نویسنده: عزت مصلی نژاد

دست کیمیاگر/عزت مصلی نژاد

از قدیم و ندیم گفته اند و نوشته اند که کیمیا ماده ای است که به هر فلزی مالیده شود، آن فلز به طلا تبدیل می شود. در تاریخ بشر انسان های زیادی در جستجوی کیمیا عمرگرانمایه را صرف کردند و کیمیا را نیافتند و از این لحاظ کلمه ی “کیمیا”را در فرهنگ فارسی یک چیزکمیاب و دست نیافتنی معنی کردند. اگر چه کیمیا….

Read More

عاشق سمج/عزت مصلی نژاد

مرد عاشق همه جا به دنبال زن دلخواه خود می  رفت و عشق خود را به او ابراز می کرد. زن چند بار به او یادآوری کرد که بیخودی به دنبال وی نیفتد که او هیچ احساسی به وی ندارد. مرد ول کن نبود. زن برای مدتی خود را در خانه ی خویش زندانی کرد. مرد آنقدر بیرون خانه منتظر ماند تا زن برای کاری فوری از خانه بیرون آمد….

Read More

باغ گلچهره/عزت مصلی نژاد

گلچهره نه ماهه بود که دائی غلامش او را بغل می کرد و با خود به تماشای پارک و رودخانه و جنگل می برد. او از همان زمان به گل وگیاه و درخت علاقمند شد. خواهرها و برادرها و بچه های دوروبر دوست داشتند بروند بازار و داخل رستوران های شیک هات داگ و همبرگر و ساندویچ بخورند. دائی غلام سعی می کرد همه…

Read More

گرگ/عزت مصلی نژاد

هوا مه آلود و گرفته بود. هنوز یک کیلومتر راه نپیموده بودم که باریدن دانه های ریز برف را احساس کردم. اندکی نگران شدم که مبادا برفی سنگین ببارد و نتوانم به موقع به مقصد برسم. چند دقیقه بعد ابر سنگین تر شد و تکه های بزرگ برف مثل پنبه باریدن گرفت و به زودی همه جا را مثل گچ سفید کرد. بدون توجه به….

Read More

اول شما، خانوم خانوم ها!/عزت مصلی نژاد

” اول شما، خانوم خانوم ها!” یکی از۵۳ قصه ای است که این بنده ی حقیرفقیرآسمون جل قاتمه رکاب برای بچه ها وبزرگترها نوشته ام با این دید که حاضرین برای غایبین تعریف کنند وبزرگترها برای کوچکترها بخوانند وتفسیر کنند که بعضی ازداستان ها مال عهد دقیانوس است. انگیزه ی من برای نوشتن …

Read More

مرغ چند پا داره؟/عزت مصلی نژاد

بابا و مامان می گفتند: «مرغ یک پا داره» عمو نعمت می گفت: «نه، مرغ سه تا پا داره.» خاله مهوش داد می کشید: «همه تون اشتباه می کنین؛ مرغ چارتا پا داره». مرجان که حسابی گیج شده بود شب و روز توی این فکر بود که پیدا کند که مرغ چند تا پا دارد. یک روزکه او را برای خریدن ماست…

Read More

یادی از داود مدائن/بخش سوم و پایانی/ عزت مصلی نژاد

داود یک پارچه احساس بود. هیچوقت یکی از موضع گیری های او را در رابطه با استالین و تروتسکی از یاد نمی برم. من مدت های مدید قبل از زندانی شدن و به عبارت دیگر از زمانی که از نظر سیاسی خودم را شناختم با استالین و شیوه های استالینی مخالف بودم. از دوستان نزدیک آن …

Read More

اعلامیه حقوق بشر؛سنگ بنای حقوق جهانی انسان/عزت مصلی نژاد

تلاش برای استقرار حقوق بشر با استقرار جامعه مدنی همراه بوده است. نخستین سند منسجم در مورد حقوق بشر با پیروزی انقلاب فرانسه منتشر شد. با استقرار مجمع بین المللی (از ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹) مساله حقوق تقسیم ناپذیر انسان در سطح جهانی مورد بحث قرارگرفت. لیکن این مجمع با به قدرت رسیدن فاشیسم تضعیف و در نهایت منحل شد….

