Select Page

سال: 2007

سه منهای یک/ شاهرخ بحرالعلومی

شهروند ۱۱۵۶ سینما به واقع، واقعیت و رویاست؛ رویای سینما فرش قرمز واقعی و کفتر شاهی است که زیر پا و شانه ی برخی می نشیند! واقعیت سینما هم روی زبر فانوس کهنه ای است که کورسو می سوزد و هیچ شباهتی هم به فانوس خیال ندارد و پیرامون خود را هم به هول و هندل روشن می کند؟! برخی ستاره ها را می سازند و بعضی سوپر ستاره می شوند و بعضی دیگر در همان روی زبر هرگز به حق خود نمی رسند و علیرغم بضاعت و توانایی فرصتی برای دیده شدن پیدا نمی کنند و این وجه ظالمانه ی واقعیت سینماست. وجهی زبر و پرجفا و شاید بسیار بیرحمانه!؟ “گرشا رئوفی” هنرمندی که همین چند روز پیش و در سن هفتاد و اندی سالگی از دست دادیم، یکی از همانهاست که علیرغم حضور در تیم سه نفره یاران گرمابه و گلستان (منصور سپهرنیا، محمد متوسلانی، گرشا رئوفی) هرگز نه در سه دیوانه و نه در سه شارلاتان و . . . حتی در محصولات مشترک ایران و ترکیه علیرغم بضاعت و توانایی دیده نشد! و به بعد از دوران سابق و محصولات قابل قبول فیلمفارسی در سینمای جدید هم جز با دو فیلم (دو نیمه سیب و دختر ایرونی) هرگز امکانی از باب عرضه توانایی های خود نیافت و افسوس که هرگز دیده نشد. افسوس. شباهت دوران جوانی او به “کلارک گیبل” هنرپیشه ورودی جهان سینما به...

ادامه مطلب

به احترام خاطره فعال آن هنرمند آبادانی در کانادا/ قاضی ربیحاوی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ شاهین صیادی پیش از آن که یک نام مستقل باشد در ذهن من، به عنوان آهنگی از نامی آشنا در گوش من پیچید. یکی هم دوره ی من که زاده آبادان هم باشد می داند که چطور عنوان شاهین عنوانی با افتخار بود و یا سعی هواداران این تیم فوتبال نگهداری از این نام بود با افتخار، هواداری ی این تیم تنها یک هواداری معمولی نبود، معناهایی نیز به دنبال داشت، اغلب روشنفکران مخالف و به اصطلاح چپ ساکن جنوب، هوادار تیم فوتبال شاهین بودند، شاید به خاطر حضور آدمهایی محبوب از نظر اجتماعی، کارگری، معناهایی از محیط کارگری و تعلق خاطر به چپ و این حرفها را هم به عنوان تشخص تیم در بر داشت. به هرحال در جوانی ی نسل من این نام محترمی بود، و صیادی، یک نام فامیل که فقط یک بار در طول زندگی با آن مواجه شده ام با اینکه آدمهای زیادی ملاقات کرده ام، اما فقط یکی با نام صیادی شناخته ام و آن علی صیادی بود که برای اولین مرتبه او را در یک دبیرستان ملاقات کردم. من نوجوانی بودم شاید کلاس نهم یا دهم، با عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر همراه با گروهم، با کمال پُر رویی بر صحنه ظاهر شدم و علی صیادی یکی از داورهایی بود که نظر می داد آیا من و گروه پنج نفری ام لیاقت رفتن به اردوگاه رامسر...

ادامه مطلب

نگاهی به دلار آمریکا/ ترجمه: احمد مزارعی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ نوشته: بوکانن * اوایل سالهای ریاست جمهوری بوش، ارزش یورو ۸۳ سنت بود و اکنون ۴۵/۱ سنت است، لیره استرلینگ هم اکنون ۲ دلار است که از زمان کارتر به بالاترین سطح رسیده است، دلار کانادا در آن زمان ۶۵ سنت بود و اکنون کمی بالاتر از دلار آمریکا است و در نیم قرن گذشته بی سابقه بوده است. قیمت یک بشکه نفت ۹۰ دلار و “اونس” طلا که به ۲۶۰ دلار رسیده بود اکنون به ۸۰۰ دلار رسیده است. آیا قیمتهای یورو، لیره استرلینگ، دلار کانادا، نفت، طلا و نقره، به ناگهان بالا رفته است؟ نه. این ارزش دلار است که در دوره بوش به پایین ترین حد خود در تاریخ آمریکا رسیده است. در زمان ریاست جمهوری وی جهانیان برای مبادلات خود به ارزهای دیگری غیر از دلار روی آورده اند. آیا وضعیت فعلی دلار نتیجه اشتباهات بوش به تنهایی است؟ نه. دلار آمریکا به این دلیل در حال غرق شدن است که کشور ما بیش از توان خود در گذشته و حال به مصرف می رساند، دولت ما روزانه بیش از ۲ میلیارد دلار از ملتهای دیگر وام می گیرد تا بتواند سطح زندگی مردم و موقعیت امپراتوری را حفظ کند. متهم اصلی غرق دلار، کسری بازرگانی عظیمی است که از زمان تاسیس “نفتا” و “سازمان تجارت جهانی” در ۱۹۹۴، به ۵ ترلیون دلار رسیده است. تنها در سال ۲۰۰۶...

ادامه مطلب

کیفیت برتر طراحی با نرم افزارهای سه بعدی/ پرژاد منصوری

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ طراحی قطعات با نرم افزارهای سه بعدی همواره به نرم افزارهای طراحی دو بعدی ارجحیت دارند. چرا که کاربرد آنها تنها به طراحی محدود نشده و دامنه ی فراتری را شامل می شود. نرم افزارهای سه بعدی قادرند ایده های پیچیده طراحی را ساده کنند. کسانی که از زمینه فنی کمتری برخوردارند و قابلیت تصور اجسام برای آنها توسط نقشه های دو بعدی مشکل است، امکان این را خواهند داشت تا محصول نهایی را در یک فضای سه بعدی ببینند و ایده و نظر طراح را بهتر متوجه شوند. نرم افزارهای سه بعدی امکان به حرکت درآوردن قطعه و نمایش آن از جهات و زوایای مختلف را فراهم آورده و ابزار مناسبی جهت طراحی قطعات، محصولات و ماشین آلات صنعتی هستند. مزایای طراحی سه بعدی نرم افزارهای سه بعدی امکانات نمایشی بهتری را در مراحل طراحی و توسعه محصولات برای طراح فراهم می آورند. تصاویر جدا شده قطعات در یک مجموعه مثل قالب پلاستیک در شکل زیر ارتباط اجزا مختلف را با هم، نحوه مونتاژ و عملکرد هر یک را به خوبی نشان می دهد. در حالی که در روش قدیم (نقشه های دو بعدی) به کمک تصاویر سه گانه و تعدادی تصاویر کمکی از زاویای مختلف سعی می شد تا درکی از کل مجموعه به بیننده منتقل شود و تنها افراد متخصص و آنهایی که از قدرت تجسم بالایی برخوردار بودند قادر...

ادامه مطلب

سخنرانی مسعود بهنود در تورنتو/ فرح طاهری

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ ایرانِ امروز، نفت و همدلی جمعی هفته گذشته، مسعود بهنود روزنامه نگار و نویسنده ساکن انگلستان، برای حضور در افتتاحیه نمایش “پرده” کار شاهین صیادی که براساس داستان “خانوم” بهنود نوشته شده، در تورنتو حضور داشت. جمعه ۳۰نوامبر در سالن بنیاد پریا، بهنود برای ایرانیان تورنتو سخنرانی کرد. در آغاز دکتر محمد تاج دولتی مدیر بنیاد پریا ضمن خوشامد، جمع حاضر را اولین ایرانیانی خواند که سالن بنیاد پریا را افتتاح کرده اند. او سپس تاریخچه ای از شکل گیری بنیاد پریا داد. در ادامه آرش هاشمی، مسعود بهنود را معرفی کرد. بهنود از ۱۵ سالگی روزنامه نگاری را شروع کرده و از همان زمان همواره خود را روزنامه نگار دیده و خوانده و کاری غیر از روزنامه نگاری نکرده است. سخنرانی بهنود عنوان خاصی نداشت و قرار شد درباره وضعیت امروز ایران صحبت کند. بهنود در آغاز، داستان دختر نوجوان و شاعرپیشه ای را که در سالهای ۲۴-۱۳۲۳ در اصفهان زندگی میکند، سپس عاشق افسرجوانی می شود، و به دلیل توده ای بودن افسر آنها مجبور به سفر به شوروی می شوند، میگوید. این زن، احترام سلطانی، با نام ژاله اصفهانی روز گذشته (پنجشنبه) در لندن درگذشت. این زن چه چهل و هشت سالی که در شوروی بوده و چه بعد از آن که در لندن زندگی میکرد، دل عاشقش همیشه با او بوده و شعر گفته است. بهنود ضمن اینکه یادی...

ادامه مطلب

کلوزه : فقط به دوران پس از بوش و احمدی نژاد می توان امیدوار بود/ جواد طالعی ـ دفتر اروپایی شهروند

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ انتشار گزارش ۱۶ سرویس مخفی آمریکا، چه تاثیری بر مناسبات ایالات متحده و جهان غرب با ایران خواهد داشت؟ در نتیجه اعمال تحریم های بین المللی، اوضاع اقتصادی ایران روز به روز بدتر می شود. اگر شورای امنیت با صدور قطعنامه سوم حکم به تشدید تحریم ها بدهد، بحران اقتصادی ایران عمق بیشتری می یابد. قطعنامه سوم، در عین حال، آخرین تلاش جامعه جهانی برای به زانو در آوردن جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و پس از آن، اگر مناقشه اتمی حل نشود، توسل به فشار نظامی، تنها راهی خواهد بود که باقی می ماند. جهان غرب، تاکنون به چیزی کمتر از تعلیق برنامه غنی سازی اورانیوم رضایت نداده و برای تحقق این امر، پیش از این پذیرفته است که ایران را به سازمان تجارت جهانی راه دهد، تحریم ها را متوقف کند و همکاری های اقتصادی خود را با ایران گسترش دهد. حتی واشنگتن پذیرفته است که با تهران وارد مذاکره مستقیم شود و صدور قطعات هواپیما را به ایران آزاد کند، اما جمهوری اسلامی، با پافشاری بر این امر که در غنی سازی اورانیوم هدف های صلح آمیز را دنبال می کند و قصد ساختن سلاح اتمی ندارد، تاکنون حاضر به تعلیق این برنامه نشده است. اکنون، گزارش سرویس های مخفی آمریکائی، بر این ادعای جمهوری اسلامی صحه می گذارد و برگ برنده ای به دست احمدی نژاد می دهد، اما...

ادامه مطلب

نگذاریم صدای مطبوعات قومی خاموش شود/ شهروند

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ Save our Voice دیروز چهارشنبه ۱۲ دسامبر کمپین دفاع از مطبوعات قومی در برابر مالیات ناعادلانه فروش PST رسما اعلام شد. در کنفرانس مطبوعاتی که به همین دلیل برگزار شد چند نشریه که هر کدام بیش از صد هزار دلار و برخی تا نیم میلیون دلار صورتحساب مالیات استانی دریافت کرده اند، نمایندگانی برگزیده بودند تا صدای رسانه های قومی و بویژه مطبوعات در پارلمان انتاریو به گوش نمایندگان مجلس، دولت، و در حقیقت شهروندان استان برسد. از سوی مطبوعات قومی سیما سحرزرهی، دیوید نگوین، و لس ولر برگزیده شده بودند، تا هم پیام این گروه را به گوش پارلمان، دولت و مردم و رسانه های اصلی برسانند و هم به پرسش های حاضران پاسخ گویند. سالن مطبوعات و رسانه های پارلمان پر از جمعیت شده بود. چند تن از نمایندگان از جمله دکتر رضا مریدی نماینده ایرانی تبار پارلمان و مایکل پرو نماینده دمکرات نو (حزب مخالف دولت) و یکی دو نماینده دیگر از حزب حاکم لیبرال نیز حضور داشتند. سیماسحر زرهی سخنگوی کمپین “صدای ما را خاموش نکنید” جلسه ی را آغاز کرد و گفت: اخیرا ماموران مالیات دولت برداشتی از مطبوعات معیار قرار داده اند که بسیاری از روزنامه های قومی را روزنامه به حساب نمی آورد. ماموران مالیات معتقدند نشریات با انتشار کمتر از هفتگی نمی توانند روزنامه محسوب شوند و اگر منگنه شوند تنها با دست کم پنج...

ادامه مطلب

خشونت دولتی علیه زنان/ شهلا غفوری

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ دولتهای مترقی برای رفع تبعیض و همچنین جلوگیری از خشونت علیه زنان، قوانین سخت گیرانه ای را وضع و اجرا می کنند. ۲۵ نوامبر از طرف سازمان ملل روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان تعیین شده است. در این روز در سال ۱۹۶۰ سه خواهر فعال سیاسی به نام خواهران میرابل در کشور جمهوری دومینکن به دستور دیکتاتور آن زمان، رافائل تروجیلو، کشته شدند. برای بزرگداشت آن روز برنامه های ویژه ای برای آگاهی دادن زنان نسبت به شرایط خود در سراسر دنیا ترتیب داده می شود. علاوه بر آن در کانادا ۶ دسامبر روز ملی خشونت علیه زنان نامیده شده است. در این روز در سال ۱۹۸۹، چهارده زن فقط به خاطر زن بودنشان در دانشکده پلی تکنیک مونتریال کشته شدند. دولت کانادا هم برای زنده نگه داشتن خاطره این روز پیشگیری از خشونت علیه زنان، ۶ دسامبر را روز ملی اعلام کرد. در این روز پرچم کانادا نیمه افراشته می شود و مردم با پوشیدن روبان سفید و یک دقیقه سکوت یاد آن زنان را گرامی می دارند. نامیدن ۲۵ نوامبر به عنوان روز بین المللی مبارزه با خشونت علیه زنان و روز ۶ دسامبر به عنوان روز ملی در کانادا نشانه ی اهمیت دادن جوامع متمدن به موقعیت زنان است. این نشان می دهد که دولتهای دمکراتیک چقدر به مسئله زنها اهمیت می دهند. از آن طرف اخباری که...

