Tehranto-H

از راست: دکتر رامین جهانبگلو – فرشته مولوی

شهروند ـ فرح طاهری: هشتمین جلسه کتاب ماه تهرانتو به بررسی کتاب “آسیا در برابر غرب” نوشته داریوش شایگان اختصاص داشت.

کتاب ماه تهرانتو در آخرین جمعه ی هر ماه با برنامه ریزی و گردانندگی فرشته مولوی در یکی از اتاق های مرکز امور شهری نورت یورک برگزار می شود و هرچه پیش می رود علاقمندان بیشتری را به خود جلب می کند.

فرشته مولوی با مقدمه ی کوتاهی درباره ی کتاب مورد بررسی، جلسه را آغاز کرد.

«همراه با مشروطه و از زمانی که ملتی از خواب چند سَد‌ ساله بیدار شد و غول زیبای غربِ مدرن را در برابر خود دید، کوشش روشنفکری ایران برای شناختن آن که دیگر است و شناساندن آن که خود است، آغاز شده. از آن هنگام تا به حال هر روشنفکری از هر نسل بنا به زمانه‌ و زمینه و توان فکری خود در پیِ چراییِ تقابل مای شرقی با آن‌های غربی در کشاکش میان سنت و مدرنیته بوده. داریوش شایگانِ فیلسوف و هندشناس از زمره‌ی روشنفکرهای نامدار تاریخ معاصر ایران است که به این دغدغه به جد پرداخته است.

شایگانِ روشنفکر در پی یافتن پاسخی به پرسش بالا در کتاب  آسیا در برابر غرب از تقدیر تاریخی تمدن‌های آسیایی در رویارویی با سیر تطور یا تقدیر تاریخی تفکر غربی می‌گوید. از زمان چاپ نخست کتاب در ۱۳۵۶ تا آخرین چاپ آن در ۱۳۹۱، شایگان در نوشتار و گفتار پی‌جویِ این پرسش و پاسخ‌های ممکن به آن بوده. او در گفتگویی با روزنامه‌ی شرق می‌گوید: «من دایم در تحولم، فکرم ایستا نیست… اما از آسیا در برابر غرب هم گذشته‌ام و هم نگذشته‌ام. آخرین تحول  افسون‌ زدگی و هویت چهل تکه بود.» در همین حال در گفتگویی دیگر (با علی اصغر سیدآبادی/منبع: کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت) درباره‌ی این کتاب می‌گوید: «از کتاب‌  آسیا در برابر غرب‌، انواع‌ و اقسام‌ قرائت‌های‌ مختلف‌ شد، هرکس‌ هر وقت‌ گرفتاری‌ فکری‌ پیدا می‌‌کند می‌‌رود سراغ‌ این‌کتاب‌، شاید هم‌ سرگرمی‌‌ خوبی‌ برای‌ نقادان‌ فاضل‌ باشد، لااقل‌ این‌ حسن‌ را دارد، اما وقتی‌ خودم‌ این‌کتاب‌ را پس‌ از سال‌ها می‌‌خوانم‌، می‌‌بینم‌ که‌ با خیلی‌ از حرف‌هایش‌ هنوز موافق‌ هستم‌. شاید بنده‌ به‌ حد کافی‌ متحول‌ نشده‌ام‌.»

شاید بشود گفت که به روز ماندن و دوام کتاب  آسیا در برابر غرب در بازه‌ای سی و پنج ساله بیش و پیش از هر چیز نشانگر سخت‌جانی آن پرسش بنیادی درباره‌ی چند و چون رویارویی ما با مدرنیته و نیاز ما به پاسخ‌جویی‌ست. این کتاب هم‌چنان‌که توانسته در گذر زمان در هر نسل‌ خواننده داشته باشد، در کشاندن ناقدان و صاحب‌نظران به خود هم کامروا بوده. در میان نقدهای نوشتاری بر این کتاب نقد آرامش دوستدار (ترازنامه‌ای از روشنفکری ما در وبگاه نویسنده) درخور اشاره است.»

در ادامه نوبت به میهمان از دور برنامه رسید. فرشته مولوی، بابک مینا، دانش آموخته فلسفه از فرانسه را به زبان خود او معرفی کرد:

«من تهران متولد شده‌ام، در ایران مردم‌شناسی خوانده‌ام و در فرانسه فلسفه. در ادامه تحصیلات‌ام هنوز دقیقا نمی‌دانم چه کار خواهم کرد. برای گذران زندگی کار روزنامه‌گاری می‌کنم. حوزه علائق‌ام میان فلسفه و جامعه‌شناسی است و «جامعه‌شناسی روشنفکران» یکی از موضوعاتی ست که به طور خاص مرا جذب می‌کند. روشنفکران جهان را بدل به مسئله  می‌کنند، مدام درباره جهان نظریه می‌سازند و یا در هنر و ادبیات می‌کوشند چیزی از آن را، لحظه‌ای از آن را روایت کنند. با این همه گاه به نظر می‌رسد خود روشنفکران نیز «مسئله» هستند و چه بسا پرسش ‌برانگیزتر از جهان. دغدغه من این است: چگونه روشنفکران را بدل به مسئله و پرسشی انتقادی کنیم بدون اینکه در دام ضدروشنفکرگرایی یا روشنفکر‌شیفتگی بیفتیم…».

