دسته: مقالات

در آستانه ی سی سالگی شهروند/ حسن زرهی

حال که به درآستانگی شهروند برای سی سالگی – که گونه ای بلوغ از آن بارش می گیرد- نگاه می کنم، با خویش زمزمه دارم که آیا ما را به این ماندگاری

روزنگاری های دیاسپورا/عزت گوشه گیر

با صحبت های خانم (آ) با پیشینه و تاریخ یک نسل پیش آشنا می شوم. با زبان، فرهنگ، رفتارها، سیره و جغرافیای شهر یزد. خانم (آ) با لهجه یزدی، خاطرات و

روزنگاری های دیاسپورا/عزت گوشه گیر

روزهایی که بیش از ده ساعت در این کارگاه کار می کنم، در آیینه می بینم که انگار تبدیل شده ام به یک زن گوژپشت! … و ناگهان بیاد پسری نه – ده ساله

روزنگاری های دیاسپورا /عزت گوشه گیر

خواب دیدم در نمایش رومئو و ژولیت بازی می کنم. اجرا به گونه ای بود که باید بدون هیچ تمرینی برویم روی صحنه و نمایش را به شیوه بدیهه گویی

مادر و صلح/نینا مودت

ساعت ها و روزها وماه ها می گذرد دست نوازشگر مادر گرمی به صورت طفل می بخشد و زمزمه محبتش درس عشق و شمع وجودش در راه مهر فرزند

Loading