ادامه مطلب

روزنگاریهای مهاجرت ـ ۱۱۵/ عزت گوشه گیر

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ ۲۵ دسامبر ـ آیواسیتی ۱۹۸۷ کریسمس حزن آلودی دارم . . . به ستوه آمده از همه چیز . . . دیشب از هراس های روزانه ام خوابهای خیس و پرآشوب دیدم . .. . مثل شکستن اشیا شکستنی و افتادن آنچه که به آن نیاز دارم روی زمین . . . و بعد خواب دیدم به دانشکده تئاتر در آمریکا راه پیدا کرده ام . . . و برای پذیرش در دانشگاه نمایشنامه ای از من خواسته اند که بخوانند. در یادداشتی که یکی از استادان (که به دکتر جلال ستاری شبیه بود) به انگلیسی برایم نوشته بود، روی سه موضوع انگشت گذاشته بود: ۱ـ متن فاقد نتیجه گیری است علیرغم اینکه نویسنده خود می گوید نتیجه ای دارد. ۲ـ دیالوگ ها پخته هستند و کوتاه و این بسیار مثبت است. یک نکته مثبت دیگر هم نوشته بود که هر چه فکر می کنم به یادم نمی آید. راستی مگر هر متنی باید نتیجه گیری داشته باشد؟ مگر زندگی آدمها دارای نتیجه گیری است؟ مگر از زندگیهای تکه تکه شده امروزی می شود انتظار نتیجه گیری های کلاسیک سنتی را داشت؟ تکه تکه شدن . . . در خلاء زیستن . . . این است نتیجه ی زندگی های امروزی . . . پس نتیجه گیری در وجه قالب بندیهای سنتی حرف بی موردی است! پریروز به خرید که رفته بودم، در...

ادامه مطلب

چند نکته ی کوتاه به بهانه ی کندوکاوی فرهنگی/ دکتر مهرداد حریری

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ در پاسخ به مقاله ی اینجانب تحت عنوان “کندوکاوی فرهنگی به بهانه ی بحث کنگره” چاپ شده در شهروند ۱۱۵۴ مورخ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷، آقای دکتر محسن کرمانشاهی مقاله ای را در پاسخ به اینجانب و با همان عنوان در شماره ی ۱۱۵۵ شهروند به تاریخ ۶ دسامبر ۲۰۰۷ به چاپ رساندند. از آنجا که بسیاری از موارد مورد اشاره ی ایشان در تناقض با هدف مقاله ی اینجانب می باشد، جهت شفافیت بخشیدن به این کندوکاو که هر دو پی گیر آن بودیم، ذکر نکاتی ضروری است: ۱ـ مقاله ی ایشان مملو بود از اعتراض نسبت به جهان سرمایه و سرمایه داری که چندان ارتباطی به موضوع مورد بحث نداشت. سرمایه داری به عنوان سیستم غالب در جهان معایب و محاسنی دارد. این نظام حداقل ظرف یک صد و پنجاه سال گذشته مورد نقد و بررسی بوده است و تبادل آراء در مورد آن همچنان جریان دارد. سرمایه داری بخصوص در قرن گذشته دائما دستخوش تغییر و تحول بوده است و هم اکنون با مدل های متفاوتی از آن اعم از امریکایی، اروپایی و جدیدا هم از نوع چینی مواجه هستیم. نقد این نظام و کاستی های آن و یافتن جایگزین بهتر، از هر نوع، موضوع مقاله ی من نبوده است. ۲- اگر مبنای ایجاد تشکلی فراگیر را در چارچوب قوانین موجود جامعه ی کانادا در جهت دفاع و گسترش حقوق شهروندی...

ادامه مطلب

یاشیل، ضروری تر از سیاست/ انصافعلی هدایت

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ بخش هایی از نوشته انصافعلی هدایت روزنامه نگار مقیم تورنتو در پیوند با کودکان بی سرپرست چند سال پیش، وقتی در زندان تبریز بودم- در بند ۹ زندان- بیش از ۲۵۰ زندانی محکوم به اعدام، نگهداری می شد. تعدادی از آنان، کسانی بودند که در زیر سایه اعدام دوران جوانیشان را گذرانده بودند. اغلب آن اعدامی ها در خانواده های فقیر و تنگ دست به دنیا آمده بودند و به علت فقر خانواده و بی توجهی جامعه به نقش آنان در آینده، یا درس نخوانده بودند و یا بعد از چند سال آموزش در مدرسه، برای کمک به تامین مخارج خانواده، ترک تحصیل کرده بودند. از درس، مدرسه و آموزش به دور افتاده و با افرادی که هم سطح خودشان بودند، گروه های دوستی تشکیل داده بودند تا برای کسب ثروت، سرقت بکنند. آدم بکشند. آدم ربایی بکنند. و … آنان، تخم مرغ دزدانی بودند که به تدریج به قاتل بدل شده بودند. زندگیشان، سرنوشتشان، کارهایی که کرده بودند تا خود و خانواده شان را اداره کنند و … در انتظار آویزان شدن از طناب چوبه دار و … درد آور بود. اما هیچ کدام از مصیبت های آن ها به اندازه وضعیت دردناک کودک ۱۲- ۱۳ ساله ای، من را آزار نداد و خاطره اش را در مخیله ام، به طور عمیقی، حکاکی نکرد. خاطره تلخ آن کودک، تا این لحظه هم...

ادامه مطلب

حزب کمونیست کارگری ایران ـ حزب مشروطه ایران و کومه له ـ حزب زحمتکشان کردستان ایران پاسخ می دهند

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ پرسش شهروند از احزاب و سازمان های سیاسی درباره مسائل روز ایران اشاره: با توجه به شرایط حادی که در منطقه و بویژه در رابطه با ایران به وجود آمده، شهروند به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان خود با دیدگاههای سازمان ها و احزاب سیاسی اپوزیسیون خارج کشور در این خصوص، با اکثر سازمان های سیاسی فعال پرسش های زیر را مطرح کرده است و از آنها خواسته تا در صورت تمایل به انعکاس نظراتشان در شهروند، پاسخ های خود را ارسال دارند که با اولویت دریافت چاپ شود. سازمان ها و احزابی که در این رابطه مورد پرسش قرار گرفته، عبارتند از: اتحاد جمهوریخواهان جبهه ملی ایران چریک های فدایی خلق ایران حزب اتحاد کمونیسم کارگری حزب توده ایران حزب دمکرات کردستان ایران حزب دمکرات کردستان حزب حکمتیست حزب کار ایران (توفان) حزب کمونیست کارگری ایران حزب کمونیست ایران / کومه له حزب کمونیست ایران (م. ل. م) حزب مشروطه ایران سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) سازمان فدائیان (اقلیت) سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) کومه له ـ حزب زحمتکشان کردستان ایران پاسخ های “حزب دمکرات کردستان ایران” در شماره ۱۱۵۲ مورخ ۱۵ نوامبر شهروند، پاسخ های جبهه ملی ایران، حزب حکمتیست و حزب کمونیست ایران در شماره ۱۱۵۳ مورخ ۲۲ نوامبر و پاسخ های “حزب کار ایران (توفان)” و “حزب دمکرات کردستان” در شماره ۱۱۵۴ مورخ ۲۹...

ادامه مطلب

ادعای ارث قبل از اثبات برادری/ شهره مهدی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ نگرشی به روند تشکل ICC اخیرا در نشریات ایرانی تورنتو، نوشته های متعددی در ارتباط با کنگره ایرانیان کانادا ICC توجه مرا جلب کرده، شاید به این دلیل که برحسب اتفاق در یک گردهمایی دوستانه در تاریخ ۲۶ ماه می ۲۰۰۷ تا حدودی در جریان قسمتی از فعالیتهای گروه موسس این کنگره قرار گرفته بودم. نوشته ها و گزارشهای مربوط به کنگره ایرانیان کانادایی هر کدام به نوعی جالب بود و سئوالات متعددی را در ذهن برانگیخته و هر روز تمایل مرا به مطرح کردن آن ها با سایر ایرانیان بیشتر می کرد، لیکن تنگی وقت مانع از طرح مدون آن ها می شد، تا این که مقاله ی آقای دکتر مهرداد حریری که یکی از فعالان سیاسی ایرانی و از دست اندرکاران ICC هستند تحت عنوان “کندوکاوی فرهنگی به بهانه بحث کنگره” به طور ویژه آن چنان توجه مرا جلب کرد که دست به قلم بردم. ایشان در ابتدای نوشته خود از روزنامه شهروند تشکر کرده اند که در یک اقدام کم سابقه فرصتی برای گفت و گو فراهم آورده است. بی اختیار لبخندی بر لبم نشست که ایشان از کلمه کم سابقه استفاده کرده اند، چرا که براساس مطالب مندرج در چندین نوشته اخیر در ارتباط با روند پیشبرد و نحوه برگزاری جلسات ICC گله کلی از دست اندرکاران کنگره، عدم تمایل آنان به شنیدن و مورد بحث قرار دادن روند...

ادامه مطلب

خلیج همیشگی فارس/ شهباز نخعی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ آقای احمدی نژاد در نشست اخیر سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، که در بیانیه آن ادعای مالکیت ۳ جزیره ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی عنوان شد، زیر تابلوی “شورای همکاری دولتهای خلیج عرب” نشست! ای خلیج فارس، ای آرام جان بر تن ایران و ایرانی، روان ای شده بر تارک گیتی سوار دشمنت بادا زبون و پست و خوار هستی ما از تو گیرد رنگ و بو نام تو خاری ست در چشم عدو هر که نامت را نخواند آنکه هست خصم ایران است و بیگانه پرست تا که نتواند عدوی بی خرد نام تو با واژه ی دیگر برد در دفاع از تو همه استاده ایم نقد جان را در رهت بنهاده ایم ای به خاک پاک ایران چون نگین ای همه دارایی ایران زمین گوهر یکتای مام میهنی خاک ایران تن، تو جان آن تنی خاک ایران رود و ما ماهی آن در تو می ریزیم ای جان جهان گرچه بر پای وطن خوابیده ای لیک والاتر ز نور دیده ای مام میهن را تو چون دردانه ای پای بست استوار خانه ای ای گذرگاهت گلوگاه جهان تا جهان باقیست پر رونق بمان ای چو نور دیده ی ایرانیان ای خلیج فارس تا پاید جهان گر همه دنیا دهد تغییر نام نام تو پاینده باد و...

ادامه مطلب

استقبال از کاظم دارابی، عامل ترور میکونوس، در ایران/ پروین کوه گیلانی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ گفت وگوی شهروند با مسئول کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلن روز دوشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۷، کاظم دارابی که به عنوان سازمانده ترور میکونوس در برلن به حبس ابد محکوم شده بود، پس از ۱۵ سال زندان به ایران فرستاده شد. در رابطه با این مسئله گفت وگویی داشتیم با آقای حمید نوذری مسئول کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلن که نه تنها سالها ترور و دادگاه میکونوس را تعقیب کرده، بلکه مقالاتی نیز در این پیوند نوشته است. آقای نوذری ممکن است در رابطه با ترور میکونوس برای ما توضیح دهید؟ ـ در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ در رستوران میکونوس در برلن چهار تن از رهبران و همراهان حزب دمکرات کردستان ایران، دکتر صادق شرفکندی، فتاح عبدی، همایون اردلان و نوری دهکردی، توسط یک تیم ترور وزارت اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی ایران ترور شدند. در رای دادگاه میکونوس در ۱۰ آوریل ۱۹۹۷، نه تنها متهمان اصلی کاظم دارابی، ایرانی، و عباس راحیل، لبنانی، به جرم طراحی و اجرای ترور به حبس ابد با ویژگی سنگین جرم محکوم شدند، بلکه از این ترور به عنوان یک ترور دولتی نام برده شد که مسئولان درجه اول سیاسی ایران آمر آن بوده اند. پس چرا دارابی که به حبس ابد محکوم شده بود پس از ۱۵ سال آزاد شد؟ ـ برای جواب باید کمی توضیح بدهم. در مورد امکان حقوقی آزادی مجرمان در آلمان، در...

