Select Page

آموزه های ناگزیر از نمایشگاهی فرمایشی

۱۶ مین نمایشگاه  مطبوعات و خبرگزاری های معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت غیرقانونی دهم …


شهروند ۱۲۵۴  پنجشنبه  ۵ نوامبر ۲۰۰۹


 

۱۶ مین نمایشگاه  مطبوعات و خبرگزاری ها

۲۸ مهر تا ۴ آبان ۱۳۸۸ (۲۰-۲۶ اکتبر ۲۰۰۹ )/ مصلای امام خمینی، تهران


 

یک


 

۱۶ مین نمایشگاه  مطبوعات و خبرگزاری های معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت غیرقانونی دهم، از نخستین لحظات گشایش تا ساعات های باقیمانده در روز دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ با اعتراض های گسترده، فزاینده و موفقیت آمیز دیدارکنندگان همراه بود.

با وجود سازماندهی همه جانبه و آماده باش نیروهای سرکوب و چماقداران فرهنگی، فضا به نفع مردم معترض و با محکومیت نیروی حاکم همراه گشت. هر روز نمایشگاه سرشار از اعتراض های کتبی و شفاهی مخالفان دولت بود. شدت اعتراض ها به آن حدی رسید ک
نمایشگاه مطبوعات هنگام حضور کروبی به تشنج کشیده شد
ه برای اولین بار حضور رییس دولت کودتا را غیر ممکن ساخت. تنوع جنسی/ سنی و سواد جمعیت دارای برایند همسان و همراه مخالفت قدرتمندانه ای گردید. جنبش سبز و بخش قابل توجه ای از نیروهای پیشتر مدافع ولایت فقیه و طرفدار اصول گرایان توانستند با ابتکار عمل های متعدد، امکانات نمایشگاه را در راستای افشای استبداد حاکمیت کنونی به کار گیرند. نوشتن پیام های اعتراض در دفاتر یادبود روزنامه های وابسته به دولت مانند "کیهان"، "جام جم"، " رسالت"، "جوان"، " وطن امروز"، ایران"، " و "قدس"  منجر به هراس متولیان آن ها شد. هجوم پیر و جوان، زن و مرد با طرح پرسش های مستدل، مسئولان غرفه ها و دولتمردان حاضر در نمایشگاه را به برخوردهای اهانت/خشونت آمیز، اظهار عجز، اتهام و دروغ و عقب نشینی واداشت. آن ها در برابر سیل اعتراض مردم به اظهارات متناقض متوسل شدند. مسئول غرفه ی "رسالت" به چند خانم محجبه که روش کار این روزنامه را مبتنی بر دروغ و انگ زنی و در نهایت خلاف شرع مبین می دانستند، هم چنان که می کوشید خود را خونسرد نشان دهد، با ناتوانی و در گریز از پاسخگویی می گفت: "چند نفر به یک نفر؟!" اما غرفه داران روزنامه ی "جوان" که فقط خوانندگانی سفارشی اندکی در شماری از ادارات و مساجد دارد، چالش های هجوم آمیز به خود را "استقبال مردم" رقم زدند. ورود آقایان کروبی (جمعه) و بهشتی (یک شنبه) به تظاهرات ضد حکومتی و محکومیت رهبر دیکتاتور و رییس جمهوری تحمیلی منجر شد. این اوضاع آن چنان رعبی در دل سردمداران امنیت "ملی" به وجود آورد که از ورود آقایان موسوی و خاتمی جلوگیری کردند. از سوی دیگر، سرکشی احتیاط آمیز افرادی مانند حداد عادل، جوانفکر و حمید مولانا با اعتراض، هو و هجوم سئوالات روبرو شد. در واقع، نمایشگاه فرمایشی و تبلیغی دولتیان، از سویی محل مناسب وحدت و خیزش شهروندان ناراضی شد و ازسوی دیگر نشان داد که غرفه داران مدافع دولت بخش قابل توجه ای از سردمداران سرکوب در ماه های اخیر بوده اند.