Read More

یادی از فیلسوف مردمی استاد عوض ارزانی/ عزت مصلی نژاد

یادم نیست که اداره ی گمرک بود یا مالیه که از عمده فروش تریاک مالیات سنگینی می گرفت و برچسبی می زد روی بسته های تریاکش که به آن می گفتند «باندرول». این مالیات روی قیمت تریاک کشیده می شد و از طریق خرده فروش به مصرف کننده منتقل می شد. تریاک قاچاق تریاکی بود که باندرول نشده بود. چنین تریاکی مخفیانه به فروش می رسید و سود کلان آن به جیب فروشنده سرازیر می شد…

Read More

یادی از فیلسوف مردمی استاد عوض ارزانی/عزت مصلی نژاد

نزدیک به صد سال پیش در یک منطقه ی مرزی به نام “جلسیون” بین محلات در حال جنگ کوشکک و مصلای جهرم کودکی متولد می شود که او را عوض نام می نهند. ممکن است بپرسید چرا عوض؟ خدمتتان عریضه نگار شوم که نام عوض را روی کودکانی می گذاشتند که قبل از تولد، پدر یا برادرشان را از دست داده بودند. عوض دوران کودکی بسیار سختی…

Read More

اصل بر بردگی است/عزت مصلی نژاد

چشم ها را می بندیم و برای چند لحظه تصور می کنیم که دغل ها شرافتمند شده اند، دزدها مال ها را به مال باخته ها برگردانیده اند و سرمایه داران از داروندارشان برای کل بشریت مایه گذاشته اند. من که فکر نمی کنم حتی در چنین حالت آرمان گرایانه ای بردگی از زندگی این جانور دو پا رخت بربندد. بردگی با مذهب، قومیت، مرام، زبان، خانواده، عادت و شهوت ارتباط تنگاتنگ دارد…

Read More

یادی از منوچهر محجوبی/عزت مصلی نژاد

زنده یاد منوجهرمحجوبی، طنزپردار، نمایشنامه نویس، شاعر، مترجم و ناشر نامدار ایرانی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی (۱۹۳۶ میلادی) درکرمانشاه پای به عرصه وجود نهاد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر سپری ساخت و درجوانی به اصفهان رفت و ادبیات آموخت. او در نوجوانی شیفته …

Read More

اگر زن می شدم/عزت مصلی نژاد

می پرسید اگر زن به دنیا آمده بودم چه می شد؟ احتمال قریب به یقین من این است که حتی یک هزارم این بخیه ها را نزده بودم. سرنوشت من احتمالا چیزی می شد مثل زندگی امروزی خواهران و دخترعموهای هم سن و سالم. در دوران ما، در بلد محروسه جهرم، بند ناف دختر را به اسم یکی از بستگان یا آشنایان نزدیک …

Read More

من و هفتاد سالگی/ هفتم و پایانی /عزت مصلی نژاد

اپیکور فیلسوف نامدار قرن چهارم قبل از میلاد به آنان که ازدواج و داشتن فرزند را نهایت شادمانی می پندارند هشدار می دهد که لذت حاصل از این دو زودگذر است و اندوه آن دائمی. اراسموس روتردامی، فیلسوف دوران نوزایی از قول فرشته حماقت چنین می گوید: “در نهایت مرد خردمند، هرکه می خواهد باشد، اگر به فکر …

Read More

من و هفتاد سالگی/بخش ششم /عزت مصلی نژاد

در جهرم ما مردی بود مسن به نام باقر که در باغ عبداللهی برای آقای نوابی باغبانی می کرد. یک بار که چند تومانی پول گم کرده بود برای من درد دل کرد و گفت: “پیرمردی هستم دل آرزو و کم آرزو”. ترکیب جالبی است. چگونه ممکن است که انسان هم دلی پر از آرزو داشته باشد و هم آرزوهایش اندک باشند. احتمالاً باقر به خاطر زیادی سن به خود اجازه نمی داد که به آرزوهای دلش میدان دهد. دوران پیری، برعکس، نه دوران کم آرزویی بلکه دوران جولان آرزوهای…

Read More

من و هفتاد سالگی/پنجم/عزت مصلی نژاد

شاعر نامدار عرب، احمد المتنبی می گوید، “اسب و شب و بیابان و شمشیر و مهمان وکاغذ و قلم همه مرا می شناسند.” انسان تا پا به سن نگذارد نمی تواند برخود ببالد که به نوعی با همه ی این ها سر وکار داشته است. من شخصاً از زمانی که خود را شناخته ام با ورزش، مطالعه و کار سر و کار داشته ام. یادم می آید زمانی که زندان بودم و زیر شکنجه، در سلول انفرادی روزانه بیش از دو ساعت ورزش می کردم. ورزش …

