نویسنده: علی صدیقی

گزارش هایی از کشور تاجیکستان/ بخش سوم/علی صدیقی

سال ۲۰۱۷ به پیشنهاد رئیس جمهور تاجیکستان سال جوانان اعلام شده و به همین خاطر برنامه های هنری جوانان و رقص و موسیقی در میدان ها و پارک ها و هنرسراها بیش از همیشه برپا می شود. در میدان ۸۰۰ سالگی مسکو همه منتظرند تا هنرنمایی گروه های رقص و موسیقی شروع شود. بستنی…

ادامه مطلب

روزهای دوشنبه/ بخش ۲/ علی صدیقی

اگر پاکیزگی شهر نبود، شاید دوشنبه این گونه جلوه نمی کرد. مسئولان شهری و رسانه ها باید برای پاکیزگی شهر تلاش زیادی کرده باشند تا مردم این همه، مراقب بهداشت و زیبایی شهرشان باشند و حتا ممنوعیت دود کردن سیگار در خیابان ها و پارک ها و میدان ها و در هر نوع گردهمایی و اجتماع بیرونی، را رعایت…

ادامه مطلب

روزهای “دوشنبه”/ علی صدیقی

در باغ یک رستوران در خیابان سامانی شهر دوشنبه با سه جوان برگزار کننده جشنواره بین المللی تئاتر نگاه نو دیدار می کنم. “شاجمشید عمری”، “دلیر امام علی” و “شه بانو شکری” هر کدام در این جشنواره صاحب مسئولیت اند. شاجمشید مدیر جشنواره و بازیگر است. شه بانو، بازیگر و مسئول رسانه ای جشنواره ….

ادامه مطلب

پدیده نام نویسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران و هیستری جمعی/علی صدیقی

برای بسیاری از عکاسان و خبرنگارانی که در پنج روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری در ستاد وزارت کشور حاضر می شوند، روزهای ثبت نام، رویدادی فراتر از یک اتفاق متعارف است. در این پنج روز خبرنگاران در محوطه و ساختمان ستاد انتخابات در کمین سوژه هایی می نشینند تا با شکار تعدادی از متقاضیان …

ادامه مطلب

صنعت سینمای ایران و ” سیب زمینی گندیده”/علی صدیقی

سال گذشته، سالی مرگبار برای سینمای ایران بود. ارابه مرگ چهره ها و عوامل هنری و فنی سینمای ایران را نیز تا واپسین روزهای سال دنبال کرد و جان چند چهره مشهور و تعداد دیگری از عوامل سینما و تئاتر ایران را گرفت. بجز نامدارتری شخصیت ایرانی در عرصه سینمای جهان، عباس کیارستمی، بازیگران و چهره های شناخته شده ای چون داود رشیدی، جعفر والی…

ادامه مطلب

یازدهمین سال جشنواره تئاتر ایرانی هایدلبرگ و چهارصدمین سال تولد شکسپیر/علی صدیقی

جشنواره تئاتر ایرانی هایدلبرگ که در حال سپری کردن یازدهمین دوره خود در این شهر دانشگاهی در کشور آلمان است، عصر روز اول فوریه ۲۰۱۷ ، با پیام کتبی شهردار هایدلبرگ “دکتر اکارت ورتسنر” و سخنان سرپرست کانون تئاتر آزاد هایدلبرگ” هاینریش زانتن” و مدیر جشنواره غلام آل بویه افتتاح شد….

ادامه مطلب

آواز خواندن به حرمت عشق/ علی صدیقی

ویسنده کتاب ” دیالوگ”، Pietro Aretino، از شاعران، نمایش نامه نویسان و طنزپردازان مشهور ایتالیا در قرن ۱۶ میلادی است. قرن شانزده زمانی است که ایتالیا هنوز از وحدت سیاسی و یکپارچگی حکومتی ای که بعدها بدان دست یافت، برخوردار نیست؛ بنابر این او ابتدا نویسنده ای است که به منطقه “روم” و سپس (در سه دهه پایان عمر) به ونیز

ادامه مطلب

خاموشی آخرین صدای فرخزادها/علی صدیقی

او، آخرین صدای مستقیم خانواده ی پر طنینی بود که ایران سال های اسلامی، اعضای آن را به عقوبت خاموشی و سکوت و مرگ رسانده بود. سرنوشت تراژیک خانواده فرخزاد که با مرگ زودهنگام فروغ در ماه بهمن ۱۳۴۵ آغاز شده بود، در موقعیتی دیگر، در سایه وضعیتی رعب آور، با خاموشی عضو کوچکتر خانواده، مهران، و با قتل فجیع فریدون در تبعید، ادامه یافت و آنگاه، …

