زیبایی های عید کریسمس و آغاز سال نو میلادی/حسن گل محمدی

زیبایی های عید کریسمس و آغاز سال نو میلادی/حسن گل محمدی

از اینجا، از آنجا، از هر جا /۸۸

عید کریسمس و جشن های آغاز سال نوی میلادی نه تنها برای پیروان عیسی مسیح بلکه برای همه مردم روی زمین ایامی توام با شور و نشاط، جنب و جوش و شادی و مهربانی است. این روزها در شهر بزرگ تورنتو که افراد گوناگون با ادیان و ملیت های مختلف در آن زندگی می کنند، این شادی و شور خودجوش اجتماعی کاملاً مشهود است. جنب و جوش آغاز سال نوی میلادی جامعه ایرانیان ساکن تورنتو را نیز در بر گرفته است.

ما ایرانیان که با داشتن یک پیشینه ی تاریخی کهن و فرهنگ دیرپای ارزشمند به کشور کانادا مهاجرت کرده ایم، علاوه بر آن که باید به جشن ها و اعیاد ملی خودمان تعلق خاطر داشته باشیم، شایسته است در آداب و رسوم جامعه کانادا و بویژه مراسم سال نو میلادی مشارکت نمائیم و شادی و سروری که جامعه اینجا را در بر گرفته ازآن خود بدانیم. البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که شاد زیستن و با نشاط بودن بخشی از فرهنگ زیستی ما ایرانیان است که از روح زیبا، طبع سلیم، ذوق سرشار و آموزه و باورهای اهورایی مردم سرزمین مان سرچشمه می گیرد. بنابراین مشارکت در جشن های کریسمس و سال نوی مسیحی که همزمان با ایام جشن شب یلدا و تولد میترا است و سابقه دیرین در فرهنگ و باور ایرانی دارد، کاری پسندیده و با ارزش است که ما را به جامعه کانادا و کامیونیتی های دیگر نزدیک و با آنها هماهنگ می کند. بویژه باید این نکته را نیز در نظر داشته باشیم که مایه اولیه جشن کریسمس و تولد مهر که با تولد عیسی مسیح همزمان شده است، هدیه و ره آوردی از ایران کهن به جهانیان به شمار می رود و بسیاری از مراسم برگزاری این دو تولد با یکدیگر تشابه دارند. به طوری که امروز اغلب مسیحیان جهان شب تولد عیسی مسیح را جشن می گیرند و تا بامداد بیدار می مانند و به شادی می گذرانند، همچنان که ایرانیان نیز برگرفته از باورهای باستانی خود شب یلدا را به جشن و سرور می پردازند و آن را شب تولد مهر یا میترا (خورشید) می دانند.

همان طوری که این روزها به مناسبت تولد مسیح و آغاز سال نو، همه جا غرق در نور و زیبایی است، نیاکان ما نیز جشن هایشان را با روشنایی و نور می آراستند و آن را نمادی از نیکی و مهربانی می پنداشتند. پس چه زیبا و شایسته است که ما نیز در این نورآرایی شبهای کریسمس مشارکت داشته باشیم و این فرهنگ زیبا را به نسل های دوم و سوم مهاجران آموزش دهیم و همه یک دل و یک زبان در کنار درخت کریسمس به یکدیگر هدیه دهیم و هدیه بگیریم.

درخت کریسمس که نوعی کاج یا سرو است، از نظر ایرانیان به نمونه ای از مقاومت در برابر سرما و تاریکی معروف بوده است، به طوری که نیاکان ما در “خور روز” یا “دیگان” که روز اول دی ماه است در مقابل درختان سرو می ایستادند و عهد می کردند تا سال دیگر در برابر سرما، سیاهی و ظلم و ستم، مقاوم و پایدار باشند و یک نهال کاج یا سرو دیگر کشت نمایند. چون برخلاف رسم فعلی در آئین جشن کریسمس، ایرانیان قدیم درختان سرو یا کاج را برای تزئین منازل خود از جنگل ها قطع نمی کردند.

ستاره کنار درخت کاج که در کریسمس تزئین می شود، ستاره ای است که از ایران باستان همراه با آئین مهر به اروپا و جهان رفته و نشان آمدن یک ناجی و سوشیانت اعتقادی در باورهای دین زرتشت است. در کنده کاری های باقی مانده از آئین مهر، درخت کاج در کنار مهر و آناهیتا دیده می شود که در زمان های دور، در نقوش تزئینی ایرانیان به شکل بته جقه درآمده است. این ستاره اینک برگرفته از این اصول اعتقادی کهن در کنار تزئین درخت کاج قرار می گیرد و نشان از ظهور و طلوع یک ناجی بزرگ است که بازگشت عیسی مسیح را نوید می دهد.

