بدن من، حق من/ برگردان: عصمت صوفیه و عباس شکری

بدن من، حق من/ برگردان: عصمت صوفیه و عباس شکری

بخشی از کتاب گذار زنان از سایه به نور

شگفت انگیز این است که اولین دارویی که برای رهایی و نجات زنان به بازار آمد، به همت یک زن و با کمک مالی زنی دیگر ساخته شد و هیچ نهاد دولتی در به وجود آوردن و تولید این دارو و قرص دخیل نبودند /آماندا فورمن

مارگارت سانگر اهل نیویورک و یازدهمین فرزند خانواده ای پرجمعیت بود. او شاهد از بین رفتن و نابودی تن مادرش بر اثر زایمان های مکرر بود و همین امر باعث شد که مأموریت و هدف زندگی اش را بر روی فعالیت برای کمک به دسترسی زنان به وسایل جلوگیری از حاملگی قرار دهد. مسئله بارداری را مردها برای هزاران سال در کنترل خود داشتند و اکنون مارگارت سانگر می خواست که این کنترل را به زنان باز گرداند. مدت طولانی مبارزه اش برای رهایی زنان را، ابتدا با فعالیت برای دستیابی به آموزش مسائل جنسی شروع کرد و آن را با توسعه قرصهای ضد بارداری ادامه داد. او به عنوان یک پرستار در بخش جنوب شرقی نیویورک شروع به کار کرد و آنجا شاهد مرگ و میر زنان شد. او شاهد التماس های زنان به پرستاران برای مشاوره و برای جلوگیری از بارداری و نیز مرگ و میر زنانی که بر اثر سقط جنین جانشان را از دست می دادند بود. در آن زمان جلوگیری از بارداری به اندازه سقط جنین و پورنوگرافی در جامعه امری ناپسند و قبیح به نظر می آمد. قانون کامستاک «Comstock» که یک قانون فدرال بود در سال ١٨٧٣ برای مبارزه با اعمال زشت و کارهای نکوهیده به تصویب رسیده بود. از جمله کارهای نکوهیده و اعمال زشتی که در این قانون به آن اشاره شده بود منع فروش، توزیع یا تبلیغ موادی از جمله وسایل و مواد ضد بارداری بود. این قانون مانعی برای کار سانگر بود. هر گاه که می خواست برای وسایل ضد بارداری تبلیغ کند یا آن ها را در درمانگاه ها توزیع کند یا حتی در موردشان بنویسد با مشکل روبرو می شد. مارگارت سانگر به مبارزه علیه این قانون برخاست. او در سال ١٩١۴ اصطلاح کنترل موالید یا تنظیم خانواده را به ثبت رساند.

book-cover-gozare-zanan

سال بعد (١٩١۵) او با انتشار عکسی از دیافراگم و رحم، قانون را نقض کرد. سانگر به تدریج متوجه شد که باید راه های جدیدی برای ایجاد توجه به این موضوع و رسیدن به هدفش انتخاب کند. راه حل او راه اندازی یک کلینیک بود. او محله ی بروکلین در حومه ی نیویورک را برای محل کلینیک انتخاب کرد چرا که در این بخش از شهر مهاجران زن فقیر بسیاری وجود داشت. این کلینیک در ماه نوامبر ١٩١۶ افتتاح شد. جالب این که او نسبت بین عدم کنترل بارداری و فقر را به خوبی درک کرده بود. او معتقد بود که دسترسی به وسایل پیشگیری از حاملگی مقرون به صرفه و ارزان، کلید رهایی از فقر است. چند روز بعد پلیس به کلینیک حمله و مارگارت سانگر را به جرم تخلف از قانون بازداشت کرد. او کلینیک را چند روز بعد از آزادی اش دوباره باز کرد و دیگر بار، اما این مرتبه به جرم اغتشاش افکار عمومی و ایجاد مزاحمت برای مردم دستگیر شد. او در سال ١٩١٧ در دادگاه محاکمه شد و دادگاه او توجه زیادی به خود جلب کرد. او مصاحبه های زیادی در مورد کلینیک انجام داد. سانگر مجرم شناخته شد و قاضی ها او را بین انتخاب ٣٠ روز زندان و یا پرداخت جریمه نقدی آزاد گذاشتند که البته او زندان را انتخاب کرد. به زندان کوین کانتی منتقل شد و آنجا شروع کرد به دادن اطلاعات به زنان زندانی در مورد جلوگیری از بارداری. محاکمه و دستگیری سانگر شهرت و تبلیغاتی را که او نیاز داشت برایش مهیا کرد. در سال ١٩٢١ هنگامی که قصد سخنرانی در بوستون داشت از طرف مقامات رسمی شهر تهدید به دستگیری و زندان شد. در واکنش به این تهدید در حالی که متن سخنرانی اش توسط شخص دیگری خوانده می شد، یکی از دستیارانش دهان او را با دهانبندی بست.