 

بابک مینا در سخنرانی ویدیویی اش داریوش شایگان را یکی از برجسته ترین و مهمترین روشنفکران ایران خواند و گفت، بیشتر درباره ی شرایط تاریخی ای که کتاب در آن شرایط نوشته شده خواهد گفت تا درباره ی محتوای درونی کتاب.

او ابتدا جایگاه داریوش شایگان را در میدان روشنفکری ایران مشخص کرد. به گفته ی مینا، از مشروطه تا اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل، مسئله اصلی روشنفکران و سیاستمداران ایرانی اخذ تمدن جدید و مدرن است و برای آن راه حل های مختلفی توسط آنان ارائه می شد.

در اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل، یک گسست اساسی در گفتمان روشنفکری ایرانی اتفاق می افتد که گفتمان محافظه کاری ست. این گفتمان در دهه پنجاه رشد و گسترش پیدا می کند و با انقلاب ایران پیوند می خورد و رابطه پیچیده ای با انقلاب دارد و بعد از انقلاب شکل های دیگری پیدا می کند و ادامه پیدا می کند تا امروز. داریوش شایگان درون این ساختار گفتمان فکر می کند و می نویسد بخصوص در دهه ی پنجاه و نوشتن این کتاب.

او سنت محافظه کاری را شکافت و آن را سنتی علیه روشنگری خواند که مهمترین ویژگی آن ارزشی بود که به عقل و آزادی بشر می داد.

مینا سنت محافظه کاری را به سه شاخه تقسیم کرد. اولین شاخه سنت محافظه کاری ضد روشنگری است که کلاسیک ترین نوع محافظه کاری ست. این محافظه کاران با سنت رمانتیسم نزدیک اند و معمولا نخبه گرا هستند. او شایگان و سیدحسین نصر را جزو این سنت گذاشت.

شاخه ی دیگر محافظه کاری رادیکال یا انقلابی که هم جنبه های مترقی و هم ارتجاعی دارد. او آل احمد و شریعتی را در این دسته گذاشت.

محافظه کاری عقل گرا هم شاخه سوم بود که آنها را محافظه کاران لیبرال هم نامید و جواد طباطبایی را درون این سنت قرار داد.

مینا کتاب آسیا در برابر غرب شایگان را کتابی ضدروشنگری خواند و تأکید کرد که شایگان بعد از این کتاب تغییر می کند و تاحدودی دستاوردهای سیاسی روشنگری مثل دمکراسی را می پذیرد.

به گفته ی مینا، دو ویژگی روشنفکران محافظه کاران داشتن داستانی درباره ی زوال و دیگری ضدیت با عینی گرایی اجتماعی ست.

مینا در ادامه ی سخنانش به بحث نهیلیزم شایگان پرداخت و یکی از عوامل ابزورد و نفس دوپاره را مدرنیزاسیون مستبدانه خواند که می تواند به شکاف های جامعه دامن بزند. و آن را با مثال هایی از انقلاب و فیلم آرامش در حضور دیگران توضیح داد.

بابک مینا در بخش پایانی سخنانش گفت: روشنفکران کارشان تولید ایده است، اما روشنفکران محافظه کار مستعد این هستند که ایده شیفته شوند و آنها را مستقل از زمینه و واقعیت درنظر بگیرند. این کاری ست که کتاب آسیا در برابر غرب می کند، یعنی از یک زمینه ی واقعی ایده هایش را می گیرد اما آن زمینه ی واقعی را از داستان جامعه حذف می کند، و ذات مستقلی به ایده ها می دهد. کتاب آسیا در برابر غرب با انتزاعی کردن، ابدی کردن و رازآمیز کردن پدیده ی تاریخی که فرایند مدرنیزاسیون است، آن را ذاتی می کند.

بابک مینا در پایان کتاب آسیا در برابر غرب را رویایی خواند که در یک دوره ای از تاریخ جامعه ی ما دیده، و افزود: وظیفه ما این است که این رویا را تفسیر کنیم و با نقدمان چیزی را روشن کنیم که کتاب سعی می کند آن را بپوشاند.

(بابک مینا هنوز ویدیوی سخنانش را بر روی یوتیوب قرار نداده است. در صورت انتشار، لینک آن را در سایت شهروند به متن اضافه خواهیم کرد.)