ما از برگزاری این گونه مراسم علاوه بر آن که به آینده و ساختن یک زندگی بهتر و آرام تر، باورمند می شویم، باید به ارزش معنوی دیگر آن هم توجه داشته باشیم. جالب است بدانید که پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان که فردی روشن و حقیقت بین است درباره این ایام گفته است: “کریسمس فرصتی است برای آن که ما باز در پی شناختن خود باشیم.” در این کلام دنیایی از زیبایی های ارزشمند نهفته است. اگر انسان در چرخه حیات عمر خود به خویشتن شناخت پیدا کند، بسیاری از مشکلاتش حل می شود. با خودشناسی انسان جایگاه واقعی خود را در جهان هستی پیدا می کند و به این پی می برد که او آزاد آفریده شده و در برابر آزادی دیگران هم مسئولیت دارد. با این شناخت است که استبداد، ظلم و دیکتاتوری از جامعه رخت بر می بندد و مساوات، آزادی و دموکراسی برقرار می شود. پس چه نیکوست ما همین پدیده خودشناسی را به عنوان درس و آموزه ای از جشن های کریسمس و آغاز سال نو در نظر بگیریم و همه سعی کنیم که بدانیم در این جهان هستی رسالت ما چیست؟ و نسبت به دیگران چه حق و حقوقی داریم و چگونه باید در تعامل منطقی و اصولی با یکدیگر زندگی کنیم. با خودشناسی در انسان مسئولیت به وجود می آید، آن گاه به حقوق دیگران تعدی نمی کند. جامعه ای که بر محور تعامل درست انسانی پایه گذاری می شود در آن فساد، ظلم و تعدی صورت نمی گیرد. شما تصور کنید در یک چنین دنیایی، زندگی چقدر هدفمند و زیبا می شود. این همه گرفتاری هایی که انسان زمان حاضر در سرتاسر جهان با آن درگیر است بر اثر خودخواهی و عدم شناخت از خویشتن به وجود آمده است. پس چقدر زیبا است در این ایام پرشور و غوغای سال نو و عید کریسمس در کنار این همه خوبی ها و خوشی ها که در آن غوطه وریم به این نکته مهمی که این رهبر فهیم کاتولیک های جهان آن را گفته است بدون این که آن را یک دستورالعمل دینی و مذهبی تلقی کنیم، توجه نماییم و سعی کنیم که سال جدید میلادی را با خودشناسی و شناخت ارزش والای مقام انسانی شروع کنیم و بدانیم که افراد با نگرش درونی و شناخت خویش است که به عشق و جانان واقعی خود می رسند.

در پی جانانه بودم گم شدم در خویشتن

تا مگر او را درون خویشتن پیدا کنم

عاشقانه از احمد شاملو برای آیدا

در این روزها که ایام کریسمس و سال نو میلادی است، این شعر عاشقانه شاملو را به یاد آیدا، که عشق راستین خود را به پای احمد ریخت، به او به عنوان هدیه کریسمس تقدیم می کنیم.

برای زیستن دو قلب لازم است

قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستش بدارند

قلبی که هدیه کند

قلبی که بپذیرد

قلبی که بگوید

قلبی که جواب بگوید

قلبی برای من، قلبی برای انسان که من می خواهم

تا انسان را در کنار خود حس کنم

دریاهای چشم تو خشکیدنی است

من چشمه یی زاینده می خواهم

پستان هایت ستاره های کوچک است

آن سوی ستاره من انسانی می خواهم

انسانی که مرا برگزیند

انسانی که من او را برگزینم

انسانی که به دست های من نگاه کند

انسانی در کنار من

تا به دست های انسان نگاه کنیم

انسانی در کنارم، تا در او بگریم

آیدا برای شاملو این گونه انسان و این گونه همسری بود.

اخبار کتاب و تازه های نشر

*مجموعه داستان “از تیر به مهر” نوشته آسیه جوادی (ناستین) همسر جواد مجابی در ۱۵۲ صفحه با شمارگان ۵۵۰ نسخه و با بهای ده هزار تومان توسط نشر آموت در تهران منتشر شد. این مجموعه شامل ۲۷ داستان کوچک است که در آن دنیای زنان بی واسطه با بیانی استوار و هیجانی که در پشت آن دغدغه ها و تفکرهای همیشگی نسبت به سرنوشت انسان مستتر است، به تصویر کشیده شده است.

