دسته: ادبیات

سیاهی و نور/ جهانگیر هدایت

دخترکور” رمانی است برخاسته از گوشه ای از ایران که در سیاهی آغاز می شود، سیاهی مطلقی که همه چیز آن نادیدنی است و با پستی و بلندی ها و ماجراهای

ضد قهرمان داستان/امیر شفقی

شتم نوامبر، وقتی نقدم بر تئاتر “اسم” چاپ شد، چند روز بعد یکی از دوستان مشترکم با کارگردان نمایش، خبر داد که او نقد را در صفحه ی فیس بوکش

جهلِ مرکّب…/ ساسان قهرمان

کاری که نویسنده در این اثر با اسم «آدولف» کرده است و تمام «هیاهوی بسیار برای هیچ»ی که بر سر آن راه می‌افتد، می‌تواند یکی از

چند شعر از کریم زیّانی

برافروز آتش که سرما گریزد
شب تیره از ملک دارا گریزد
به ایمان چراغان کنیم آشیان را
….که تا ظلمت شام یلدا

انسان و آرزوی جاودانگی/حسن زرهی

انسان معاصر علاوه بر آن سرگشتگی آشنای دوران و اعصار، دچار یک خانه عوض کنی تازه هم، به گفته ی عیدی، شده است. گریز از میهنی که بر اثر

کاش می بارید/مژگان خاتمی

کاش آن روزها برف می بارید
برف می بارد
حتی در این شهر شهره به برف هم بابارش اولین برف شگفت زده …

تامارا/فریبا حاج دایی

فریبا حاج دایی؛ دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران. نویسنده، نقاد، مقاله‌نویس و مترجم. دو کتاب چاپ‌شده: «باشیرینی وارد می‌شویم»

مزامیر ءِ ملوان ءِ مرده/بهرام بهرامی

برگشتن* در آینه بودن* مثل ءِ آینه* چون جان که جفت می شود با جان* یا مثل ءِ اینکه بگویی برگشته ای* آیا تو هستی؟* وُ حالا برگشتن* دوباره در سلسله

Loading