دسته: ادبیات

شعر/ناظم حکمت

ترجمه چند شعر از «ناظم حکمت»، در راستای همدردی و همبستگی با خانواده های جان باختگان خیزش اخیر مردم ایران و هواپیمای سرنگون شده!

غذا/فرطوس پوپولوس

هنوز نیمه ی ماه هم نشده، درست دوازدهم است که باز همه چیز تمام شد. گوشت، تخم مرغ، سیب زمینی، رب گوجه فرنگی، نمک، لوبیا، ادویه، ماست، پیاز…

واگویه های «من» با «خودم»/ عباس شکری

کسی که کار روزنامه نگاری می کند، گاه چنان دچار کابوس می شود که رهایی از آن ممکن نیست مگر آن که کاری برای دلش بکند. من هم در میان فریاد، آتش

سیاهی و نور/ جهانگیر هدایت

دخترکور” رمانی است برخاسته از گوشه ای از ایران که در سیاهی آغاز می شود، سیاهی مطلقی که همه چیز آن نادیدنی است و با پستی و بلندی ها و ماجراهای

ضد قهرمان داستان/امیر شفقی

شتم نوامبر، وقتی نقدم بر تئاتر “اسم” چاپ شد، چند روز بعد یکی از دوستان مشترکم با کارگردان نمایش، خبر داد که او نقد را در صفحه ی فیس بوکش

جهلِ مرکّب…/ ساسان قهرمان

کاری که نویسنده در این اثر با اسم «آدولف» کرده است و تمام «هیاهوی بسیار برای هیچ»ی که بر سر آن راه می‌افتد، می‌تواند یکی از

چند شعر از کریم زیّانی

برافروز آتش که سرما گریزد
شب تیره از ملک دارا گریزد
به ایمان چراغان کنیم آشیان را
….که تا ظلمت شام یلدا

انسان و آرزوی جاودانگی/حسن زرهی

انسان معاصر علاوه بر آن سرگشتگی آشنای دوران و اعصار، دچار یک خانه عوض کنی تازه هم، به گفته ی عیدی، شده است. گریز از میهنی که بر اثر

Loading