ادامه مطلب

آرایش جدید شطرنج سیاسی ایران ـ آمریکا/ اکرم پدرام نیا

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ این روزها جنبش ضد جنگ در آمریکا با شنیدن خبری که دولت بوش از چهار سال قبل می دانست، به هیجان آمده و به آرامش خاطر رسیده است. اما از طرف دیگر دوستداران جنگ به شیوه دیگری به هیجان آمده اند، هیجانی برخاسته از خشم! در گزارشی از نیویورک تایمز به تاریخ سوم دسامبر آمده است: “در تابستان سال ۲۰۰۵، یکی از مقامات ارشد سازمان جاسوسی آمریکا با اسلایدهای محرمانه ای که از یک کامپیوتر لپ تاپ ِ(رایانه بغلی) دزدیده شده از ایرانی ها بیرون کشیده شده بود، به نقاط مختلف جهان سفر می کرد تا ثابت کند که ادعای ایران درباره عدم علاقه اش به ساخت سلاح هسته ای دروغ است. در این اسلایدها روش های لازم برای ساخت چیزی شبیه کلاهک متراکم برای موشک های ایرانی شرح داده شده است. آمریکایی ها این اسلایدها را به تصویر کشیدند تا اظهار دارند که ارتش ایران برای حل مشکلات تکنیکی خود به ساخت بمب مشغول است. اینک سازمان های اطلاعاتی آمریکا با چرخشی ۱۸۰ درجه اعلام کرده اند که کوشش ایران در تسلط یافتن به تکنولوژی مربوط به ساخت سلاح هسته ای، در سال ۲۰۰۳، یعنی دو سال قبل از اعلام خبر مذکور متوقف شده است. در همان زمان هم برخی از مقامات اروپا و ایالات متحده نسبت به این تصاویر تردید نشان داده اند. حتی یکی از آنها گفته است که “هر...

ادامه مطلب

نقد کتاب گفت و گوهای تهران/ سعید رهنما

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ اخیرا کتابی تحت عنوان گفت و گوهای تهران که توسط دو نویسنده کانادائی٬ ژان دانیل لافوند و فرد رید درباره ایران نوشته شده توسط انتشارات تالن بوکس به زبان انگلیسی انتشار یافت. قبلا نیز فرد رید نوشته های دیگری در باره ایران منتشر کرده٬ و ژان دانیل لافوند٬ که همسر فرماندار کل کانادا نیز هست٬ فیلمی درباره ایران تهیه کرده بود. به دعوت مجله «لیتراری ریویو آو کانادا» که مهم ترین مجله نقد ادبی کانادا است٬ دکتر سعید رهنما نقدی بر این کتاب نوشته که ترجمه فارسی آن را در زیر می خوانید. گفت و گوهای تهران ژان دانیل لافوند٬ فرد رید انتشارات تالن بوکس ٢٢۴ صفحه شابک ٩٧٨٠٨٨٩٢٢۵۵٠٣ انقلاب ١٩٧٩ ایران یکی از مهم ترین رویداد های قرن بیستم بود. انقلابیون با خواست های دموکراسی٬ آزادی های سیاسی٬ عدالت اجتماعی و استقلال ملی٬ رژیم شاه را که دهه ها قبل با کودتای سیا و ام آی ۶ علیه دولت ملی و دموکراتیک دکتر محمد مصدق به قدرت باز گردانده شده بود٬ سرنگون کردند. انقلاب توسط روشنفکران٬ هنرمندان٬ حقوق دانان٬ دانشگاهیان٬ کارگران و دانشجویان سکولار اعم از لیبرال و چپ آغاز شد و با پیوستن اسلام گرایان تحت رهبری یک روحانی بنیادگرای شیعی٬ آیت اله خمینی٬ به یک جنبش وسیع توده ای مبدل شد. اسلام گرایان از آغاز گروه ناهمگنی را تشکیل می دادند: عده ای بر ایجاد دولت مستضعفان تاکید داشتند٬ و...

ادامه مطلب

معنا در برابر ساخت: هرمنوتیک در مقایسه با بوطیقا/ سعید هنرمند

شهروند ۱۱۵۶ نقدها و بررسی ­های معاصر در اغلب حوزه­ های دانش انسانی به گونه­ ای بسیار مشخص گرایش به این یافته ­اند که خود را در چارچوب دو اصطلاح بسیار قدیمی “بوطیقا” و “هرمنوتیک” تعریف کنند.  در پژوهش ­های نوین استفاده از اصطلاحات قدیمی در بازتعریف و روش ­آفرینی، یا روش ­سازی کاری است رایج. در واقع استفاده از واژه ­ها و نظرات کهن به ­منظور بیان مفاهیم جدید از شیوه­ های ناگزیر در گسترش و پیچیده­ تر کردن مبانی اندیشه و روشمندی آن است. این کار شبیه است به استفاده از اشیا تعریف شده در حدودی گسترده­ تر یا متفاوت ­تر. مثلا اگر گلدانی را از روی رف برداریم و گل­ هایش را بیرون بریزیم و بجای آنها نوشابه یا آب بریزیم و سر سفره بگذاریم، گلدان ما (به­رغم تعریف دیرینش) بدل می­شود به تنگ یا پارچ. استفاده­ ی مکرر گلدان در این جایگاه آن را به­کلی از معنای قدیمی ­اش خالی و با معنای نو پر می­کند. در این حالت، از گلدان تصویر کاربردی متفاوتی داریم با آنچه پیشتر در زبان برای آن داشتیم. اما استفاده­ ی گلدان در دو جایگاه آن را بدل به دالی (signifier ) با دو معنای گلدان/تنگ می­ کند. این فرایند همواره در زبان روی می­ دهد بدون آنکه ما متوجه­ روند گام به گام آن بشویم. نمونه ­های زیر تاییدی هستند بر این سخن: “چپق” که با یای نسبت امروزه به­...

ادامه مطلب

دو غزل از زنده یاد حسین منزوی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷  بهترین نیستم ولی   ماه من باش و ماه را بگذار گل من شو، گیاه را بگذار   ماه من شو، ولی همیشه بتاب قصه ابر و ماه را، بگذار   با من از داستان عشق بگو قصه شیخ و شاه را بگذار   این که تمکین سرخ با لب تست ناز چشم سیاه را بگذار   طربش را بگیر و قسمت کن اضطراب گناه را بگذار   لطف یک در میان نبودش به فترت گاهگاه را، بگذار   بهترین نیستم ولی خوبم دلبرم! دلبخواه را بگذار   خود زمین لرزه ای است عشق، از وی طمع تکیه گاه را، بگذار   چون کشد باد، تیغ تیزش را سر بگیر و کلاه را بگذار.         خسته ام از زندگی   چه بنویسم، چه ننویسم، چه بسرایم چه نسرایم تویی تو، گفته و ناگفته، بانوی غزل هایم   تمام عشق ها، پیش از تو مثل رودها بودند که باید میرساندندم به تو، آری به دریایم   به بام انس تو خو کرده ام چون کفتر جلدی که از هر گوشه ای پر واکنم، سوی تو میآیم   پس از فرزند مریم اینک این من: عیسای دیگر! که شد بالای عشق و بازوی شعرم چلیپایم   خوشم میآید از شادی ولی هر بار میخوانم همین تحریر محنت میتراود از غماوایم   به سختی خسته ام از زندگی وز خود، کجایی تا به...

ادامه مطلب

کره زمین خیلی بزرگه اینقدر به من نچسب/ آیدا ـ الف

شهروند ۱۱۵۶ مردی که بمب را در ایستگاه قطار گذاشت، الان روی نیمکت پارک نشسته است. بمب در یک کیف بچه گانه با عکس ” دورا ” جاسازی شده است. کنترل از راه دور بمب در جیب مرد است. مرد برخلاف بمب گذاران تبلیغاتی خونسرد نیست. خشن و ریش دار هم نیست. مرد در خانه گربه و گیاه سبز ندارد. مرد موسیقی کلاسیک گوش نمی دهد. صورتش را هم با دستمال نمی بندد. خلاصه مرد یک مرد معمولی یا یک مرد خیلی غیر معمولی نیست. دفعه اولش است. صد و هفتادو نه سانتیمتر قدش است. چشمانش آبی است و الان به خاطر آفتاب جمعشان کرده است. عینک ری ـ بن سیاه هم نزده است. لطفا عقایدی را که فیلمها در ذهنت کرده اند دور بریز! مرد یک روبات هم نیست. دست مرد می لرزد. مرد بیست و چهار سال دارد. زن ندارد.  در حال حاضر دوست دختر هم ندارد. پدرش هم در یک شهرک در حومه همین شهر مغازه سیگار و فندک فروشی دارد. مذهبی هم نیست. مرد پنج سالی است که عضو سازمان مخالفین مهاجرت شده است. دیپلم که گرفت پیش پدرش کار کرد. دوست داشت کار پدرش را توسعه بدهد. می خواست فندک “زیپو” هم بفروشد. پدرش مخالفت کرد. گفت بی جهت گران است و کسی نمی خرد. قید کار با پدرش را زد. برای همه سرخورده ها پیش می آید که در بار با کسی درباره...

ادامه مطلب

در آغاز واژه بود و واژه نزد خدا بود/ فرح طاهری

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ نمایش واژه روایت صد سال داستان نویسی واژه این بار سراسر یک نمایش به هم پیوسته بود که از خلال آن سیر داستان نویسی صد سال گذشته روایت شد. نمایش از همان بیرون سالن، یعنی جایی که من و آقای زرهی ایستاده بودیم و حرف می زدیم شروع شد. سینا گیلانی یکی از بازیگران این بار واژه، در پاسخ ما که چرا برنامه دیر شروع میشود، با دلخوری گفت: پدر بازیگری که باید با من بازی می کرده، جلوی او را گرفته و به پلیس خبر داده و گفته نباید بازی کند. ما هم گفتیم عجب آدمهایی پیدا میشوند. ونوس بیدلی هم در آغاز برنامه گفت میخواستیم سر موقع شروع کنیم ولی نشد، چون دختربچه ای گم شده و پدرش از ما خواست اعلام کنیم اگر کسی میداند اطلاع دهد. آقای مراد الان رفته اند پلیس و اسم دخترشان هم گوهر است. برنامه با پیانوی ساسان قهرمان شروع شد و با خواندن اوراد مذهبی تورات توسط بهرام بهرامی ادامه یافت. این بخش مرا یاد مراسم آئینی فیلم Eyes Wide Shot استنلی کوبریک انداخت. در آغاز واژه بود و واژه نزد خدا بود… دو بازیگر جوان واژه سینا گیلانی و فواد اویسی گفت وگویی را بر سر چگونگی آغاز روایت شروع کردند و سینا به کتاب “ویژگیهای رمان” اثر فورستر اشاره کرد. بهرام بهرامی بخشی از کتاب درباره ساختار رمان را خواند. نیاز سلیمی...

ادامه مطلب

رونمایی کتاب خاطرات سه زن زندانی سیاسی

از خاطرات زندانیان سیاسی، کتاب تازه ای با عنوان “We Lived To Tell”  به چاپ رسیده است که خاطرات آزاده آگاه، سوسن مهر و شادی پارسی    شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷   از خاطرات زندانیان سیاسی، کتاب تازه ای با عنوان “We Lived To Tell”  به چاپ رسیده است که خاطرات آزاده آگاه، سوسن مهر و شادی پارسی را از زندانهای جمهوری اسلامی در خود دارد. ادیتور کتاب پرفسور ریوان سندلر استاد ادبیات فارسی تطبیقی در دانشگاه تورنتو و ناشر آن McGilligan Books است. جمعه ۲۳ نوامبر، در سالن موسیقی ساختمان هارت هاوس دانشگاه تورنتو، مراسم معرفی این کتاب برگزار شد. این برنامه با حمایت انجمن قلم کانادا، کتابفروشی زنان تورنتو، مک گیلیگان بوکس و انستیتوی مطالعات زنان دانشگاه تورنتو برگزار شد. خانم انجولا نماینده انجمن قلم کانادا گردانندگی مراسم را به عهده داشت و از حامیان برنامه از جمله شهروند تشکر کرد. دکتر شهرزاد مجاب که مقدمه ای بر این کتاب نوشته است، طی سخنان کوتاهی گفت: این کتاب نماینده زنان زندانی سیاسی است که جامعه غرب نمی تواند آنها را به عنوان زن خاورمیانه ای بپذیرد. غرب بیشتر زنان مسلمان را نماینده زنان خاورمیانه می داند. خانم Ann Decter ناشر کتاب از مک گیلیگان بوکس طی سخنانی  از نویسندگان تقدیر کرد و شعری را که از قول مادر یکی از این سه زندانی (مادر شادی پارسی) در کتاب آورده شده، خواند. من پرنده خواهم شد...

ادامه مطلب

شکل گیری اعتماد به نفس/ شهرزاد حضرتی

شهروند ۱۱۵۶ مطالعات گسترده در زمینه اعتماد به نفس بیانگر آن است که پی ریزی این عامل از اوان کودکی و حتی قبل از آن در خانواده آغاز و نحوه ارتباط و تعامل بین اعضای خانواده در این زمینه نقش اساسی ایفا می کند. خانواده جایی است که احساس ارزشمندی را در آن می آموزیم. کودکی که پا به دنیا گذاشته هیچ تجربه ای در مورد خود ندارد و معیاری برای پی بردن میزان ارزشمندی خود نمی شناسد، او باید به تجاربی تکیه کند که از افراد پیرامون خود کسب کرده است. وقتی توازن پرستاری دلسوزانه و محبت آمیز باشد اعتماد در برابر بی اعتمادی به صورت مثبت حل می شود، کودک خوشبین و آرام انتظار دارد دنیا خوب و ارضاء کننده باشد، بنابر این با اعتماد و جرات و احساس ارزش به کاوش می پردازد، ولی در کنار آن زمانی که محبت و دلسوزی به طور مناسب ارائه نمی شود، کودک خود را فرد ارزشمندی به حساب نمی آورد و با واکنشهایی مثل کناره گیری و ناآرامی با افراد و شرایط پیرامون از خود محافظت می کند. به وجود آمدن اعتماد به نفس الزاما نیاز به محیطی عالی ندارد، بلکه به محیطی به قدر کفایت خوب محتاج است و آن محیطی است که زمینه لازم را برای شکوفایی ویژگیهای ارثی فراهم می سازد و با نیازهای کودکان سازگاری دارد. در مطالعات و تحقیقات در زمینه اعتماد به نفس...