Read More

من و هفتاد سالگی/۴/عزت مصلی نژاد

حس دیگری که نگرش به گشت وگذار بی قاعده ی دوران گذشته برای انسان به ارمغان می آورد درک پوچی زندگی است. به یاد می آورم مادر و پدری در جهرم که چند دختر داشتند و پسر دلشان می خواست. آنان پس از دوا و درمان بسیار سرانجام صاحب پسری شدند. این پسر با ناز و نوازش تمامی اهل فامیل بزرگ شد. خانواده ی ثروتمند از هر رویدای در زندگی او(ختنه سوران، گرفتن تصدیق شش ابتدایی، اتمام دبیرستان، قبولی دانشگاه و اخذ درجه ی لیسانس) استفاده می کرد…

Read More

من و هفتاد سالگی/ ۳/عزت مصلی نژاد

یکی از زیبایی های پیری این است که انسان زندگی و تاریخ را لمس می کند و خود به صورت تاریخی زنده درمی آید. من در درازنای هفتاد سال زندگی خویش، بسا اوج ها و حضیض ها را دیده ام: ظهور و سقوط امپراتوری های رنگ و وارنگ، غرور احمقانه ی قدرت مداران در دوران قدرت و لابه و التماس های شان در دوران ذلـّت، جنگ ها، صلح ها، پیمان ها و پیمان شکنی ها، اختراعات و اکتشافات و نوآوری ها، انفجار جمعیت، تخریب محیط زیست، بیماری ها، اپیدمی ها، پیشرفت های حیرت انگیز…

Read More

من و هفتاد سالگی/۱/عزت مصلی نژاد

از صمیم قلب آرزو می کنم که تو خواننده ی عزیز من هم در هفتاد سالگی مثل من سالم، پر احساس و به زندگی امیدوار باشی. این نوشته بازتاب فکری و شخصی من است از جنبه های مثبت و منفی زندگی در دوران هفتاد سالگی. دلم می خواست خیلی دیرتر – در سنین ۸۰ یا ۹۰ سالگی ـ با شما در رابطه با مزایا و معایب پیری سخن می گفتم. لیکن بین خودمان باشد ترسیدم نمانم و تراوشات فکری خودم را به گور ببرم. البته شما چیزی را از دست نمی دادید ولی من در قبر جابجا می شدم که چرا …

Read More

نیم نگاهی به کتاب “درآستانه ی توفانی روبنده” اثر حسن پویا/ عزت مصلی نژاد

کشتار همگانی سال ۱۳۶۷ یکی از هولناک ترین موارد جنایات علیه بشریت است: ” آن‌ها به خوبی بر این امر واقف اند که کشتار ۶۷، نمونه‌ی بارز «جنایت علیه بشریت» است و پذیرش رسمی مسئولیت قتل‌عام زندانیان سیاسی می‌تواند به‌ عنوان بزرگ ترین سند برای محکومیتِ مسئولان رژیم به اتهام «جنایت علیه بشریت» تلقی شود و مورد پِی گرد حقوقی در سطح بین‌المللی قرار گیرند. حسن پویا در کتاب خود نشان داده است که این جنایت در واقع نوعی هولوکاست ایرانی است…

Read More

معرکه/عزت مصلی نژاد

صدا: های هوی های ایهاالناس گوش ها تیز کنید و حواس ها را جمع که رند ملنگ قلندر شوخ و شنگ درویش نهنگ با بی بی درویش و بچه درویشش حاضر به جنگ وارد می شوند. (از سه گوشه ی صحنه ابتدا درویش نهنگ، بعد بی بی درویش و دست آخر بچه درویش وارد می شوند….

Read More

مجازات اعدام به عنوان گونه ای از شکنجه/ دکترعزت مصلی نژاد

روند مجازات اعدام در تمامی مراحلش اعم از اعلام، انتظار و اجرای آن، خود نوعی شکنجه است. شکنجه ی روانی از نخستین روز دستگیری متهم آغاز می شود. بازجویان و شکنجه گران برای گرفتن اعتراف یا کسب اطلاعات از زندانی او را به اعدام تهدید می کنند. در طول دوران محاکمه فشار روانی شدیدی به زندانی و خانواده وی …..