دکتر جواد مجابی در پشت جلد این کتاب نوشته است: “ما یک خانواده فرهنگی هستیم و هر یک بنا به مشغله ذهنی مان وقتی اثر را می نویسیم، خانواده با علاقه، اولین شنونده آن اثر است به قصد آراستگی و پیراستگی بیشتر. بنابراین من تمامی این داستان ها را شنیده، سپس به دقت خوانده ام. اهمیت این داستان ها در روایت نویسنده از دنیای زنان است. اندیشیدن به موقعیت انسان چند ساحتی، بن مایه ای است که قصه ها بر آن استوارند، خواه حالت افسانگی یافته باشند خواه از واقعیت موحش روزانه برآمده باشند. باور دارم این داستان ها متعلق به فرهنگ خودمان است و از این نظر خواندنی و اندیشیدنی.”

تفکر هفته

در متنی که برای کارت تبریک عید کریسمس نوشته شده بود، خواندم: “خوشبختی قلب های آنهایی را که به معجزه کریسمس اعتقاد دارند، پر خواهد کرد. برای تو آرزوی خوشبختی، عشق و صلح می کنم.” چقدر این سه کلمه انسان را تکان می دهد، خوشبختی، عشق و صلح. دنیای ما به جایی رسیده است که انسان های روی کره زمین یکی از آرزوهایشان صلح است؛ صلحی که بازیچه دست سیاست مداران، ابر قدرت ها و حکومت های استبدادی شده است. بیایید در این هفته به یاد تنهایی و مظلومیت انسان باشیم که در زیر فشار قدرت های جهانی در حال نابودی است و صلح و دوستی و لبخند یکی از آرزوهای دست نیافتنی اش شده است. امیدوارم در سال جدید شاهد برقراری صلح و آرامش در سرتاسر جهان باشیم.

ملانصرالدین در تورنتو

در این ایام که در آستانه سال نو میلادی هستیم، به منظور تماشای جلوه های زیبای شهر که غرق در نور و شادی است به یکی از مرکز خرید رفته بودیم. در کمال ناباوری مشاهده کردیم که حضرت ملانصرالدین به اتفاق همسرش در کنار سانتاکلاز نشسته و با لبخند پر مهر و محبت در حال عکس انداختن است. هنگامی که استاد از این کار فارغ شد به خدمتشان رفتم و از ایشان پرسیدم، “در این ایام عید کریسمس و سال نو مسیحی چه چیزی را مناسب می دانید تا برای ما بیان کنید؟” ایشان دست های مهربانش را به روی شانه های من گذاشت و گفت: “پسرم عیسی مسیح ما را به چشم پوشیدن و اغماض کردن درباره زشتی ها، پلیدی ها و نادرستی ها آموزش داده است. چون ایشان روزی با یارانش از کنار لاشه سگ مرده ای می گذشتند همراهان از منظر زشت و کریه و بوی بد مردار لب به شکوه و شکایت گشودند ولی مسیح با چشم دیگری به آن لاشه نگریست و آن را زیبا پنداشت. عطار این حکایت را در مصیبت نامه اش این گونه آورده است:

آن سگ مرده به راه افتاده بود / مرگ دندانش ز هم بگشاده بود

بوی ناخوش زان سگ الحق می دمید/  عیسی مریم چو پیش او رسید

همرهی را گفت: این سگ آن اوست / آن سپیدی بین که در دندان اوست

نه بدی، نه زشت بویی دید او / آن همه زشتی نگویی دید او

پاک بینی پیشه کن گر بنده ای / پاک بین، گر بنده بیننده ای

چه خوبست در این ایام کریسمس و سال نو، ما از سجایای اخلاقی و رفتاری عیسی مسیح درس بیاموزیم و همه چیز و همه کس را به جای آن که بدی ها و زشتی هایشان را ببینیم، خوبی ها و زیبایی هایشان را در نظر بگیریم. آیا از این تفکر و اندیشه بهتر چیزی می توان از مسیح آموخت؟”

بر ذهن روشن و بیان شیوای استاد آفرین گفتم و برای ایشان و خانواده آرزوی سالی خوش توام با سلامتی و زیبایی کردم.

About The Author

حسن گل محمدی

حسن گل محمدی نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ساکن تورنتو است. او عضو هیئت علمی دانشگاه در ایران بوده و ده ها جلد کتاب و صدها مقاله از او در ایران و کانادا منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This