سخنران بعدی دکتر رامین جهانبگلو، استاد فلسفه دانشگاه یورک بود که او هم دانش آموخته ی فرانسه است. او با اشاره به آشنایی و دوستی چهل ساله با شایگان گفت:

نیم قرن از نگارش کتاب “آسیا در برابر غرب” شایگان می گذرد اما هنوز کتاب خواندنی ست. این کتاب مربوط به دوره ی اول زندگی شایگان است در قبل از انقلاب. در دوره ی دوم بعد از انقلاب تعداد کتاب های شایگان بیشتر و مهم تر از این کتاب هستند.

جهانبگلو به محتوای کتاب پرداخت و گفت: شایگان، با تحقیقاتی که روی هند، چین و ژاپن کرده بود، در این کتاب هویت شرقی را در برابر هویت غربی قرار می دهد.

مسئله اصلی این کتاب که از دید هایدگری نوشته شده، تقدیر تاریخی ست. و آن را در سطح جهان سوم، و نه فقط درباره ی ایران مطرح می کند. او می گوید تقدیر تاریخی ما این است که نسبت به تاریخ غرب عقب مانده ایم. ما به تقدیر تاریخی ای دچار شده ایم که ازآن ما نیست بلکه از غرب به ما تحمیل شده که این مسئله باعث شده که آسیا، هم نسبت به سیر تحول غرب بیگانه باشد و هم نسبت به وضعیت خودش.

شایگان با استفاده از هایدگر که او هم متأثر از نیچه بوده، بحث نهیلیزم را در مرکز کتاب آسیا در برابر غرب می گذارد. از نظر او نهیلیزم مهمترین ویژگی تمدن غرب مدرن است که با نفی حق شروع می شود به منظور اثبات دنیا ولی سرانجام خودش تبدیل می شود به نفی دنیا و به یک پوچی محض.

شایگان درباره چهار حرکت صحبت می کند که نهیلیزم را به وجود آورده: حرکت اول نزول از بینش شهودی ست به تفکر تکنیکی، حرکت دوم نزولی از صور جوهری به مفهوم مکانیکی، حرکت سوم نزول از جوهر روحانی یا امر قدسی ست به عوامل غریزی و حرکت چهارم نزول از زمان اسطوره ای به تاریخ پرستی (تاریخی گری) این چهار حرکت نزولی ست که نهیلیزم را می سازد.

شایگان اعتقاد دارد که آسیا آنقدر در تقلید نیست که در تقلیل است.

می گوید ما از ماهیت واقعی تمدن غرب ناآگاهیم. شما با سلاح ایدئولوژی نمی توانید به جنگ غرب و نهیلیزم بروید. شما نمی توانید با سلاح ایدئولوژی غرب را نقد کنید و فاصله تاریخی را بپیمایید.

جهانبگلو تأکید کرد، این کتاب بین سال های ۵۴ تا ۵۶ نوشته شده و نقدش رو به چپ ایران است و نه مذهبیون.

جهانبگلو این پرسش را مطرح کرد که باید دید شایگان چه راه حلی پیشنهاد می کند. از نظر شایگان راه حل این بحران ایجاد ارتباط انسان با یک وجود برتر است. بنابراین از همان ابتدا شایگان خط سیر فکری خاصی را اختیار می کند که در آن هیچ گونه فلسفه و اندیشه سیاسی نیست و هیچگونه بحثی با روشنفکری ایران نیست و هیچگونه اشاره ای به تاریخ ایران نیست، بلکه در یک اقلیم دیگر که خودش به آن اقلیم حضوری یا روح می گوید، اتفاق می افتد.

از نظر شایگان، کسانی می توانند رابطه بین شرق و غرب را ایجاد کنند که مثل خودش، هم غرب و هم شرق را از درون بشناسند.

دکتر جهانبگلو در پایان سخنانش، به تفاوت های نظری شایگان در کتاب های اولیه و کتاب های اخیرترش پرداخت. او با اشاره به تاثیری که شایگان از سیدحسین نصر گرفته، همچنین تفاوت های فکری و دیدگاهی این دو را نیز برشمرد.

سخنان کامل دکتر رامین جهانبگلو را در لینک زیر بشنوید:

http://youtu.be/Bx1SwWtsv1Y

بخش پایانی جلسه به پرسش و پاسخ اختصاص داشت.

نهمین نشست “کتاب ماه تهرانتو” جمعه ۲۶ جولای ساعت ۷ عصر در ۵۱۰۰ خیابان یانگ (مرکز اداری نورت یورک) به بررسی کتاب “مرگ یزدگرد” نوشته بهرام بیضایی اختصاص دارد. سخنران میهمان این جلسه سهیل پارسا، کارگردان نامی ایرانی ـ کانادایی ست.