ادامه مطلب

رژیم غذایی ضد خستگی / دکتر پرویز قدیریان

شهروند ۱۱۵۶ عادات غذایی و ترکیبات رژیم غذایی روزانه نقشی مهم در شادابی و یا خستگی دارند. مثلا خوردن غذای سنگین و حاوی مقدار زیادی چربی حیوانی و افزاینده های غذایی و یا مصرف مقدار زیاد مواد نشاسته ای، غذاهای چینی و غیره پس از ساعتی نوعی خستگی و تمایل به خواب بی موقع به وجود می آورند. در زیر به چند نکته مهم تغذیه ای در مورد جلوگیری از خستگی اشاره می شود: ـ حتی اگر گرسنه نیستید و یا عادت به خوردن صبحانه ندارید، بدون صرف صبحانه از منزل خارج نشوید و روز خودتان را آغاز نکنید. بررسیهای علمی نشان می دهند افرادی که عادت به خوردن صبحانه دارند هم از نظر جسمی و هم از نظر فکری فعال تر هستند، عملکرد فعالیت روزانه آنها خیلی بهتر از آن دسته ایست که صبحانه نمی خورند. پژوهشگران انگلیسی طی بررسی جالبی دریافتند که خوردن صبحانه حتی به مقدار کم ترشح هورمون Cortisol را که با استرس رابطه مستقیم دارد کاهش می دهد و شخص می تواند در طول روز بدون استرس یا استرس کمتر به کار خود ادامه دهد. ـ به جای خوردن سه وعده غذا در روز و آن هم به مقدار زیاد، بهتر است در روز پنج وعده غذای سالم ولی با کمیت کمتری مصرف کنید. این روش سبب به وجود آمدن نوعی موازنه در قند خون میشود و انرژی مورد نیاز بدن بی وقفه به...

ادامه مطلب

چون پرده بر افتد/ شهرام تابع‌محمدى

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ نگاهى به نمایش‏ پرده «پرده» نویسنده و کارگردان: شاهین صیادى بر اساس‏ رمان «خانوم» از مسعود بهنود با این‌که سهیل پارسا دیدن «پرده» را توصیه کرده بود و هفته‌نامه NOW هم نقد مثبتى روى آن نوشته بود، اما تجربه دو سه تئاتر ایرانى بدى که این اواخر دیدم و مرور نه‌چندان مثبتى که کمال السولیلى در روزنامه گلوب اند میل بر آن کرده بود من را وامى‌داشت که انتظار چندانى از آن نداشته باشم. دست آخر هم خودپسندى‌ام بر اعتمادم به سهیل چربید و تصمیم گرفتم با توقع دیدن کار کم‌ارزش‏ دیگرى به دیدن نمایش‏ بروم. هفت هشت دقیقه که از شروع «پرده» گذشت متوجه شدم که در پیش‏داورى‌ام اشتباه کرده‌ام و باید طور دیگرى به کار شاهین صیادى نگاه کرد. چیزى که نظرم را در آن چند دقیقه عوض‏ کرد استفاده زیبایى بود که او از پرده‌خوانى در این اثر کرده بود. و این‌که آمیزش‏ این نماد تئاتر سنتى ایرانى و المان‌هاى تئاتر مدرن را با چنان ظرافتى انجام داده بود که گویى هردو یکى هستند. «پرده» داستان زندگى پر فراز و نشیب خانوم است که دخترزاده مظفرالدین شاه و خواهرزاده محمد‌على‌شاه بود. وقتى ناناز، نوه‌اش‏ که به اجبار از لوس‏ آنجلس‏ به تهران آورده شده، از سختى زندگى در تهران زمان جنگ مى‌نالد خانوم شروع مى‌کند به بازگویى زندگى خودش‏ و از انقلاب مشروطیت مى‌گوید که جوانه‌هاى امید به زندگى بهتر...

ادامه مطلب

ریشه یابی تکنوازی و بداهه نوازی در موسیقی ایرانی/ داریوش افراسیابی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ بخش دوم پیش از ورود اسلام به ایران موسیقی ایرانی، برای ثبت و نوشتن آواهای موسیقی از الفبا و نشانه هایی استفاده می کرده که “محمد پوراسحاق” (متوفی۲۷۸ هـ) تعداد حروف این خط را ۳۶۰ نشانه و “علی پورحسین مسعودی” (متوفی ۳۴۵ هـ) تاریخ نگار قرن سوم آن را ۱۶۰ نشانه می نگارد و “پوراسحاق” از آن به نام “کشن دبیره” یاد می کند. با این الفبا، نشانه ها و صدای متفاوت موسیقی را نشان می داده اند، اما پس از آنکه نوشتن به زبان پارسی منسوخ شد و زبان رسمی حکومتی در قرنهای اولیه عربی شد، زبان پارسی تنها در محافل و انجمن های خصوصی گفت و گو می شد، و به علت نفی و مذموم بودن موسیقی الفبای آن نیز از بین رفت و پنهانی و زیرزمینی این هنر دست به دست گشت . . . لذا حیات و رشدی طبیعی را به دنبال نداشت و در نتیجه ی عدم ارتباط با گونه های دیگر هنری، تحولی نیز در آن به وجود نیامد. قرن چهارم هجری که مصادف بود با قرن دهم میلادی، موسیقی در اروپا آغاز به رشد کرد و اگر پشتیبانی کلیسای مسیحی از این هنر نبود، موسیقی بدین پایه نمی رسید. لازم به توضیح نیست که گفته شود کلیسا نیز در جهت تبلیغ آئین مسیحیت از این هنر استفاده کرده است، یعنی نفس خود موسیقی به عنوان یک...

ادامه مطلب

نگاهی به سینمای ایران و جهان/ عارف محمدی

شهروند ۱۱۵۶ ـ پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۷ ستاره است متوسط ** نویسنده و کارگردان: فریدون جیرانی مدیر فیلمبرداری: محمد آلادپوش تدوین: حسن ایوبی موسیقی: علی صمدپور بازیگران: نیکی کریمی، امین حیایی، اندیشه فولادوند، مژگان ربانی، مهدی صباغی، رضا دلاوری زن کارگردانی به نام مشتاق در حال ساخت یک مستند داستانی درباره مواد مخدر و معتادان و فروشنده های خرده پاست. پارکی در جنوب شهر به عنوان لوکیشن اصلی انتخاب می شود. یک بازیگر شناخته شده و زیبا به نام فرزانه مشرقی (نیکی کریمی) با تغییر چهره توسط گریمور، نقش یک فروشنده خرده پا را بازی می کند تا رفتار و گفتار معتادهای پارک را ضبط کنند. به مشرقی گفته می شود که یکی از بازیگران مکمل نیز نقش یک معتاد را بازی می کند و سراغ او می آید و بعد باید به خانه ای بروند که برای استراحت گروه در نظر گرفته شده است. زنی به نام قناری سراغ مشرقی می آید و مواد می خواهد. مشرقی خیال می کند این همان بازیگر مکمل است و با او همراه و وارد خانه زن می شود. مشرقی تصور می کند که خانه همان مکان استراحت گروه است. آن زن یک روانپریش است و مشرقی با فهمیدن این مسئله سعی می کند او را متقاعد کند که همه اینها بازی است اما موفق نمی شود. زن که شوهرش هاشم را به دلیل خیانت کشته و جسدش را در اتاق نگه داشته...

ادامه مطلب

کاش احمدی نژاد عینک می زد/ میرزاتقی خان

گویا نه تنها من، که خیلی ها باید به چشم پزشک مراجعه کنند و عینک بزنند. انصافا هم مگر یک جفت چشم چند سال کار می کند؟ همین مسئولان صدا و سیما و رئیس جمهور عزیز خودمان هم به گمان من باید برای چشمهایشان فکری بکنند. اینجوری که نمی شود. طفلک ها هیچکدام تابلوی به آن بزرگی را که رویش نوشته است: مجلس التعاون الخلیج العربیه را ندیدند وگرنه در خبرهایشان اعلام نمی کردند آقای رئیس جمهور، درشورای همکاری خلیج فارس! شرکت کردند. خود آقای رئیس جمهورکه اگر عینک داشت و چشمش تابلوی بالای سرش را دیده بود، نه تنها به عنوان اعتراض بلافاصله جلسه را ترک می کرد، بلکه دیگراسم هیچکدام از حکام عرب را هم نمی برد. مگر اینکه تصورکنیم تمام این حضرات، عربی شان آنقدر ضعیف است که تصورکرده اند (خلیج العربیه) یعنی خلیج فارس! به دنبال فیلم هائی که از این شورا در تلویزیون ها به نمایش درآمد، تعدادی از نویسندگان، روزنامه نگاران، مجریان تلویزیون و سایت های خبری، به شرکت آقای احمدی نژاد در این شورا اعتراض کردند و گفتند شرکت ایشان در چنین مجمعی، مهر تائید زدن بر تغییر نام خلیج فارس است بخصوص که یک روز قبل از برگزاری این جلسه، آقایان عرب ها دوباره محبت کرده و ادعا کرده بودند که جزایر تنب کوچک و بزرگ و متوسط ارث پدری ماست! من اعتراضات بی موردی را که به رئیس جمهورمان شده...

ادامه مطلب

نیم قرن مبارزات دانشجویی در ایران/ حسن زرهی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ پیشینه ی مبارزات دانشجویی در ایران به تولد دانشگاه در میهن ما می رسد. دانشجویان که حتی پیش از گشایش دانشگاه تهران، به دلیل حضور در دانشگاههای غربی و بویژه سوئیس و فرانسه با مبارزات دانشجویی آشنا شده بودند، بعدها که به میهن بازگشتند، آن سنت و سابقه را با خود به ایران آوردند. اگر هم دیگر دانشجو نبودند، اما خاطرات و یادهای دوران دانشجویی شان را با خود داشتند. بازگشایی نخستین دانشگاه ایران این فضا را در بالاترین رده ی تحصیلاتی ایرانیان ایجاد کرد. دانشجویان همیشه مدافعان آزادی و آبادی ایران بوده اند، اما پس از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و کشته شدن سه دانشجوی مبارز است که دانشجو و دانشگاه از چنان شهرت و حرمت و اعتباری بهره می برد که هم دولت و حکومت وقت و هم جامعه به هر گام و کلام او حساسیت نشان می دهند. کلاسهای برخی از استادان، آموزشگاه آزادی می شوند و دانشجویان از سراسر کشور به هر زحمتی خود را به تهران می رسانند تا در کلاسهایی که گاه تالارهای بزرگ دانشکده ها را سرشار جمعیت می کردند، حضور پیدا کنند. بعدها دانشجویان دانشگاههای شهرستان های بزرگ مانند اهواز، تبریز، شیراز، اصفهان و مشهد می کوشند با دعوت از استادان بنام دانشگاه تهران دست کم برای یک درس در سال این بخت را برای دانشجویان شهرستانی که از موهبت استادان آزادی برخوردار نبودند، فراهم...

ادامه مطلب

روزنگاریهای مهاجرت ـ ۱۱۴/ عزت گوشه گیر

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ ۲۲ دسامبر ۱۹۸۷ ـ آیواسیتی غروب دیروز به آیواسیتی رسیدم. از بوستون تا آیواسیتی چند بار اتوبوس عوض کردم. یک بار یک مرد چینی که اصلیتش از چین کمونیست بود کنارم نشست. اگر ۸ سال پیش چنین مردی را ملاقات می کردم، سرشار از شور و شوق می شدم و ناگهان تصاویری از انقلاب چین ذهنم را پر می کرد و با شگفتی می گفتم: آفرین بر شما ای ملت چین که توانسته اید کوه را جابجا کنید! اما دیشب با او احساس فاصله کردم. من به او به عنوان یک فرد نگاه نکردم. انگار آن مرد چینی تمام ملت و تاریخ چین بود که ناگهان کوچک شد و به هیئت یک مرد چینی ریزاندام درآمد. مرد داشت کتابی می خواند به نام “زن نیمی از مرد نیست” نوشته “چینگ یانگ چن” از عنوان کتاب خوشم آمد. مرد گفت: نویسنده این کتاب دوست “هوالینگ نیه” است و در “برنامه نویسندگان بین المللی” هم شرکت داشته است. مرد گفت در دانشگاه ریاضیات تدریس می کند و حالا به دیدن دوستش که او هم در دانشگاه تدریس می کند به آیواسیتی می رود. درباره سیاست و مسائل اجتماعی با هم صحبت کردیم، اما مصاحبتش برایم جالب نبود. بیش از هر چیز به تفاوت های خودم فکر میکردم. خودِ هشت سال پیشم را با خودِ امروزم مقایسه می کردم. چقدر تغییر کرده ام. گویی دو...