سینگر آن روز گفت: من می بینم که مزایایی در بستن دهان و خاموشی است که می تواند انگیزه سکوت من باشد، اما این می تواند میلیونها نفر دیگر را به حرف زدن و فکر کردن به شرایطی که در آن زندگی می کنند وادارد.

book-shokri

نوه سانگر در مصاحبه با پژوهشگر می گوید: مادربزرگم توانایی زیادی در ارتباط گرفتن با زنان ثروتمند داشت و خوب می دانست که چگونه از موقعیت و پول آنها برای رسیدن به اهدافش استفاده کند. در اوایل دهه ١٩۵٠ ایده به وجود آوردن قرص های ضدبارداری به ذهن او رسید. روش جلوگیری دیافراگمی (رحم بند، شیاف مهبل) در آن زمان روش اصلی بود، اما مادربزرگم می خواست روشی که صد در صد ایمن و بدون خطا و آسان باشد را پایه ریزی کند. او دانشمندی به نام گریگوری پینکس «Gregory Pincus» را در مرکز تحقیقاتی تکنولوژی غرب نیویورک پیدا کرد تا تحقیقات لازم را در این مورد انجام دهد.

نوه سانگر می گوید: مادربزرگم با او و کاترینا مک کورمیک در نیویورک جلسه دیداری داشت. آنها غروب آن روز شام را با هم خوردند و در آن دیدار از گریگوری پینکوس پرسید که این پروژه چقدر پول احتیاج دارد. گریگوری پینکوس گفت که در گام نخست برای آغاز کار چهل هزار دلار لازم است، اما هزینه این کار بسیار بیشتر خواهد بود. در همان جلسه کاترینا مک کورمیک چکی به مبلغ چهل هزار دلار را در اختیار او قرار داد و این آغاز یک میلیون دلاری بود که کاترینا برای پروژه تولید قرص های ضد بارداری کمک کرد. بخش جالب، شگفت انگیز و مؤثر ماجرا این است که اولین دارویی که برای رهایی و نجات زنان به بازار آمد به همت یک زن و با کمک مالی زنی دیگر ساخته شد و هیچ نهاد دولتی در به وجود آوردن و تولید این دارو و قرص دخیل نبودند.

کاترینا و سانگر می خواستند قرص هایی که ایمن، ارزان، قابل دسترس و قابل تهیه برای همه زنان باشد تولید شود. امروزه این قرصها توسط صدها میلیون زن در سراسر دنیا مورد استفاده قرار می گیرد. بعد از دیدار غیررسمی با گریگوری پینکوس در سال ١٩۵١ تا زمانی که قرصها در دسترس قرار گرفتند ده سال طول کشید. این روز مهم به ندرت مورد توجه قرار گرفت و حتی در کتابهای تاریخی هم به آن اشاره ای نشده است. روز٩ ماه می ١٩۶٠ زندگی زنان را برای همیشه تغییر داد. این دارو به عنوان اولین قرص ضد بارداری تأیید شد. زمانی که مارگرت سانگر هشتاد ساله بود در روزنامه در مورد این رویداد خواند. هنگامی که خواند و شنید که ایده اش به ثمر نشسته است گفت: «حالا دیگر وقتش رسیده است.»

About The Author

عباس شکری

عباس شکری دارای دکترا در رشته ی "ارتباطات و روزنامه نگاری"، پژوهشگر خبرگزاری نروژ، نویسنده و مترجم آزاد و از همکاران تحریریه شهروند در اروپا است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This