.

         حضرت بهاءاللّه در پیام خود به ناصرالدین شاه ، بیشتر تاکید بر نقش پادشاهان که باید در نقشۀ الهی ایفا کنند سخن می‏رانند. نصیحت برحمایت و کمک به مستمندان وضعفا، رعایت انصاف در حکومت بر مردم، و نیز منع از اذیت و آزار پیروان اقلیت های مذهبی و  بابی ها و پیروان ایشان در ایران مینمایند.  اجرای عدالت و احترام به اصول و عقاید مردم را میبایست سرلوحه حکومت خود قرار دهند. به ناصرالدین شاه  این پیام را میدهند که یک پادشاه باید چون سایه خدا بر روی زمین ملت خود را رهبری کرده و به آنچه خیرو صلاح مردم هست عمل نماید و نیز هشدار میدهند که مبادا تجمّلات ، قدرت ، راحتی و آسایش سبب غفلت از خدا شود… در نهایت با بیان ذیل تاکید میفرمایند  که علم ودانش ایشان الهی است :

       ” چون دیگران بر بساط راحت و آسایش مستقر بودم ، نسیم پاک سبحانی وزید و به

من علم الهی آموخت . این علم از من نیست بلکه از خداوند دانای مقتدر است . خدا مرا

بدعوت عالم مأمور ساخت و بهمین سبب بر من وارد شد آنچه که چشم دانایان از آن گریان

است . من علوم مرسوم را نیاموخته ام و به مدرسه نرفته ام . اگر باور نداری از مردم شهری که در آن بودهام بپرس تا بدانی و مطمئن شوی که از دروغگویان نمیباشم “

حضرت بهاءاللّه بارها در آثار خود متذکر شده اند که این رسالت به ابتکار شخصی نبود و چنانچه در این بیان کوتاه میفرمایند به خواست خویش ظهور نکردند:

        “ ای مردم گمان میبرید که اراده و خواست الهی باختیار من است؟ بدانید که اگر چنین بود هرگز امر خود را آشکار نمیساختم و کلامی نمیگفتم و خداوند بر این حقیقت گواه است”

 

حضرت بهاءاللّه تمام مدّت حیاتشان را وقف مأموریّتی که به ایشان محوّل شده بود نمودند.  مأموریّتی که سلامتشان را به خطر انداخت و به همراه خود تحمّل حبس و تبعید و لعن و طعن را سبب گردید. ایشان همۀ این رنجها را برای بیداری انسان وایجاد رابطۀ جدیدی بین خداوند و نوع انسان تحمل فرمود . حضرت بهاءاللّه می‏فرمایند که چون مردمان جهان به قدرت روحانی که در هدایت مظهر الهی در این عصر به ودیعه گذاشته شده پی برند ، در وجود خویش چنان نیروی معنوی احساس خواهند کرد که تاکنون هیچ انسانی به اهتمام شخصی خود قادر به ایجاد آن نبوده است . بر اثر این ارتباط معنوی ” نوع جدیدی از انسان ” یعنی خلق بدیع ظاهر خواهد شد و آنگاه کار تأسیس تمدّن جهانی آغاز خواهد گردید.

 همانطور که حضرت بهاءاللّه بدون هیچ قید و شرطی دعوت و رسالت الهی را اجابت نمودند همانطور نیز در بارۀ نقش و مأموریّتی که در تاریخ بشر ملزم به ایفای آن بودند تردیدی نداشتند . به عنوان مظهر الهی در این عصر که عصر تحقّق وعده های الهیّه است حضرت بهاءاللّه موعود جمیع کتب آسمانی ، ” مقصود امم ” و ” سلطان جلال ” می‏باشند . آن حضرت در نزد قوم یهود ” ربّ الجنود ” ، در نزد مسیحیان رجعت مسیح در جلال و بهاء ربّ سماوی ، در نزد مسلمین ” نبأ عظیم ” ، و در نزد بودائیان مئیترا بودا ، در نزد هندوها تجسّد جدید کریشنا و در نزد زرتشتیان ظهور ” شاه بهرام ” محسوب می‏شوند .

          نظیر مظاهر الهیّه در گذشته ، حضرت بهاءاللّه هم ندای الهی و هم واسطه ای انسانی بوده‏اند که فیض الهی از طریق آن به بشریّت می‏رسد.  با این جمله زیبا از حضرت بهاءالله  سخن این هفته را به پایان میبریم

                ” منم شاهباز دست بینیاز، پر بستگان را بگشایم و پرواز بیاموزم … “

—————————————————————————————

خوانندگان عزیز، در صورتیکه مایل به دریافت نسخه ای از مقاله فوق از طریق ایمیل هستید و یا راجع به  تعالیم بهائی سؤالی دارید لطفا با ما تماس بگیرید:     پیامگیر :     ۷۴۰۰-۸۸۲-۹۰۵         ،      ایمیل:  anyquestionsplease@gmail.com

وب سایت برای برخی از کتابهای فارسی بهائی  :      www.reference.bahai.org/fa

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

۱ Comment

  1. من یک فرد لایک هستم ،و به هیچ دین و مذهبی باور ندارم . بگمان من ادیان محصول دوران جهل انسان هستند .
    شکی ندارم که جمهوری اسلامی به همه اقلیتهای مذهبی و قومی بسیار ظلم کرده همانطور که به زنان کشور ستم کرده .
    آنچه برایم سوال انگیز بوده و هست این است که چرا : بها الله شاه را سایه خدا خطاب میکنند !
    دگر آنکه جامعه روشنفکری ایران در ۳۴ سال گذشته پیوسته یار و یاور بهائیان بوده ،سوال این است که چرا با توجه به سخنان بها تا امروز یک مرتبه حتا بهائیان کشور در هیچ کجا صحبت از ظلم حکومت اسلامی به کل جامعه ایران نکرده اند و نمیکنند ،آیا خود را تافته جدا بافته میپندارند ،و چرا توقع دارند که جامعه ایران از ایشان دفاع کنند !

    Reply

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This