 

دو


 

با توجه به تشکیلات مخوف پاسداران سانسور و سرکوب دگراندیشان و نبود مطبوعه های ناوابسته در سه دهه ی اخیر، درمی یابیم که حاکمیت تا چه میزان از ظهور و نفوذ روزنامه نگاران مستقل و متعهد بیمناک است. اراده ی حاکمان بر آن بوده که چشمان گویای جامعه را از حدقه درآورد. روزنامه های معروف و پرسابقه ای چون "کیهان" و "اطلاعات" را مصادره و روزنامه ی پررونقی مانند "جامعه"، "آریا" ، "نشاط،" و "نوروز" را تعطیل کرده است. بنا بر مأموریتی مشخص است که قوه ی قضاییه، دستگاه کیفری سپاه و هیئت "منصفه" ی مطبوعات در جهت امحاء روزنامه نگاران آزاد عمل کرده اند. نباید از یاد برد که جایگاه روزنامه نگاران متعهد شاغل در  روزنامه های کنونی ساختاری پیچیده و سردرگم دارد. شهروندان ایرانی بیشتر امید و انتظار از روزنامه نگاران خود دارند تا روزنامه های مجاز. با توجه به عملکرد حسین شریعتمداری ها، عسگراولادی ها، ضرغامی ها، سعید امامی ها و صفار هرندی ها که بازجویانی بی رحم بوده اند، درمی یابیم که عرصه ی فعالیت مطبوعاتی در ایران بسیار دشوار، خطرناک و ناپایدار است. مشخص است که وجود سانسور دلالت بر تقاضای مطالعه است. حاکمان وظیفه ی مدیریت سانسور کنونی را مقابله با مطبوعه های پرشمارگان تعیین کرده اند. تعطیلی مجله هایی مانند "جامعه سالم" ، "زنان" و به تازگی روزنامه ی"اعتماد ملی" بیانگر این ادعاست. هدف اصلی حاکمیت سرکوب که مصادره و منحرف کننده ی انقلاب ۱۳۵۷ بوده، شناسایی مطبوعه های پرفروش و روشنگر و در صورت ناکامی در سلطه و یا به غنیمت گرفتن، توقف انتشار آن هاست. تقلاهای حاکمان در جهت خاموش سازی صداهای مخالف و زمینه سازی رونق رسانه های خودی است. به رغم امکانات کلان مالی و تجهیزاتی و تهدید و تطمیع، روزنامه ی "جام جم" هنوز نتوانسته پس از تعطیلی فله ای دستکم ۱۲ نشریه ی پر فروش(که به کاهش حدود ۲ میلیون خواننده انجامید)، جایگاه مقبولی در جامعه پیدا کند. 

نمایشگاه مطبوعات ـ مصلای تهران سال 88 

مشاهدات و مصاحبه های متعدد این جانب با شمار قابل توجه ای از دیدار کنندگان نمایشگاه مزبور و بررسی پیمایشی داده های یک پرسشنامه ی جداگانه بیانگر مواردی از این دست بوده است:

ـ با آن که روزنامه و مجله ی مستقل در ایران وجود ندارد، اما روزنامه نگاران هوشمند، متعهد و آزاد فراوانند.

ـ حاکمیت فعلی به نقش رسانه ها بیشتر از روشنفکران پی برده است.

ـ روزنامه ی مقبول مردمی به ترتیب عبارتند از: آفتاب یزد، فرهیختگان، اعتماد، تهران امروز، سرمایه، اطلاعات، خراسان، کارون و حیات نو.

ـ روزنامه های دولتی کم خواننده که با صرف هزینه های ملی چاپ می شوند و مبلغ و مدافع دولت فعلی هستند: "کیهان"، "جام جم"، "رسالت"، "جوان"، " وطن امروز"، ایران"، " و "قدس".

ـ دولت کنونی با تحمیل شرایط نامطلوب طبع و نشر؛ و تهدید معیشت و امنیت روزنامه نگاران "نامحرم"، بر آن است که برای استحکام جایگاه خود و تضمین منافع مدافعانش؛ فضایی تک صدایی و بدون رقیب را تثبیت نماید.