Read More

شیراکبر/ عزت مصلی نژاد

یک روز صبح شیراکبر و آقای شمس بساط شان را پهن کردند در کنارحوض گرد وگل های نسترن باغ کهنه. این دو یار جانی نشستند و عرق خوردند و ورق بازی کردند. آقا به خاطر آن که شناخته نشود، عبا و عمامه اش ….

Read More

شیراکبر/ عزت مصلی نژاد

از آن پس، تا زمانی که آقای تهرانی در جهرم بود پنجشنبه شب های هر هفته، پاسی از شب رفته مردی لباده پوش با ریش سفید و لباس تیره، شب، با عصایی در دست درکوب منزل بازپرس دادسرای جهرم را به صدا درمی آورد و بی صدا وارد می شد. تار بازپرس و دف و آواز مهمان بزم خیّام را تداعی می کرد. تا بعد از نیمه شب …

Read More

شیراکبر/عزت مصلی نژاد

هیچ کس توی ولایت جهرم به اندازه ی شیراکبر کیا و بیا نداشت. کسی نبود که این لات آسمان جل را نشناسد. احدی هم نمی دانست که چطوری سروکله اش توی جهرم پیدا شده، مثل این که یهو از زمین سبز شده باشد. شیراکبردرست توی قلب تل لولو (۱)، محله ی خوشنام شهر، عرق کشی و عرق فروشی داشت….

Read More

نگاهی به قانون جدید شهروندی کانادا/عزت مصلی نژاد

دولت کانادا علیرغم تصویب مصوبه ی رم یا اساسنامه ی دادگاه بین الملل جنایی و برخورداری از قانون جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت (مصوب سال ۲۰۰۰) هیچ اقدام موثری علیه دست نشاندگان جمهوری اسلامی که با ثروت های کلان وارد کانادا شده اند به عمل نمی آورد…

Read More

نگاهی به کتاب “جرایم ومجازات دراسلام”دکترعزت مصلی نژاد/ حجت گلپایگانی

به نظرم می رسد که برجسته ترین ومحکم ترین بخش های استدلالی مصلی نژاد برای نشان دادن نارسایی های حقوق اسلامی درآنجاست که ازنظریه ی فیلسوفان آینده نگر وفایده جو سخن می گوید وازاین هم مهم تردرآن قسمت هایی است که مجازات های اسلامی را با اعلامیه ی جهانی حقوق بشروکنوانسیون های منتج از …

Read More

کیفرهای آن جهانی دراسلام/عزت مصلی نژاد

فرشته ی مرگ بی رحمانه جان مرد و زن و کودک و نوجوان را می گیرد و به اصطلاح آنان را به شیوه ای وحشت آفرین و شکنجه بار قبض روح می کند. بر اساس یکی از منابع شیعه، عزرائیل لحظه ای که برای گرفتن جان فرد گناهکاربه محل اقامت او می رود، به شکل «مردی سیاه» بر او ظاهر می شود با «موهای راست ایستاده….

Read More

مجازات دنیوی در اسلام/عزت مصلی نژاد

فقه اسلامی در دِرازنای تاریخ، توان آن را نیافت که در زمینه ی حقوق کیفری بنیاد پایدار و منسجمی را پدید آورد. یکی از جمله دلایل این امر آن است که در اسلام، مفاهیم جرم و گناه با هم عجین شده اند. ارتقاء حقوق جزایی مستلزم برخورداری از بصیرت و آگاهی نسبت به ماهیت و چگونگی جرم به ….

Read More

نگاهی کوتاه به کتاب “جرایم و مجازات در اسلام”/ عزت مصلی نژاد

در بررسی نظام جزائی اسلامی، تکیه گاه اصلی من قرآن به عنوان اساسی ترین و دست اول ترین منبع شریعت و فقه اسلامی بوده است. در ترجمه فارسی آیات قرآنی اینجانب متن عربی قرآن را با ترجمه های مختلف انگلیسی و فارسی (ترجمه های به عمل آمده توسط محمد مهدی فولادوند، ناصر مکارم شیرازی، بهاءالدین خرمشاهی…

Read More

نگرشی اجمالی به روانشناسی شکنجه گر/ عزت مصلی نژاد

دگم اندیشی مذهبی همواره به عنوان یکی از هولناک ترین ابزارهای توجیه شکنجه عمل کرده است. شکنجه گر خود را صاحب دین برحق و برتر و قربانی اش را گناهکار، کافر و مهدورالدم به حساب می آورد. در چنین حالتی شکنجه و قتل و جنایت به صورت اعمال مقدس و خدای گونه در می آیند. جمله ی معروفی است از بلیز …