ادامه مطلب

گفت و گو با علیرضا مجلل هنرمند ایرانی- سوئدی ـ ۲ /علی صدیقی

نخستین کار ما پس از یک دوره آموزش بیان و تمرینات بداهه سازی و شناخت حرکات بدنی و ریتم و هماهنگی هرچه بیشتر با هم از طریق دیدن، شنیدن و حس دقیق همدیگر… پرومته در زنجیر بود با برداشتی آزاد از «پرومتوس اثر اشیل» با ترجمه ی شادروان عباس نعلبندیان و با کارگردانی مشترک شهرو خردمند و ایرج انور و با دوازده بازیگر زن و مرد…

ادامه مطلب

با علیرضا مجلل هنرمند ایرانی- سوئدی/گفت و گو: علی صدیقی

 “تماشاخانه گیلان” مرا مجذوب و مسحور کرد!   پیش از آغاز: علی رضا مجلل بازیگری است که بیش از نیم قرن در گستره ی رادیو، تئاتر، تلویزیون و سینما در ایران، و در کشور اروپایی سوئد فعالیت مستمر داشته و دارد. او از تئاتر گیلان به صحنه های نمایش تهران راه یافت و ضمن تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا، در”کارگاه نمایش” زیر نظر کارگردان مولف تئاتر و سینما آربی آوانسیان در آثار بسیاری ایفای نقش کرد و آنگاه در تلویزیون و سینما به بازیگری تبدیل شد که کیفیت هنری نقش آفرینی اش همواره توجه بر انگیز بوده است. هنوز نقش...

ادامه مطلب

نگاهی به سه فیلم از سه فیلمساز ایرانی در یک جشنواره/علی صدیقی

جشنواره جهانی فیلم برگن در دومین شهر بزرگ نروژ که کار خود را از سال ۲۰۰۰ آغاز کرده از جمله ی این فرصت ها برای علاقه مندان فیلم و سینماست که در پایان ماه سپتامبر هر سال اتفاق می افتد. از میان فیلم های به نمایش در آمده در این جشنواره سه فیلم از سه کارگردان ایرانی قرار داشت که نوشته زیر نگاهی است گذرا به آثار این سه فیلم ساز….

ادامه مطلب

من و این سازهای ناساز

اسد رخساریان شاعر و مترجم ایرانی مقیم کشور سوئد به تازگی چهارمین دفتر شعر خود را با نام “من و این سازهای همگون و ناهمگون” توسط انتشارات”ارزان” در سوئد منتشر کرده است. از رخساریان، که از سه دهه قبل در کشور سوئد زندگی می کند بجز چهار دفتر شعر، چند کتاب در معرفی شعر مدرن فارسی به سوئدی، و نیز ترجمه یک رمان…

ادامه مطلب

نصرت رحمانی، محمد علی سپانلو؛ دو شعر برای بیژن نجدی

نصرت رحمانی و محمدعلی سپانلو هر کدام شعری با یاد بیژن نجدی به من سپرده بودند که می بایست در اولین سالروز مرگ بیژن نجدی منتشر می کردم که نشد، و ماند تا پاییز ۱۳۷۸.
مرگ بیژن نجدی نوزده سال قبل در همین ماه – شهریور – اتفاق افتاد، سه سال پس از او نصرت رفت و هیجده سال بعد محمدعلی سپانلو.

ادامه مطلب

خدا، جنگ، بهشت/ علی صدیقی

حسی تلخ، آمیزه ای از وحشت و بیهودگی به جانم افتاده بود. با همان تلخی و هراس پا پس گذاشتم و از رستوران بیرون آمدم. او بی رحمانه هم چنان می گفت. نفسم به سختی بالا می آمد. آسمان را نمی شد دید. نیمی از آسمان را درختان بلند اکالیپتوس و نیم دیگر را ساختمان های بلند خاک آلود پوشانده بود. وحشتم این بود که دیگر هیچ دوستی در جهان برایم باقی نمانده….

ادامه مطلب

در بیست و چهارمین سال انتشار “گیله وا”، نگاهی به مجله گیلان شناسی/ علی صدیقی

هر پدیده ای تعریفی دارد و نامی و نام همه این ها نژادپرست است. وقتی اشتباه زبانی یا رفتاری یک ترک یا لر را سریعا به ترک یا لر بودنش ربط می دهیم داریم همان کاری را می کنیم که همه ی نژادپرست های جهان می کنند. حالا اگر شوخی هم باشد باز در نهایت داریم یک شوخی نژادپرستانه مرتکب می شویم….