ـ دکوراسیون های پر خرج غرفه های دولتی و ریخت و پاش در آن ها شگفت انگیز بود.

ـ از نظر استقبال مردمی، برخورد احترام آمیز و رساندن به هنگام روزنامه و دیگر نشریات به دست مراجعان، مؤسسه ی مطبوعاتی اطلاعات را می توان نام برد.


 

سه


 

در ۱۶ مین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها، موارد بی شماری از نابرابری ها، تناقض ها، ابتکار عمل ها و شگفتی ها دیده شد:

ـ بین حجم غرفه ها و میزان شمارگان تناسبی معکوس وجود داشت. روزنامه ی "کیهان" از بزرگترین و بهترین محل در نمایشگاه برخوردار بود.

ـ دولتیان (و بخصوص مشاوران احمدی نژاد) ارتباط تنگاتنگی با غرفه های مدافع دولت کودتا داشتند.

ـ چیدمان غرفه ها نامنظم و گمراه کننده بود.

ـ نشریات اقلیت ها (مانند زرتشتی ها و ارامنه) غایب بودند. روزنامه قدیمی "آلیک"، هفته نامه ی "آمردا" و ماهنامه ی"چیستا" حضور نداشتند.

ـ غرفه های ۳۴ کشور شرکت کننده که بیشتر جمهوری های همسایه بودند(کشور پاکستان غایب) به یک لپ تاپ، چند پوستر و میز و صندلی اکتفا کرده بودند.

ـ هفته نامه ی یک برگی "هزاره ی سوم" در شماره ی ۴ در کنار عکس ها و سخنانی از "مقام معظم رهبری" و "رییس جمهوری" نظم معناداری از مدیر مسئول درج نموده که بخشی از آن گویای فرهنگ حاکمیت است:


ورزش و مرد بنگی؟

باور نکن محاله!

پارگی گلیما؟

باور نکن محاله!

"فقر و فساد نداریم"

"جیب گشاد نداریم"

"ما حزب باد نداریم"

باور نکن محاله!

صاحب پول و قدرت

به فکر درد ملت

سیاست و صداقت؟

باور نکن محاله!

ـ در همین راستا با نمونه های هشدار دهنده ای در مطبوعات نمایشگاه روبرو شدیم:

"در مردم سالاری دینی و در شریعت الهی این موضوع مطرح است که مردم باید حاکم را بخواهند تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد که حکومت کند." راه مردم، روزنامه ی صبح، ۳۰، ۰۷،۱۳۸۸

"هر فردی که از قانون عدول کند، در هر لباس و مسئولیتی که باشد، باید جوابگو بوده و محاکمه گردد؛ چرا که اگر قانونمداری در کشورمان نهادینه شود، هیچ گاه کشور به سمت بحران پیش نخواهد رفت." سیدجواد زمانی، رییس مجمع نمایندگان استان کرمانشاه و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس/کیهان ۳۰، ۰۷،۱۳۸۸

رهنمود حمید مولانا، مشاور آمریکایی- ایرانی احمدی نژاد:

"مهمترین مسأله در زمینه ی پیشرفت رسانه ها در هر کشوری در وهله ی اول پول و سرمایه و بعد هویت است." در جمع فعالان سیاسی و رسانه ای آذربایجان شرقی، با ادعای او که در روزنامه ی "امین" مطرح شده، در تعارض است:

" دیپلماسی دولت ایران تمرکز بر افکار عمومی نخبگان و رسانه هاست…" (امین، ۲/۸/۱۳۸۸)

اما پیام تلفنی یکی از خوانندگان روزنامه امنیتی "امین" به نام قاسمیان بیانگر اوضاع نابسامان کنونی است:

"اگر قرار بود این همه محصولات کشاورزی و صنعتی از کشورهای دیگر وارد کنیم، پس وزارتخانه ها را برای چه به وجود آوردیم؟"

در بروشور مؤسسه فرهنگی، مطبوعاتی ایران (رونامه دولتی "ایران") ادعا می شود:

" چگونه به اخبار یک رسانه اعتماد کنیم؟"

"ما بی طرف نیستیم." !!