Read More

نگرشی اجمالی به روانشناسی شکنجه گر/عزت مصلی نژاد

زندان برای بازجوها و شکنجه گران، که اغلب مردان جوانی هستند، سکوی ترقی شغلی به حساب می آید. اینان از قدرت مطلق برجسم و روان زندانی برخوردارند…. ساده نگری است اگر فکر کنیم که شکنجه گران را آدم های سادیست و بیماران دگرآزار تشکیل می دهند. شاید در بین شکنجه گران نمونه هایی …

Read More

نگاهی گذرا به حقوق بشر در دوران باستان/عزت مصلی نژاد

شاید بتوان گفت که یکی از نخستین تلاش ها برای ایجاد یک نظام حقوقی ازحمورابی (از۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ قبل ازمیلاد) پادشاه بابل آغاز شد که قوانینی را مدون ساخت که به “قانون حمورابی” مشهور شده است. در این قوانین رگه هایی از حقوق بنیادین انسان البته به شکل …

Read More

برداشت دکتر الهی قمشه ای از قرآن/عزت مصلی نژاد

در قرآن ـ مانند هر کتاب دینی دیگر ـ بسته به شرایط زمان و مکان هم موارد مدارا و تساهل وجود دارد و هم قهر و خشونت. اسلام دینی است که جهان را به دو بخش دارالحرب(جهان جنگ) و دارالاسلام (جهان صلح) تقسیم می کند. تمام مسلمانان در زیر پرچم خدای…

Read More

ریشه های جبّاریت در جامعه ی ایران/ عزت مصلی نژاد

در قرن بیست و یکم دموکراسی، آزادی خواهی و حقوق بشر خواستگاه همه ی ملت هاست و این جنبش را در تمام کشورهای جهان سوم مشاهده می کنیم. مردم ایران دیر یا زود از این مغاک هولناک بیرون خواهند آمد. در جامعه امروز ایران یک جنبش عمیق حقوق سیاسی …

Read More

ریشه های جبّاریت در جامعه ی ایران ـ۲/ عزت مصلی نژاد

صفویان شیعی گری را به زور شمشیر به عنوان مذهب رسمی ایران جا می اندازند. اتحاد بین شیخ و شاه صدای انسان های روشنی جو را در گلو خفه می سازد. فقه شیعه یکه تاز می شود و مانند جامعه اروپا در دوران قرون وسطا فلسفه در خدمت مذهب قرار می گیرد. حتی…

Read More

ریشه های جبّاریت در جامعه ی ایران/عزت مصلی نژاد

جامعه ی ایرانی از دیرباز تاکنون از نوعی جبّاریت ریشه ای رنج برده است. تا به امروز نه تغییر حکومت ها این جبّاریت را از بین برده است و نه حتی دگرگونی کل نظام سیاسی. مردم ستمدیده ی ایران همواره اسیر چنگال خونین دیکتاتورهای تک سالار، خودمحوربین و…

Read More

نگاهی به نوشته ی مجید نفیسی با عنوان “جلال آل‌ احمد: حاشیه ای بر یک شعر”/عزت مصلی نژاد

آل احمد در صفحات نخست غرب زدگی موضع خود را روشن می کند که با تمام مظاهر فرهنگ و تمدن غرب سر ستیز دارد: «و این مواد خام فقط سنگ آهن نیست… اساطیر هم هست، اصول عقاید هم هست، موسیقی هم هست، عوالم علوی هم …

Read More

عصرتورم زا/عزت مصلی نژاد

تورم را افزایش پیاپی، نامنظم، افسارگسیخته و برگشت ناپذیر سطح عمومی قیمت ها تعریف کرده اند. همانطورکه در این تعریف دیده می شود هر نوع افزایش قیمتی تورم نیست. در تمدن معاصر قیمت تمام کالاها همواره به صورت ایست ناپذیری بالا…

Read More

دست نجات بخش/ عزت مصلی نژاد

اسمش گلتاج بود ولی همه به او تاجی می گفتیم؛ دخترعمو اسدالله همسایه ی دیوار به دیوارمان را می گویم. او که چند سالی از ما بزرگتر بود به شکلی طبیعی سرپرستی ما بچه ها را به عهده گرفته بود. تاجی همه ما را جمع می کرد و برایمان قصه ی “گل خاری و دیو” می گفت…