ادامه مطلب

روزی که نابازیگر کیارستمی نشدم/علی صدیقی

به گمانم یکی از روزهای اول پاییز بود، پاییز سال ۱۳۷۰ که دم ظهر از اداره روزنامه برای کاری بیرون آمده بودم و در میدان اصلی شهر، به سمت سبزه میدان می رفتم که دیدم برابر ویترین سینما آسیا (میرزا کوچک) ایستاده و دارد به عکس های فیلمی که نامش در خاطرم نمانده نگاه می کند. رفتم کنارش و سلام کردم. تنها بود. دست دادیم و گفتم آقای کیارستمی قصد دارید به سینما بروید؟…

ادامه مطلب

نویسنده ای که آلبانی را به جهان نشان داد/علی صدیقی

نشر کتاب هایش در آلبانی با سختی های سانسور و چاپ و نشر همراه بود، بجز این، دشواری های دیگری هم در زندگی سیاسی اش وجود داشت که او از آن سخن نگفت، اما گفته ی حیرت آورش که “حاضرم برای رفتن از کشورم حتی ادبیات را هم قربانی کنم”بیانگر شرایط دشوار و در عین حال پیچیده او در آلبانی بود. با این وضعیت او ناچار راه فرانسه را در پیش گرفت …

ادامه مطلب

نباید به فکر فرصت می دادم/علی صدیقی

همان طور که به پهلو روی فرش دراز کشیده بودم و در خلسه آفتاب و گرسنگی پیش از نهار، عکس های خاطرات «بهار سترون» را ورق می زدم، دستش را پشت گردنم حس کردم. همان جایی دراز کشیده بودم که آفتاب بهاری ساعتی به ظهر مانده به آن جا می تابد. ندیدمش. اما، سبکی انگشتانش اگر نگویم خیال انگیز، دست کم آرام بخش بود…

ادامه مطلب

خاطرات زندگی بیست ساله یک زن ژاپنی در ایران/علی صدیقی

فصل زندگی در ایران به خاطر تجربه اقامت شیگاکو در شهر رشت بیش از همه به خاطراتش از آن شهر مربوط است. اماکن عمومی، چهره های شناخته شده شهر، سینما ها، رفتار مردم، آیین های ملی و مهمانی های خانوادگی و نیز دور هم نشینی های شاعران و شعرخوانی ها و بحث های ادبی دوستان همسر نویسنده در دهه چهل شمسی، این فصل را به خواندنی ترین بخش …

ادامه مطلب

ادبیات داستانی ایران و ماجرای کشتار ارامنه/ علی صدیقی

کشاندن زمان به سال های دور در یک متن داستانی گاهی می تواند در عبور آن اثر از بندهای نشر، همپایه حیات آن اثر موثر باشد. داستان “هسته های آلبالو” اثر زویا پیرزاد نه به خاطر سخن گفتن از ماجرای قتل عام ارامنه و تشبیه هسته های آلبالو به کله های کشته شدگان آن واقعه، بلکه به دلیل گذر از هنجارهای دینی و بیان…

ادامه مطلب

ادبیات داستانی ایران و ماجرای کشتار ارامنه/علی صدیقی

با آن که ارامنه در زندگی اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر از جایگاهی نوآورانه برخوردارند، اما حضور آنان در داستان نویسی ایران همواره ناچیز بوده است. دلیل این کاستی بیش از هر چیز می تواند به دوگانگی فرهنگی بازگردد. پدید آمدن متن در عرصه هایی که با کنش زبانی اتفاق می افتند برای کسانی که خود را بر سر هویت تاریخی….

ادامه مطلب

آن که به بهار نرسید!/علی صدیقی

شعر” قرار” ، چاپ شده در ویژه ادبی نشریه نقش قلم در اردیبهشت سال ۱۳۶۶، نخستین اثر منتشر شده شاعری است که بعدها با انتشار دو دفتر شعر در سال ۱۳۸۱، یکی از سه برنده جایزه شعر سال مجله کارنامه شد. سعید صدیق، شاعر دو مجموعه “بی پناهی وطن ندارد” و “من آسمان خودم را سروده ام” به بهار ۵۴ سالگی نرسید…

ادامه مطلب

Pin It on Pinterest