ادامه مطلب

حزب اتحاد کمونیسم کارگری و سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران پاسخ می دهند

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ پرسش شهروند از احزاب و سازمان های سیاسی درباره مسائل روز ایران اشاره: با توجه به شرایط حادی که در منطقه و بویژه در رابطه با ایران به وجود آمده، شهروند به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان خود با دیدگاههای سازمان ها و احزاب سیاسی اپوزیسیون خارج کشور در این خصوص، با اکثر سازمان های سیاسی فعال پرسش های زیر را مطرح کرده است و از آنها خواسته تا در صورت تمایل به انعکاس نظراتشان در شهروند، پاسخ های خود را ارسال دارند که با اولویت دریافت چاپ شود. سازمان ها و احزابی که در این رابطه مورد پرسش قرار گرفته، عبارتند از: اتحاد جمهوریخواهان جبهه ملی ایران چریک های فدایی خلق ایران حزب اتحاد کمونیسم کارگری حزب توده ایران حزب دمکرات کردستان ایران حزب دمکرات کردستان حزب حکمتیست حزب کار ایران (توفان) حزب کمونیست کارگری ایران حزب کمونیست ایران / کومه له حزب مشروطه ایران سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) سازمان فدائیان (اقلیت) سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) کومه له ـ حزب زحمتکشان کردستان ایران پاسخ های “حزب دمکرات کردستان ایران” در شماره ۱۱۵۲ مورخ ۱۵ نوامبر شهروند، پاسخ های جبهه ملی ایران، حزب حکمتیست و حزب کمونیست ایران در شماره ۱۱۵۳ مورخ ۲۲ نوامبر و پاسخ های “حزب کار ایران (توفان)” و “حزب دمکرات کردستان” در شماره ۱۱۵۴ مورخ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ به چاپ رسید....

ادامه مطلب

کندوکاوی فرهنگی به بهانه بحث کنگره/ دکتر محسن کرمانشاهی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ من هم مانند بسیاری دیگر ماجرای کنگره ایرانیان مقیم کانادا را تعقیب می کردم تا ببینم آیا بالاخره مرکزی برای مجمع اقلیت ایرانی ایجاد می شود و یا این کوشش ها نیز مانند فعالیت های قبلی در این زمینه، رنگ می بازد و به خاموشی می گراید. اما مقاله آقای دکتر مهرداد حریری مرا وادار کرد تا سراسیمه صندلی تماشاچیان را ترک کنم و به مصداق آنکه اگر خاموش بنشینی گناه است وارد گود کندوکاو فرهنگی ایشان بشوم. کندوکاو فرهنگی دکتر حریری از مرز کنگره ایرانیان فراتر می رود و فرهنگی را تبلیغ و ترویج می کند که هر انسان متفکری را به چالش می کشاند. متاسفانه در ابتدای قرن بیست و یکم در یک حرکت عقب گرد تاریخی همه دستاوردهای مبارزان راه آزادی در قرن بیست و ماقبل آن یا رنگ باخته اند و یا در خطر جدی قرار دارند. دستاوردهای انسان قرن بیستم مانند آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، حقوق زندانیان سیاسی، حقوق اسرای جنگی، محدودیت هشت ساعت کار روزانه، جدایی مذهب از حکومت و غیره توسط شرکتهای چند ملیتی و فرهنگ وابسته به ایشان از دست مردم به تدریج گرفته می شوند و بسیاری از آنها از محتوا خالی شده اند. در این برهه تاریخی بررسی و کندوکاو این فرهنگ بسیار ضروری به نظر می رسد. آقای دکتر حریری در مورد فعالیتهای اجتماعی و سیاسی می نویسند: “اصولا در جوامع...

ادامه مطلب

برای کسانی که شبیه دشمن هستند/ امیرحسین لادن

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ ما ایرانی ها، چه تبعیدیان و مهاجران و چه فرزندانمان که در آمریکا متولد شدند، بد نیست به مشکلی که ژاپنی آمریکائی ها شصت سال پیش با آن دست به گریبان شدند، نظری بیافکنیم: در سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ طی دوران جنگ آمریکا و ژاپن بیش از ۱۲۰۰۰۰ ژاپنی آمریکائی که بیشتر از دو سومِ شان شهروند آمریکائی بودند، بدون هیچ دلیل و بدون اجرای مراحل قانونی؛ با از دست دادن تمام حقوق شهروندی و انسانی و رها کردن تمام هستی شان، رهسپار بازداشتگاه های اسرای جنگی شدند. تشنج و احساساتِ ضد ژاپنی بوسیله ی مطبوعات فتنه انگیز، سیاستمداران فرصت طلب و مذهبیون نژادپرست به اوج خود رسیده بود. تهمت و دروغ و شایعه سازی جایگزین منطق، مدرک و ضوابط قانونی شده بود. ژاپنی آمریکائی ها ظرف یکی دو هفته تبدیل شده بودند به دشمن درونی، جاسوس و ستون پنجم و حتی در خانه های شان در امان نبودند و مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. فرانکلین روزولت، رئیس جمهوری وقت آمریکا، در روز ۱۹ فوریه ۱۹۴۲ فرمان ۹۰۶۶ ریاست جمهوری را توشیح کرد. این فرمان دستور محرومیت، اخراج و توقیف تمام شهروندان ژاپنی آمریکائی، برای امنیت ملی، ضرورت نظامی و جلوگیری از هر نوع کارشکنی و خرابکاری بود. این فرمان بلافاصله برای شهروندان آمریکائی ژاپنی مقررات حکومت نظامی به وجود آورد و آنان حق مسافرت از یک شهر به شهر...

ادامه مطلب

حکایت جن و بسم الله/ شهباز نخعی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ دوشنبه آینده دهم دسامبر ۲۰۰۷، روز جهانی حقوق بشر است. در بیست و نه سالی که از عمر حکومت پلید آخوندی می گذرد، مسئله حقوق بشر همواره به عنوان دستمایه ای برای غارت منابع و ثروت های مردم ایران توسط دولت های سودپرست و غارتگر اروپایی به کار رفته و نظام حاکم بر کشورمان نیز در گستردن این سفره غارت نهایت سخاوتمندی را نشان داده است. در این سالها، حکومت آخوندی دست کم ۱۷ بار در مراجع بین المللی به خاطر نقض مداوم و مستمر حقوق بشر محکوم شده است. واقعیت این است که این استمرار و تداوم در نقض ابتدایی ترین حقوق انسانها در ایران، جزو لاینفک ذات، موجودیت و ساختار حکومت آخوندی است و این حکومت تا روزی که بر سریر قدرت است ناگزیر خواهد بود که به نقض حقوق بشر ادامه دهد! برغم همه جنجال و هیاهویی که در چند سال اخیر بر سر مسئله هسته ای برپا شده و حکومت آخوندی با تمام توان تبلیغاتی خود کوشیده تا با جا انداختن شعار “حق مسلم ماست” از آن یک مسئله ملی به قول آقای احمدی نژاد “صدبار مهمتر از ملی شدن صنعت نفت” بسازد، اگر “مصلحت نظام” ایجاب کند همین فردا از آن دست برخواهد داشت، اما در مورد مسئله حقوق بشر قادر به انجام چنین کاری نیست. در واقع، آنچه را که نظام ولایت مطلقه فقیه به عنوان...

ادامه مطلب

گفت وگوی شهروند با ملالی جویا/ نیاز سلیمی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ مهمترین مسئله داشتن دولتی مستقل از مردم و در خدمت مردم است ملالی را که نگاه می کنید انگار خود افغانستان است، شکننده، اما ایستاده و پر خروش. صدایش آنقدر آرام است که گاهی به سختی شنیده می شود اما مفهوم کلامش صریح است و بی تعارف. ملالی متولد ۲۵اپریل ۱۹۷۸ است. در هنگام تولد پدرش که دانشجوی طب بود در جنگ با نیروهای شوروی یک پایش را از دست داد. در چهار سالگی به همراه خانواده اش به ایران گریخت و در کمپ پناهندگان افغان ساکن شد. پس از آن خانواده به پاکستان نقل مکان کرد و دوران تحصیل او در آن کشور گذشت. در نوزده سالگی پس از پایان دوره ی دبیرستان به تدریس در کلاس های مبارزه با بیسوادی برای زنان افغان در کمپ پناهندگان پرداخت و در سال ۱۹۹۸ به افغانستان برگشت. بعد از ورود به افغانستان ملالی یک پرورشگاه و یک مرکز درمانی تأسیس کرد و در ضمن به صدایی رسا علیه طالبان تبدیل شد. در سپتامبر ۲۰۰۵ با دومین تعداد اکثریت آرا از ایالت فراه به وولسی جرگه و یا پارلمان افغانستان انتخاب شد و پس از مجموعه ای از سخنرانی های شدیدا انتقادی علیه اعضای دولت و حضور نیروهای خارجی در تاریخ ۲۱ می ۲۰۰۷ عضویت او به تعلیق در آمد. از آن تاریخ زندگانی فعال او اکثرا در اختفا و خارج از افغانستان می...

ادامه مطلب

شرکت احمدی نژاد در نشست کشورهای حاشیه «خلیج عربی»/ شهرام شهرامیان

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ خبر اول: “نه” بزرگ مردم ونزوئلا به چاوز هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا در عین ناباوری طرفدارانش، نتیجه رفراندوم، تغییرات در قانون اساسی، در این کشور را به مخالفانش واگذار کرد(نقل از سایت آفتاب) بالاخره مسافرتهای متعدد چاوز به تهران که همواره با در آغوش گرفتن احمدی نژاد، همراه بود، کار دستش داد، چرا که مردم ونزوئلا، بخصوص زنان و دانشجویان، متوجه شدند که اگر اندکی غفلت کنند و اجازه دهند که طرح چاوز برای تغییرات گسترده در قانون اساسی این کشور، که آن را بسیار به قانون اساسی جمهوری اسلامی شبیه میکرد، به اجرا درآید، آنوقت است که می باید منتظر سرنوشتی باشند که امروز گریبانگیر همه ایرانیان است. در نتیجه، مخالفان ایجاد یک حکومت استبدادی مادام العمر، توانستند با آرای خویش، جلوی بروز حادثه ای تلخ را در تاریخ سیاسی آن کشور بگیرند. دیدن چهره شادمان مخالفان چاوز در کنار صورتهای نه چندان غمگین طرفداران جناب رئیس جمهور، همه حکایت از آن دارد که اکثریت مردم ونزوئلا، علیرغم لفاظی های پوپولیستی هوگو چاوز در باب مبارزه با امپریالیسم، حاضر به دست کشیدن از آزادیهای مدنی و سیاسی شان نبوده و به هیچکس اجازه بازتولید دیکتاتوری در سرزمینشان را نمیدهند، هرچند که این واکنش هوشمندانه مردم ونزوئلا، در تصمیمات و تفکرات جمهوری اسلامی در باب تبدیل ونزوئلا به مملکت امام زمان، تغییری حاصل نخواهد کرد، و قطعا طی روزهای آینده، نیروهای...

ادامه مطلب

قتل مهاجر لهستانی نقطه عطفی در بحران ساختاری پلیس فدرال کانادا/ سعید سلطانپور

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ چند هفته ای است که نام آر. سی. ام. پی RCMP به دلیل استفاده از اسلحه مرگبار “شوک الکتریکی”(تیزر)، روز ۱۴ اکتبر ۲۰۰۷ در فرودگاه بین المللی ونکوور در رسانه های ارتباط جمعی کانادا مطرح شده است. استفاده از اسلحه شوک الکتریکی ۵۰ هزار ولتی توسط ۴ پلیس عضو آر. سی. ام. پی ظرف ۲۵ ثانیه تمام آرزوهای”رابرت زیگانسکی” مرد ۴۰ ساله لهستانی را که به شوق ساختن زندگی جدید در کانادا، پرچم کوچک کانادا را در سر در اتاق خواب کوچکش در شهر صنعتی “گلی وایس” در جنوب لهستان برافراشته بود، تبدیل به سراب مرگ کرد. زیگانسکی قبل از پرواز آن پرچم را به دوستش به یادگاری داده بود تا با دیدن آن به یاد او و کوه های بریتیش کلمبیا بیفتد. در روزهای اول، موضوع مرگ چندان جدی گرفته نشده بود، زیرا پلیس تصویر خشنی از زیگانسکی و تهدید جانی دیگران توسط وی در مطبوعات ارائه کرده بود. ابتدا پیر لیمایتر گروهبان آر.سی. ام. پی در ریچموند ـ بریتیش کلمبیا ـ در مصاحبه با سی. بی. سی اعلام کرد که” زیگانسکی در برابر پلیس مقاومت کرده است و با وجود اینکه دو بار تیزر شده بود همچنا ن در برابر پلیس مقاومت می کرده است (۱). او در مصاحبه بعدی اظهار داشت که پلیس سر وی را بعد از دستگیری وی برگردانده بود تا امکان خفگی متهم از میان برود....

ادامه مطلب

اهدای جایزه «آزادی» به اکبر گنجی/ فرح طاهری

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ جایزه «آزادی» به نام جان هامفری نویسنده اعلامیه جهانی حقوق بشر برقرار شده دوشنبه ۲۷ نوامبر در سالن جرج ایگناتیف مراسم اهدای جایزه “آزادی” که به نام جان هامفری برقرار شده، برگزار شد. در هوای سرد و بارانی تورنتو، سالن ایگناتیف پر بود از جمعیت ایرانی و غیرایرانی تا به سخنان اکبر گنجی روزنامه نگار ایرانی که دریافت کننده ی این جایزه بود گوش کنند. در این برنامه که از سوی “انجمن قلم کانادا”، “مرکز بین المللی حقوق بشر و دموکراسی” و “مرکز مانک برای مطالعات بین المللی” برگزار شد، خانم آناماریا ترامانتی، از مجریان بنام برنامه Current رادیو سی بی سی، گردانندگی مراسم را عهده دار بود. نوای موسیقی دو هنرمند افغان تبار آغازگر مراسم بود. سپس خانم ترامانتی توضیحاتی درباره جایزه آزادی جان هامفری که امسال به اکبر گنجی تعلق گرفته، داد. اکبر گنجی در سفر دوره ای از سوی انجمن قلم به مونتریال، ادمونتون، ونکوور و تورنتو به سر میبرد. این جایزه در پاسداشت آزادی بیان به نویسندگان و روزنامه نگارانی تعلق میگیرد که علیرغم مخاطراتی که در کشورهای خود با آن روبرو هستند، دست از نوشتن و فاش گویی برنمی دارند. این جایزه به اکبر گنجی برای تلاش های بی وقفه و مسالمت آمیزش در راه مبارزه با نقض حقوق بشر از سوی رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی تعلق گرفته است. از خانم نیلوفر پذیرا، رئیس انجمن قلم کانادا...

