همیشه…/ناصر زراعتی

همیشه…/ناصر زراعتی

همیشه فکرِ تو بودنNaser-Zeraati

همیشه پیشِ تو ماندن

همیشه با تو نشستن

همیشه از تو شنیدن

همیشه مِهرِ تو را

همچو آب نوشیدن

[که چشمۀ وجودِ گوارایَت

ـ زُلال و روشن ـ

نوازشِ خُنَکِ بامدادِ تابستان…]

و با تمامِ توان

برایِ شادی و آرامشِ تو

                              کوشیدن…

همیشه با خیالِ تو

تصویرهایِ رنگارنگ

به ذهن می‌آید

و همزمان

خوش‌نواترین آهنگ

طنین می‌اندازد…

بهارهایِ دل‌انگیز

شکوفه می‌زایند:

                   سپید و صورتی و سُرخ

                   بنفش و آبیِ روشن…

اگر که دور باشی تو

همیشه دلتنگم

همیشه غمگینم

و باغِ مهربانیِ یادِ تو

همیشه با من هست…

«خیال حوصلۀ بَحر می‌پَزَد در سر»*

محال نیست امّا

برایِ این ذره

محال‌اندیشی…

همیشه پرسه می‌زند این قطره

در کوچه‌باغِ روشنِ رؤیا

و ساده می‌گُذرد

                   از بلندیِ دیوار…

همیشه یادِ لطیفِ تو هست با من

در خواب و بیداری

و باغ

همیشه خُرّم و سبز است

و جویبارِ زمان

                  جاری‌ست…

همیشه می‌گذرد لحظه از پِیِ لحظه

و «حال» هم جریان دارد

می‌آید

       ـ خرامان ـ

                    تا بگذرد به‌سرعت…

نشسته بر لبِ این جویبار

نگاه می‌کند

وَ می‌بیند

که عُمر می‌گذرد

                     مثلِ باد…**

وَ باد می‌وَزَد

وَ بویِ جویِ جاریِ مویِ تو

همیشه در مَشامَم هست

و یادِ خوبِ تو می‌گردد

همیشه در خاطر…

*

همیشه با من باش

همیشه با تو هستم

خواهم بود

همیشه با هم باشیم

شادمان

و نَفَس بکشیم

هوایِ خوشِ آرامش را

با هم

      کنارِ هم

               همیشه…

۹ مِه ۲۰۱۶

*) حافظ: خیال حوصلۀ بحر می‌پزد در سر/ چه‌هاست در سرِ این قطرۀ محال‌اندیش

**) حافظ: بنشین بر لبِ جوی و گُذرِ عُمر ببین/ کاین اشارت ز جهانِ گُذران ما را بس

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This