پرسش های یکی از دیدارکنندگان که حداد عادل را به چالش کشید، و ناتوانی او را نشان داد، سندی اعتراضی است:

"چرا شمارگان کشور ژاپن ۸۰ میلیون نسخه و اینجا کمتر از ۲ میلیون است؟ چرا دولت مصرانه از افزایش خوانندگان مطبوعات وحشت دارد؟"


 



 

چهار

اظهارات علی رضا ملکیان، معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد نشان دهنده ی اهداف و روش کار دولت در حمایت از روزنامه نگاری وابسته به خود است:

"…یارانه مطبوعات دستخوش تغییر نمی شود…" . اینان به خوبی می دانند که بقای روزنامه های گوش به فرمان آن ها متکی به این یارانه های اختصاصی و انحصاری است. با توجه به سیر رویدادهای طبع و نشر ۳۰ ساله ی ایران و فشار سازمان داده شده ی ۵ ساله اخیر، درمی یابیم که گماشتگان فرهنگی دولت تمامیت خواه برآنند وفاداری خود به دولت را از طریق اجرای بی چون و چرای موارد زیر به اثبات برسانند:

ـ تنگتر کردن حلقه ی فعالیت روزنامه نگاران مستقل

ـ حمایت مادی و امنیتی از کارکنان بنگاه های رسانه ای دولتی

دکتر علی گران مایه، استاد دانشگاه، در گفتگو با جواد صبوحی، خبرنگار روزنامه ی "قدس" که بحث "کاهش تصدی گری دولت در بخش مطبوعات، گسترش آزادی بیان و مطبوعات، تأمین استقلال حرفه ای و امنیت  شغلی و…" را پیش کشیده، تأکید می ورزد که "روزنامه نگاران به کارمندان مؤسسات مطبوعاتی تبدیل شده اند".(قدس،۳/۸/۱۳۸۸)


 

شش

رودررویی های مردم و مطبوعات در نمایشگاه شانزدهم به نتایج جدیدی منجر گردید:

ـ با نبود عرصه های مناسبی برای انعکاس مشکلات و خواسته های جامعه، امکانات نمایشی/فرمایشی دولت را می توان به تریبون های اعتراض تغییر داد.

ـ روزنامه نگاران مستقل به اهمیت اثرات سازنده ی پیشه ی خود پی برده، عزم را برای ایفای نقش های تازه جزم می کنند.

ـ در شرایطی که دولت با هرگونه تشکل مردمی مبارزه می کند، شهروندان سازمان نیافته با حضور در محل های تجمع دولتی به وحدانیت مدنی دست یافته، طرح های نوین دولت مطلوب خود را تحقق می بخشند.

ـ از آن جا که سازمان نظامی/سرکوب دولت تلاش دارد محل های اجتماع مردم در مناسبت های مختلف (مسابقات: ورزشگاه ها، راه پیمایی های تقویم جمهوری اسلامی و نمایشگاه ها) را با خشونت کنترل و افراد مخالف را شناسایی و در صورت تشخیص دستگیر نماید، شماری از دیدارکنندگان برآنند که در آینده بدون توسل به شیوه های قهرآمیز و آشکارنمایی نمادهای جنبش، اعتراض ها و افشاگری های خود را پی گیری نمایند.

ـ تعدادی از روزنامه نگاران مستقل و متعهد به این ضرورت ناگزیر رسیده اند که حضور آن ها در مطبوعات مجاز کنونی نقشی سازنده برای پیشبرد جنبش کنونی و پیروزی آن دارد.

ـ روزنامه نگاران بدون روزنامه برآنند که از طریق "حضور در خیابان" به وبلاگ نویسی و گزارش دهی به منابع رسانه ای خارجی روی آورند و وظیفه ی آگاهی رسانی خود را تکمیل نمایند.

۰۷/۰۸/۱۳۸۸

تهران

About The Author

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This