ادامه مطلب

نگاهی به کتاب قبضه کردن قدرت/ ایرج واحدی پور

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ کتاب Takeover: The Return of the Imperial Presidency and the Subversion of American Democracy را چارلز ساویج (Charles Savage) گزارشگر بوستون گلوب (Boston Globe) به رشته تحریر درآورده و در سپتامبر سال جاری ۲۰۰۷ منتشر شده است. موضوع کتاب مربوط به سوء استفاده دستگاه اجرایی از شرایط روز جامعه (مثلا تروریسم) به نفع بسط قدرت دستگاه اجرایی به ضرر سیستم چک و بالانس و محدود کردن قدرت قانون گزاری و دادگاههاست. چون نقد و بررسی های انجام شده در مورد کتاب به قدر کافی گویا و جامع است از شرح بیشتر خودداری و به نقل نقد و بررسی ناشران هفتگی Publishers Weekly و موسسه لیست کتاب Booklist و چکیده اظهارنظر خانم امی گودمن از Democracy Now در مصاحبه با نویسنده می پردازیم: Publishers Weekly : ساویج به خاطر مقالاتش در مورد سخنرانی های رسمی رئیس جمهور زمان امضا طرح های ارائه شده از طرف کنگره در نشریه بوستون گلوب جایزه پولیتزر دریافت کرده است. ساویج موارد قانون اساسی را مطرح می کند و با پرداختن به سابقه سیاسی و وکلای سابق کاخ سفید مثل گونزالس و جان یو گزارش خود را به کوششهای این افراد از اولین روزهای تصدی جرج بوش اختصاص می دهد که هدفمند تلاش می کنند که قدرت اجرایی (رئیس جمهور) را در پایان دوره در سطح بالاتری از آنکه جرج بوش تحویل گرفته است ارتقا دهند. گرفتن اجازه...

ادامه مطلب

اعتیاد و نوجوانان/ شیدا بامداد

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ نگاهی به یک کارگاه آموزشی بارها شنیده ایم که می گویند “آدم اگر احمق نباشد به مواد مخدر پناه نمیبرد”! یا اینکه “طرف با استعمال مواد، می خواهد خودنمایی کند! آیا واقعیت استعمال مواد مخدر بویژه در میان جوان ها مسئله ای است که بتوان به همین سادگی آن را توضیح داد؟ در میان تحقیقات و تفسیرهایی که در مورد اعتیاد و استفاده از مواد مخدر تا کنون انجام شده است، یک پیام به طور مداوم شنیده و یا گفته شده است: “برخی از افراد فکر می کنند که استفاده از مواد مخدر میتواند در تحمل مشکلات زندگی به آنها کمک کند. و از همین رو به استفاده از آن می پردازند”. چنین تعبیری می تواند برای خیلی از مردم بی اعتبار باشد، اما واقعیت این است که برای بسیاری قابل پذیرش و باور است و بر اساس همین باور برای تحمل مشکلات و معضلاتی که دارند به مصرف مواد اعتیادآور متوسل می شوند. متخصصان بر این باورند که کشش و جاذبه مواد مخدر نزد نوجوانان و جوان ها، از علت ها و انگیزه های مختلف و متنوعی برخوردار است. عصر شنبه، ۲۴ نوامبر، ۲۰۰۷ ، کارگاه آموزشی سه ساعته ای با عنوان “اعتیاد نوجوانان” توسط سازمان زنان ایرانی انتاریو و با همکاری “مرکزکودکان و خانواده های جورج هال” در محل مرکز اجتماعی اوریول (اوریول کامیونیتی سنتر) برگزار شد. در این کارگاه...

ادامه مطلب

چند شعر/ پونه ندایی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ پاییز می دانم دلگیر می شوی اما چه کنم پاییز مرا می کشد شیشه عطرش در جیب من مانده و خودش رفته تا تمام درخت ها را بیهوش کند و بازگردد فرصت نیست تا برایت بگویم برگریزان روح یعنی چه و من چقدر بوی پاییز را استشمام کرده ام و … فرصت نیست پنجره ها پس از زمستان گشوده می شوند سیاه ـ خانم! دیگر هذیان نمی گویید شما از آسایشگاه مرخصید مردن آرزو شمع می داند مردن آرزو یعنی چه؟ و التهاب لحظه هایی که می رود از دست و فریاد بلند شعله آخر… پس از آن، خواهش می میرد و چلچراغها به گمان روشنی بخشی افروخته می شوند اما شب شاعران سکوت را روشن نخواهند کرد… آغاز… چاقو را برداشتم آسمان را به اندازه ماه بریدم تا از دریچه شب به چشمان بی خوابم بیفتد صبح چاقو را برداشتم نقش دو ماه از آسمان چشمانم بریدم و در شیشه تاریک تنهایی ام پنهان کردم… * چاقو را برداشتم دو بال پرنده را بریدم تا خوش خیال نباشد چرا تعجب می کنی؟ خواستم تا به دیوار فردا نکوبد * چاقو را برداشتم انگشت اشاره ام را بریدم تا دیگر کبوتر را نشانه نرود مبادا که: آرزو بر خاک افتد * چاقو را برداشتم سیب را دو نیم کردم و رو به روی خیالش گذاشتم بلکه سهمش را از عشق بردارد *...

ادامه مطلب

نمک و بیماری های قلبی/ دکتر پرویز قدیریان

شهروند ۱۱۵۵ این هفته خبر رابطه مصرف نمک و مرگ و میر زودرس به علت بیماریهای قلبی مهمترین خبر پزشکی بود، زیرا بالاخره پس از چند دهه بحث و اختلاف بین پژوهشگران و سردمداران صنایع غذایی، FDA آمریکا تصمیم گرفته که در این مورد بیش از این سکوت نکند و در پیشگیری مرگ و میر زودرس به علت مصرف بیش از اندازه نمک اقدام نماید. بیشتر غذای مردم آمریکا غذاهای کنسرو و از پیش تهیه شده است. (Processed Food) که علاوه بر مواد شیمیایی مختلف حاوی مقدار زیادی نمک یا سدیم است که مصرف طولانی آن باعث عوارض زیادی از جمله بالا رفتن فشار خون و در نهایت بیماریهای قلبی و مرگ زودرس است. این دسته از غذاها به همراه غذای رستورانها در حقیقت نقش مهمی در بروز عوارضی مانند فشار خون، سکته قلبی و مغزی، از کار افتادن کلیه ها و بالاخره مرگ دارند. پژوهشگران در جلسه ای اظهار داشته اند که مرگ و میر به علت مصرف زیاد نمک در آمریکا برابر است با سقوط روزانه ی یک هواپیمای بزرگ با حدود ۴۰۰ سرنشین. به عبارت دیگر این گروه پیش بینی می کند که کاهش نمک مصرفی می تواند هر ساله از مرگ و میر ۱۵۰هزار نفر جلوگیری کند که رقمی است بسیار بزرگ و چشمگیر که عبارت است از ۴۱۶ نفر در روز یا ۱۷ نفر در هر ساعت. در صنعت غذایی نمک را به چند...

ادامه مطلب

بیمه بیماریهای سخت/ محمد رحیمیان

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ Rett Syndrome در پی ادامه سلسله مقالات بیمه بیماریهای سخت Critical Illness Insurance به موردی دیگر از بیماریهای سخت مخصوص کودکان می پردازیم. جهت یادآوری مختصر توضیحی ارائه می شود. با توجه به بیماریهای سخت خصوصا بیماریهای دوران کودکی، بیمه ای طراحی شده که در مجموع ۳۱ بیماری سخت را مورد پوشش قرار می دهد. ۶ مورد از این بیماریها مخصوص دوران کودکی بوده و ۲۵ مورد دیگر آن می تواند دوران پس از کودکی را پوشش دهد. این نوع بیمه دارای ویژگی های خاص ذیل است: ـ این نوع بیمه برای بچه ی یک ماهه تا ۱۷ ساله قابل صدور است. ـ پوشش بیمه میتواند بین ۲۵۰۰۰ دلار تا ۲۵۰۰۰۰ دلار باشد. در صورت تشخیص بیماری مبلغ فوق یکجا بدون مالیات پرداخت می شود. از دیگر ویژگی های این نوع بیمه حق انتخاب در پرداخت حق بیمه است. به معنای دیگر قابلیت حق پرداخت فقط برای ۲۰ سال و پس از آن در تمام دوران تا ۱۰۰ سالگی دارای پوشش بیمه بدون پرداخت حق بیمه (Premium) خواهد بود. ـ امکان پرداخت به طور معمول از دیگر حق انتخاب ها است. ـ امکان برخورداری از پوشش بیمه پس از ۱۷ سالگی با ۲۵ مورد بیماری سخت. ـ حق انتخاب در پوشش ۲۸ مورد بیماری سخت و یا ۳۱ مورد بیماری سخت. ـ حق بیمه پرداختی (Premium) ثابت و گارانتی بوده و افزایش...

ادامه مطلب

اختلالات گوارشی و درمانهای همیوپاتی/ سهیلا تولایی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ زندگی مجذور آینه است زندگی گل به “توان” ابدیت، زندگی “ضرب” زمین در ضربان دل ما، زندگی “هندسه” ساده و یکسان نفسهاست. سهراب سپهری زندگی “ماری” جوان پر از نشیب و فراز است. او تازه وارد دبیرستان شده، سنی ندارد شاید ۱۴ یا ۱۵ ساله است. از دوران طفولیت تا به حال از اختلالات گوارشی رنج می برده، روز به روز مشکلش بیشتر شده است. داروهای شیمیایی درد او را دوا نمی کنند. از اول عمر تا به حال از مطب این دکتر متخصص به آن یکی و از این آزمایشگاه به آن رفته، آنتی بیوتیکی نیست که به او خورانده نشده باشد. قدم بعدی برای او، آندوسکپی و جراحی است تا بتوانند از لوله ی گوارش او نمونه برداری کنند تا بلکه بتوانند میکربی بیابند و آنتی بیوتیک یا ضد قارچ جدیدی را روی این بیمار جوان امتحان کنند. دکترها به (Irritable Bowl Syndrome)IBS مشکوکند؛ روده اش حساس است. هیچکس علت و چگونگی بروز IBS را نمی داند. پس احتمال می دهند که علت آن استرس یا افسردگی باشد. در واقع میلیونها نفر از این عارضه رنج می برند و از سی سال اخیر به این طرف، روز به روز بر تعداد اینگونه بیماران افزوده شده است. علائم آن شامل دل درد، نفخ شکم، ورم معده، اسهال و گاهی یبوست است. این علائم در بعضی شدیدتر و در بعضی دیگر خفیف...

ادامه مطلب

چرا سرطان در ممالک پیشرفته شایع تر است؟/ هوتن گل سرخی

در آخرین روز ماه اکتبر امسال (۲۰۰۷) نتایج گسترده ترین تحقیقات در رابطه با ارتباط سرطان و چاقی از طرف انستیتوی تحقیقات آمریکا و بنیاد جهانی تحقیقات سرطان به گونه همزمان به محافل پزشکی و علمی ارایه شد. نتیجه این تحقیقات که گسترده ترین تحقیقات جهان در رابطه با پیشگیری از سرطان است، تاکید بر آن دارد که بیش از یک سوم (۳۳ درصد) انواع سرطانها به چگونگی تغذیه و روش زندگی بیماران مربوط می شود. تفسیر نویسنده مقاله پس از مطالعه این تحقیقات جدید که تماما در ارتباط با اهمیت تغذیه و ورزش است، این است که اکنون که از لحاظ آماری مسلم شده بیش از سی درصد از سرطانها در رابطه با تغذیه ناسالم است اگر فاکتور خطر کشیدن سیگار ـ که از مدتها قبل به عنوان یکی از مهمترین عوامل بروز سرطان شناخته شده است ـ را نیز به آن ۳۳ درصد عامل تغذیه اضافه کنیم، پس می توان حداقل در سطح آماری نتیجه گرفت که ۳۳ درصد فاکتور تغذیه ناسالم به علاوه حدود ۳۰ درصد خطرات سیگار، یعنی حداقل از لحاظ آماری شصت درصد از سرطانها با روش زندگی افراد رابطه ی تقریبا مستقیم دارند. آنچه که رعایت پیشنهادات بنیاد جهانی تحقیقات سرطانی را برای بسیاری پیچیده تر می کند آن است که در جمع بندی یافته ها نشان داده شده که مصرف مشروبات الکلی حتی به میزان حدود فقط ۱۸ گرم در روز خطر...