Read More

خاطره ها/عزت مصلی نژاد

ناصرخان قشقایی با دولت درافتاده و به تبعید فرستاده شده بود. آن دوره ها به کلاه ها دوگوشی قشقایی می گفتند کلاه ناصرخانی. هرکس این کلاه را سر می گذاشت و از خانه بیرون می آمد، پاسبان پست، طبق دستور، طرف را صدا می کرد، بعد چاقویی از جیب بیرون می آورد…

Read More

قیامت/عزت مصلی نژاد

در محل ما آخوندی بود به نام شیخ علی اکبر واعظی که در فسق و فجور شهره شهر بود. با تمام عرق خورهای شهر دم به خمره زده بود، برای فاحشه های شهر در ازای هم خوابگی روزه می خواند و بارها با قمار بازها قاب بالا انداخته بود. آقای واعظی آمد دکان بقالی آقا شکرالله حمیدی…

Read More

گدایی/عزت مصلی نژاد

هر کس تقبل کرد که به نوعی به او کمک کند. منصور که وضع مالی خانواده اش خوب بود، قبول کرد تا زمانی که او کار پیدا کند، روزانه یک تومان به او کمک کند. عبدالعلی گفت که با پدرش صحبت خواهد کرد که در گاراژ کاری برایش دست و پا کند. رضا گفت، از روز بعد به او سواد یاد خواهد داد. من هم تعهد کردم که…

Read More

آدم جگردار /عزت مصلی نژاد

گاه و بیگاه پیرزنان و پیرمردان برای ما خاطرات خودشان را از روبرو شدن با جنّ می گفتند. این خاطرات این قدر با آب وتاب و با چاشنی قسم های جوراجور تعریف می شدند که همه ی ما باور می کردیم و شب خواب جّن می دیدیم. درخت کُنار(سدر) هم مقدس بود و…

Read More

خاطره ها/عزت مصلی نژاد

کاظم کربلایی اکبر از چارپادارهای بازنشسته بود که از بس بلندقد و تنومند بود مردم به او «کاظم گوتو» (کاظم تنومند و بزرگ) لقب داده بودند. چاروادارها به سبب سفرهای متعدد و رویارویی شان با راهزنان و امنیه ها (ژاندارم ها) قصه های شیرینی داشتند….

Read More

خاطره ها/عزت مصلی نژاد

پنج ساله بودم که همسالان و حتی اهل فامیل به من لقب «گنا» (دیوانه)، دادند و من شدم سپر بلای همه. بدون آنکه هیچ تقصیری مرتکب شده باشم از دست کس و ناکس کتک می خوردم. امامزاده ای داشتیم در محل مان به نام «آقای شاجات» که درست وسط یک قبرستان به همین نام واقع شده بود….

Read More

خاطره ها /عزت مصلی نژاد

از خاطرات خوش گفتیم از بدش هم بگوییم که صرف یادآوری شان آدم را درب و داغان می کند. گاهی هر قدر هم تلاش می کنی که آن ها را از صفحه ی ذهن بپرانی همانجا کنگر خورده اند و لنگر انداخته اند. ادواردو گالیانو نویسنده ی نامدار آمریکای لاتین می فرماید: «هیچ چیز نمی تواند زباله ی خاطره را بپوشاند.» کور بشوم …

Read More

نگاهی به ” صمیمت های غارت شده”ی عیدی نعمتی/عزت مصلی نژاد

” صمیمت های غارت شده” تصویری است قشنگ و شاعرانه از دوستی ها و مهرورزی هایی که در گذر زمان ـ بویژه در جامعه ایران ـ به تاراج رفته اند: شقاوت انسان علیه انسان. شعرها ساده و بی پیرایه اند و به گونه ای سهل ممتنع. علیرغم وجود یگانگی در کل اثر، هر شعر هویت ویژه خود را دارد

Read More

حکمت بی مایگان/عزت مصلی نژاد

ساعتی پس از فرمان حمله خمینی به کردستان بی دفاع در مرداد سال ۱۳۵۸ بی مایگان حزب اللهی در سرتاسر ایران با شعار “خمینی عزیزم/ بگو تا خون بریزم”همگان را به خواهرکشی و برادرکشی تحریک کردند…

Read More

Pin It on Pinterest