ادامه مطلب

ملاها از آسمان نیامدند/ برگردان: جواد طالعی

فیلم کارتونی "پرسپولیس" ساخته مرجان ساتراپی در سینماهای آلمان بر پرده است. این فیلم، در فستیوال کن امسال جایزه هیئت داوران را دریافت کرد   شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷   گفت و گوی فرانکفورتر آلگماینه با مرجان ساتراپی:   اشاره: فیلم کارتونی "پرسپولیس" ساخته مرجان ساتراپی در سینماهای آلمان بر پرده است. این فیلم، در فستیوال کن امسال جایزه هیئت داوران را دریافت کرد. مرجان ساتراپی در  سال ۱۹۶۹ میلادی در ایران متولد شد و در سال ۱۹۹۴ به فرانسه مهاجرت کرد. او در آنجا ابتدا داستان مصور زندگی خود را با عنوان پرسپولیس نقاشی کرد و روانه بازار کتاب ساخت. موفقیت کم نظیر این کار، مرجان را بعدا به ساختن فیلمی بر اساس آن ترغیب کرد. همزمان با نمایش پرسپولیس، بسیاری از روزنامه های سراسری و منطقه ای آلمان، با مرجان ساتراپی به گفت وگو نشستند. در این میان، گفت وگوی روزنامه فرانکفورتر آلگماینه مفصل تر بود و دیدگاه های این هنرمند ایرانی را در زمینه مسائلی فراتر از سینما و نقاشی نیز منعکس می کرد. برگردان فارسی این گفت و گو را در اینجا می خوانید:   بعد از این که آمریکا به جنگ جهانی سوم تهدید کرده است، یک فیلم چه کمکی می تواند به ایران بکند؟ ـ این که اصولا ما ناگزیر می شویم درباره چنین پرسش هائی حرف بزنیم، ناشی از آن است که انسان ها، به عنوان موجودات آبستراکت ارزیابی...

ادامه مطلب

ریشه یابی تکنوازی و بداهه نوازی در موسیقی ایرانی/ داریوش افراسیابی

برای یافتن علل سبک اجرایی و یا دیدگاه هنری تکنوازی و بداهه نوازی که جزو ملزومات و اساس موسیقی ایرانی است به بررسی و تحلیل شرایط شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ بخش اول برای یافتن علل سبک اجرایی و یا دیدگاه هنری تکنوازی و بداهه نوازی که جزو ملزومات و اساس موسیقی ایرانی است به بررسی و تحلیل شرایط اجتماعی که باعث تکوین این نگرش شده است پرداخته ام تا شاید بتوان در پس مسائل تاریخی، اجتماعی راز و علت این نوع نگاه و شیوه اجرایی را دریافت. در نگاهی به موسیقی سایر کشورهای دیگر شاید بتوان چند نمونه محدود را در این زمینه یافت که مانند موسیقی ایرانی از تکنوازی و بداهه نوازی سود جسته اند، البته بدون در نظر گرفتن موسیقی جاز تازه متولد شده ی آمریکایی که ابتدا به وسیله افراد عامی و فاقد تحصیلات اجرا و بعدها رشد و گسترش یافت، در آسیا می توان به موسیقی سه کشور ایران، هند، چین و در اروپا به موسیقی اسپانیا (فلامینکو) که دارای موسیقی دستگاهی هستند، اشاره کرد. برخی از موسیقی های مجار و رومانی را نیز می توان نه در تکنوازی، بلکه در بخش بداهه و گروه نوازی گنجاند. در موسیقی شمال آفریقا یا کشورهایی با فرهنگ اسلامی ـ عربی، در گذشته های دور تکنوازی و بداهه نوازی بیشتر از امروز رایج بوده، ولی آنچه که امروزه شنیده می شود، بیشتر گروه نوازی و...

ادامه مطلب

فیلم «کارگاه اوراقی» و سریال میوه ممنوعه/ عارف محمدی

الخاندرو پسرک یتیم دوازده ساله و سرزنده ای است که در ازای هر مشتری که برای یک تعمیرگاه اتومبیل جور می کند شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ کارگاه اوراقی Chop Shop تدوین و کارگردان: رامین بحرانی فیلمنامه: رامین بحرانی، بهاره عظیمی مدیر فیلمبرداری: مایکل سایموندز موسیقی: M.I.O بازیگران: الخاندرو پولانکو، آیسامار گونزالس، راب سووالسکی، کارلوس زاپاتا، احمد رضوی محصول ۲۰۰۷ آمریکا، ۸۵ دقیقه الخاندرو پسرک یتیم دوازده ساله و سرزنده ای است که در ازای هر مشتری که برای یک تعمیرگاه اتومبیل جور می کند و نیز انواع کارهای عجیب دیگر دستمزد کمی کسب می کند. این پسرک جسور از راههایی نه چندان دلنشین، یک کاسب پیش رس شده و به نظر می رسد تا چند سال آینده تاجر درجه یک زبر و زرنگی از کار درآید، با این حال فقدان خانواده و تحصیلات، آشکارا بر او تاثیر بازدارنده ای خواهد گذاشت. پس از مدتی آیسامار، خواهر بزرگتر الخاندرو، هم به او می پیوندد. او در آغاز از حضور آیسامار در کنار خود خوشحال است و برایش کار هم پیدا می کند. اما در آخر وقتی متوجه می شود آیسامار برای چند سکه بیشتر دست به چه کارهایی می زند از او می رنجد . . . Chop Shop را می توان اوراق چی، اوراقی و یا به صورت تحت اللفظی کارگاه اوراقی ترجمه کرد. کارگاهی که هم محل تعمیر اتومبیل ها و هم اوراق کردن آنهاست....

ادامه مطلب

ناگفته های بیلیارد

چون‌ فدراسیون‌ بودجه‌ ندارد و به‌ آن‌ توجه‌ نمی‌شود در نتیجه‌ مدیران‌ ورزشی‌ مقتدر هم‌ تمایلی‌ به‌ ورود به‌ بحث‌ ریاست‌ در این‌ مجموعه‌ ندارند شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷   گفت وگو با اردوان‌ نظری‌ از مسئولان‌ پر تلاش‌ فدراسیون‌ بولینگ‌ و بیلیارد     فوق‌ لیسانس‌ کشاورزی‌ دارد. تابستان‌ ۸۴ و پس‌ از سالها آشنایی‌ با ورزشی‌ که‌ در ایران‌ به‌ نام‌ بیلیارد معروف‌ شده‌ است‌ تصمیم‌ به‌ شرکت‌ در کلاسهای‌ داوری‌ درجه‌ ۲ اسنوکر گرفت. میان‌ ۴۰ شرکت‌ کننده‌ دیگر که‌ همگی‌ زیر نظر کریم‌ پور دوره‌ مورد اشاره‌ را می‌گذراندند با رتبه‌ اول‌ فارغ‌ التحصیل‌ شد تا داور درجه‌ بی‌ اسنوکر باشد. اسفند همان‌ سال‌ قصد اعزام‌ به‌ امارات‌ را داشت‌ تا دوره‌ مربیگری‌ فدراسیون‌ جهانی‌ را هم‌ پشت‌ سر بگذارد، اما فدراسیون‌ وقت‌ به‌ رغم‌ آشنایی‌ کامل‌ او به‌ زبان‌ انگلیسی‌ و همچنین‌ بدون‌ توجه‌ به‌ مدرک‌ داوری‌اش‌ مدارک‌ این‌ استعداد جوان‌ را به‌ روابط‌ بین‌ الملل‌ ارجاع‌ دادند تا شاید خسته‌ از نظام‌ بوروکراسی‌ قید سفر به‌ قصد دانش‌ افزایی‌ را بزند و دور مربیگری‌ را خط‌ بکشد. ورود به‌ روابط‌ بین‌ الملل‌ فدراسیون‌ بولینگ‌ و بیلیارد اما منجر به‌ آشنایی‌ اش‌ با کی‌ نژاد شد و همین‌ مساله‌ کمک‌ کرد تا بتواند داوری‌ بیلیارد انگلیسی‌ را هم‌ زیر نظر کسی‌ که‌ بعدها به‌ پست‌ نایب‌ رئیس‌ فدراسیون‌ رسید یاد بگیرد. او که‌ امروز مدرک‌ مربیگری‌ هم‌ دارد در آزمونی‌ که‌...

ادامه مطلب

بیداد‌ نادانی/ فرشته مولوی

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ داغ تازه‌ای بر دل ایران خانم بینوای من گذاشته‌اند و نمی‌دانم چه‌طور دوام بیاورد و چه‌ طور طاقت می‌آوریم! زهرا بنی ‌یعقوب را بر دار کرده‌اند تا بیضه‌ی اسلام را بپروارند؟ یا جهل مرکب را تا ابدالدهر هوار این خطه‌ی بخت برگشته کنند؟ باورنکردنی است که دختری را به خون دل بزرگ کنی و ببالانی و به جایی برسانی که بتواند در مقام یک پزشک به خودش و دیگران فایده برساند و بعد ببینی که جاهلی به آنی به دست مخبطان مدعی حفاظت از امنیت اخلاقی می‌سپردش و به روزی دیگر دختر بر دار می‌شود. مسخره است که خیال می‌کنی نه در بدویت عصر حجر یا سبعیت قرون وسطا، که در بیست و یکمین سده‌ی میلادی نفس می‌کشی. در خبرها می‌خوانی که پدر دختر در سپاه کار می‌کند و می‌گوید که “بنای کم سواد”ی که نیمه وقت برای ستاد کار می‌کرده دخترش را دستگیر کرده است. یادت می‌افتد که انگار حالا دست هر عمله و بنایی در هر شهر و ده کوره‌ای تلفن همراه دیده می‌شود. بعد فکر می‌کنی که اگر عمله و بنایی کار تمام وقت گیر نیاورد و دخل و خرجش را به هم نرساند، کجا بهتر و راحت‌تر از ستاد، که اگر هم پول قلنبه‌ای ندهند کار شاق که نمی‌دهند. گوشه وکنار پارکی بپلکی و زاغ سیاه این وآن را چوب بزنی که معصیت نکنند و آخر روز هم...

ادامه مطلب

تن یک زن/ ترجمه: عزت گوشه گیر

شهروند ۱۱۵۵ نوشته: رایونوسوکه آکوتاگاوا در یک شب تابستان، هرم هوای داغ و دم کرده، مردی چینی به نام “ینگ” را که در رختخوابش دراز کشیده بود، از خواب پراند. “ینگ” در حالی که روی شکم خوابیده بود در روشنایی کم سوی چراغ، “کک” به آرامی به طرف بازوی همسرش که در کنار او خوابیده بود، به پیش می رفت و هلال نازک بالهای درهم فرو رفته اش را همچون پشته ای از خاک نقره ای رنگ با خود حمل می کرد. همسرش برهنه و بی دغدغه، به پهلو خوابیده بود رو به سوی او و در کمال آرامش در خواب نفس می کشید. “ینگ” در حالی که به چریدن تنبلانه “کک” نگاه می کرد، شگفت زده فکر کرد که حقیقتا دنیای این موجود کوچک چگونه دنیایی خواهد بود! راهی را که یک “کک” در مدت یک ساعت می پیماید برای یک آدم دو یا سه قدم بیش نیست. “اگر من یک “کک” به دنیا می آمدم، زندگیم چقدر کسالت بار می بود. . .” همانطور که او بی هدفانه به چنین چیزهایی فکر می کرد، هشیاری اش اندک اندک در لایه های ابهام محو می شد. و بعد بدون آنکه خود بداند چرا، در ژرفنای گرداب یک جذبه غریب که نه رویا بود و نه واقعیت، فرو می رفت. و آنگاه، درست در لحظه بین خواب و بیداری بود که احساس کرد با یک تکان، روحش آرام آرام...

ادامه مطلب

خبرهای کانادا ـ ۱۱۵۵

در هفته گذشته، مایکل پرو، یکی از منتقدین از حزب نیو دموکراتیک، از دولت انتاریو خواست تا تحمیل مالیات PST بر رسانه های  قومی را متوقف کند.   شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷   "ان دی پی" خواستار برخورد عادلانه با رسانه های قومی شد   در هفته گذشته، مایکل پرو، یکی از منتقدین از حزب نیو دموکراتیک، از دولت انتاریو خواست تا تحمیل مالیات PST بر رسانه های  قومی را متوقف کند. در حال حاضر، دولت مک گینتی نشریاتی که کم تر از پنج بار در هفته چاپ شده و منگنه دار هستند را مجله محسوب کرده و آنها را موظف به پرداخت مالیات PST می داند. پرو افزود: «در اینجا مسئله عدالت مطرح است. بسیاری از اقلیتهای قومی در کانادا تنها از طریق این گونه رسانه ها از اوضاع سرزمین مادری خود آگاه می شوند. این نقص قانونی نوعی تهاجم به این جوامع اقلیتی است. آیا دولت انتاریو حاضر به لغو مالیات PST و اجرای عدالت در مورد این رسانه ها هست؟» در گذشته بسیاری از رسانه های قومی مختلف در انتاریو خواستار لغو این مالیات شده اند که هیچ یک مورد توجه دولت مک گینتی قرار نگرفته است. اخیرا یک روزنامه ویتنامی به نام “Thoi Bao” مجبور به پرداخت یک میلیون دلار مالیات PST شد چرا که پس از تحقیقات سازمان مالیات انتاریو نشریه مذکور، به علت اینکه هفته ای دو بار چاپ شده و...

ادامه مطلب

قانون صحرا/ علی ارشادی فر

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ نامه خوانندگان می گویند در زمانهای قدیم قانونی در صحرا حکمفرما بود مبنی بر اینکه اگر کسی بی اعتنا بر شخصی که نیازمند یاری است بگذرد و در اثر این بی اعتنایی چشم زخمی بر شخص یاری طلب برسد شخص بی اعتنا مورد مواخذه و مجازات قرار خواهد گرفت. یکی از روسای قبائل اسبی راهوار و تیزرو داشت که مورد علاقه رئیس قبیله دیگر بود. رئیس قبیله شخصی را نزد صاحب اسب فرستاد و پیغام داد که هر قیمتی برای خرید آن اسب را خواهد پرداخت، ولی صاحب اسب پیغام داد که این اسب فروشی نیست و مورد استفاده و علاقه خود من است. یک روز صاحب اسب، سوار بر همان اسب از صحرا عبور می کرد که ناگهان شخصی را دید روی زمینی افتاده و درد می کشد. طبق قانون صحرا صاحب اسب پیاده شد و شخص بیمار را روی اسب گذاشت تا او را برای معالجه به محلی ببرد. شخص مریض تا روی اسب قرار گرفت مرکب را هی کرد که برود کمی که دور شد صاحب اسب گفت ای آقا تو که می دانی من به آن اسب نمی رسم ولی کمی درنگ کن با تو حرفی دارم. شخص سوار بر اسب ایستاد و صاحب اسب گفت اگر کسی از تو پرسید که اسب را از کجا آورده ای، بگو آن را خریده ای و من هم همین را...

ادامه مطلب

از پارلمان انتاریو چه خبر؟/ اونلی نایب السلطنه

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ بعد از مراسم سوگند کابینه دولت آقای دالتون مک گینتی در روز ۳۰ اکتبر و پیروزی حزب لیبرال، پارلمان انتاریو در ۲۸ نوامبر اولین اجلاس رسمی خود را برگزار کرد. این مراسم به دنبال ورود نماینده ایرانی تبار جناب آقای دکتر مریدی برای ما که در این سوی آبها به سر می بریم معنای جدیدی یافته است که تاکنون با آن بیگانه بودیم. دکتر رضا مریدی نام آشنای دیار غربت زمینه این آشنایی را فراهم کرد. امید که در این رهگذر شاهد تحولات بیشتری باشیم. مراسم براساس تشریفات و سنت های پارلمانی انگلستان راس ساعت ۲ بعدازظهر در حالی که نمایندگان پارلمان و حاضران به پا خاسته بودند آغاز شد. همزمان عالیجناب دیوید اونلی نایب السلطنه و فرماندار کل انتاریو در حالی که آقای دالتون مک گینتی نخست وزیر و آجودان های لشکری وی را همراهی می کردند وارد تالار شدند و درحوزه های مخصوص جای گرفتند. آنگاه آقای مایکل برایانت رئیس اکثریت پارلمان طی خطابه مختصری به فرماندار کل اظهار کرد که پارلمان هنوز رئیس ندارد و در این هنگام فرماندار کل بلافاصله از جای برخاست و با همان تشریفات تالار را ترک کرد. سپس خانم دبورا دلو منشی کل پارلمان خطاب به نمایندگان اظهار کرد که پنج نفر از نمایندگان داوطلب ریاست پارلمان به ترتیب ۱ـ آقای مایکل براون رئیس دوره قبل پارلمان ۲ـ آقای استیو پیترز وزیر کار سابق...

ادامه مطلب

نگاهی دیگر به سقوط مصدق/ خسرو فانیان

شهروند ۱۱۵۵ ـ پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷ “سی هزار کماندار شاه” و “ده هزار دلار آمریکا” زمانی که “آگیلائوس” شاه اسپارت که فرماندهی نیروهای متحد شهرهای یونان را برای آزاد کردن مهاجرنشین های یونانی آسیای کوچک از سلطه هخامنشی، به عهده داشت، به پیروزیهای درخشانی دست یافته و قصد پیشرفت به سوی سرزمین های داخلی ایران را در سر می پروراند، اردشیر دوم برای برهم زدن اتحاد یونانیان و وادار کردن شاه اسپارتی به عقب نشینی، شهرهای آتن و تبس، متحدان اسپارت را، با فرستادن سی هزار سکه طلا علیه اسپارت برانگیخت. اسپارت که اتحاد خود را با شهرهای دیگر یونانی از هم گسیخته و موجودیت خود را در خطر می دید اگیلائوس را از قلب آسیای کوچک به اسپارت فرا خواند تا برای دفاع این شهر آماده گردد. (۳۹۶ پیش از میلاد). آگیلائوس به اطاعت از فرمان شورای کهن مردان اسپارت و برخلاف میل خود به سپاهیان خود دستور بازگشت داد و زمانی که سربازانش چادرهای خود را برمی چیدند این گفته تاریخی را بیان کرد: “سی هزار کماندار شاه مرا از آسیا راندند” (پلوتارک). اشاره او به نقش کماندارانی بود که بر یک روی سکه های طلای هخامنشی نقش شده بود. بعد از دو هزار و چند صد سال تاریخ آن روی دیگر سکه را نیز نمودار کرد: داستان ده هزار دلار آمریکا که به اعتقاد گروهی سبب برافتادن مصدق گردید به گونه دیگری یادآور این رویداد...

ادامه مطلب

چند شعر از پونه ندائی

شهروند ۱۱۵۵   پاییز  می دانم دلگیر می شوی    اما چه کنم پاییز مرا می کشد شیشه عطرش در جیب من مانده و خودش رفته   تا تمام درخت ها را بیهوش کند و بازگردد فرصت نیست تا برایت   بگویم برگریزان روح یعنی چه و من چقدر بوی پاییز را استشمام کرده ام و    … فرصت نیست   پنجره ها پس از زمستان گشوده می شوند     سیاه   ـ خانم  !   دیگر هذیان نمی   گویید شما از آسایشگاه مرخصید مردن آرزو شمع می داند مردن آرزو   یعنی چه؟ و التهاب لحظه هایی که می رود از دست و فریاد بلند شعله   آخر  … پس از آن،   خواهش می میرد و چلچراغها به گمان روشنی بخشی   افروخته می شوند اما شب شاعران سکوت را روشن نخواهند کرد  …   آغاز  …   چاقو را برداشتم   آسمان را   به اندازه ماه بریدم   تا از دریچه شب به چشمان بی خوابم   بیفتد صبح چاقو را برداشتم نقش دو ماه از آسمان چشمانم بریدم   و   در شیشه تاریک تنهایی ام پنهان کردم  …   * چاقو را برداشتم دو بال   پرنده را بریدم تا خوش خیال نباشد چرا تعجب می کنی؟ خواستم تا به دیوار   فردا نکوبد   * چاقو را برداشتم انگشت اشاره ام را بریدم تا دیگر   کبوتر را نشانه نرود مبادا که  : آرزو بر خاک افتد * چاقو را   برداشتم سیب را دو نیم کردم و رو به روی خیالش گذاشتم بلکه سهمش...

ادامه مطلب

عقرب، میان دود/ محمد عرب زاده

شهروند ۱۱۵۵ یحیا از همه بچه سال تر بود. داد می زد: اصغر یکی پیدا کردم. می آمد. خنده اش را از لای دندان های زردش تف می کرد. ها! ناکس. خودم خفه ات می کنم. اَ دست مو در برو نیستی. چوب را بر می داشت. دور عقرب خطی می کشید. عقرب دمش را بالا می گرفت که بزند اصغر نمی زنتت؟ به هرجا نه بتر ننه اش خندیده! راه فرار را می بست و ناغافل چوب را فرو می کرد توی گُرده. پوست چرقی صدا می داد و مایع سفیدی از تن جانور دور چوب چنبره می زد. دم تقلا می کرد تا چوب را میان چنگال بی جانش از توان بیندازد اما خودش وا می ماند. از نفس می افتاد. اصغر سرنیزه را از کمر باز می کرد و می گذاشت روی نیش جانور. اَه… اصغر! چه دلی داری تو؟ خفه! بچه خوشگل! مو خودم می دونم چی می کنم. نیش عقرب را می برید و قوطی کبریت را از جیبش بیرون می آورد. قوطی مچاله شده بود. تکانش می داد. یکی را بیرون می کشید. خشکی اش را با سرنیزه امتحان می کرد. می گذاشتش کنار و نیش تازه را پهلوی آن چندتای قدیمی تر جا می داد. نیش خشک شده را که از توی جعبه کبریت بیرون آورده بود توی دست کف مال می کرد. ده بجنب نفله! یحیا دست پاچه سیگار خشک را...

ادامه مطلب

زنانه و مردانه/ حمیدرضا رحیمی

فدوی از بی توجهی مسئولان محترم حکومتی در حیرت است که چگونه برای درخواست های بر حق  امت  همیشه در صحنه تره  هم  خورد  نمی کنند و احدی هم  پیدا  نمی شود که دست کم ریش و دستارشان را بگیرد و قدری بکشد. آخر ما تا کی بایـد شاهد ضجه های گوشخراش مؤمنین و مؤمنات و بی التفاتی برادران آنهم در جاهائی چون صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشیم. به عنوان مستوره ملاحظه کنید: «در برنامه ی آموزشی که چند روز پیش در شبکه ی آموزش تلویزیون پخش شد، سه خانم با کت و دامن شرکت کرده بودند (واویلا ـ م) آیا صدا و سیما باید از مروجین فرهنگ بدحجابی باشد؟» ربیعی و یا: « آقای حسنی در برنامه کوله پشتی تمام بد و بیراه هائی که رسانه های خارجی به طرح مبارزه با بدحجابی داده بودند جمع کرد و طی سه دقیقه تمام آن را تحویل (سردار رادان) داد…» حنیفی همچنین: «چطور مجری برنامه شبکه ی ۳ سیما، به خود اجازه می دهد با طرح مسائل احساسی فعالیت نیروی انتظامی در برخورد با مظاهر بدحجابی و بی بند و باری را زیر سئوال برده و اذهان مردم را از نتیجه آن دور نماید …. امید است مسئولان صدا و سیما دقت بیشتری بر انتخاب مجریان جوان داشته باشند و مجریان نیز برای جلب آراء و نظر قشر خاصی از جامعه دچار احساس و عاطفه نشوند.» احمدپور و خواهری...

ادامه مطلب

یار… سریلانکائی من/ میرزاتقی خان

به محض اینکه تلویزیون اعلام کرد ایران یک میلیارد و پانصد میلیون دلار به سریلانکا کمک می کند، عده ای از مردم درمانده در شهرهای مختلف ایران که برای به دست آوردن لقمه ای نان به هر دری می زنند، به خیابانها ریختند و با خواندن سرود: ای سریلانکا، ای مرز پرگهر به اداره ثبت احوال محل مراجعه کرده اظهار داشتند چون ما برای ابراز همدردی! با مردم سریلانکا عازم این کشور هستیم، لطفا در شناسنامه ما مهر بزنید: (بچه سریلانکا )که در آنجا با مشکلی مواجه نشویم . این جماعت ادعا می کردند که از۲۵۰۰ سال پیش تاکنون همیشه سریلانکائی بوده اند، اما به روی خودشان نمی آورده اند تا ببینند کسی متوجه قضیه می شود یا نه و بالاخره آنها را هم داخل آدم حساب می کنند یا خیر؟! این عده حتی مدعی بودند که کورش کبیرشان هم اول در سریلانکا متولد شده و بعدا در ایران به دنیا آمده است! در تهران نیز میلیونها نفر از مردم درحالی که سرود معروف: یار…سریلانکائی من نفت ما قابل…. نداره را زمزمه می کردند جلوی سفارت سریلانکا حضور یافته شعار می دادند: سریلانکای زیبا ماهم میائیم اونجا از طرف دیگر ساکنان اقیانوس آرام و اهالی پشت کوه نیز در پیامی تلگرافی که مختصر و مفید و بسیار مستدل نوشته شده بود به مقامات کشورمان نوشتند: نفت زیرزمین است، زمین مال خداست، ما هم بنده خدا هستیم . سهم ما...

ادامه مطلب

گرفتن کار در زمینه تخصصی چندان هم مشکل نیست/ پرژاد منصوری

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ اخیرا یکی از دوستان که به تازگی به کانادا مهاجرت کرده است، در مورد نحوه ی به دست آوردن اولین تجربه کاری در کانادا از من سئوال می کرد. حقیقت این است که پاسخ به این سئوال چندان ساده نخواهد بود، چرا که برای هر کس با توجه به پیشینه ی ذهنی و تجربی او راههای مختلفی می تواند وجود داشته باشد. بنابر این توصیه به افراد بایستی حتما با شناخت ضمنی از خصوصیات روحی، اخلاقی و تواناییهای آنها صورت پذیرد. اما همواره نکات مشترک و عمومی بر امر نحوه جستجوی کار در کانادا حکمرانی می کند که دانستن آنها بخصوص برای کسانی که با فرهنگهای مختلف به این کشور مهاجرت می کنند لازم و ضروری است. ـ نکته اول اینکه سعی کنید مثبت برخورد کنید. هر چند که مثبت باقی ماندن بعد از چندین بار جواب منفی شنیدن (در جایی که به عنوان یک تازه وارد سطح توقع بالایی هم دارید) به نظر مشکل می آید، ولی باید بدانید که تنها رمز موفقیت، امیدوار بودن و مثبت برخورد کردن است. اگر فکر کنید در مصاحبه جدیدتان هم مثل قبلی رد خواهید شد، مطمئن باشید که اینطور می شود. منفی برخورد کردن اجازه دیدن موقعیت ها و فرصت هایی را که وجود دارد از شما می گیرد. ـ نکته دوم اینکه تخصص قبلی خود را فراموش نکنید. کسانی که با تخصص های مختلف...

ادامه مطلب

تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، اولین قدم برای مبارزه با خشونت علیه زنان/ لیلی پورزند

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نامگذاری شده است. خشونتی که به درازای تاریخ بشریت و به گستره ی جهان در سراسر این کره ی خاکی در برهه های گوناگون زمان به نوعی و شکلی خودنمایی کرده است. عجیب است که با وجود تلاش های بسیار در دو سده ی اخیر و بخصوص در دهه های پیشین همچنان این پدیده ی غیر انسانی حتی در کشورهای غربی که پرچمدار برابری های جنسیتی هستند، ریشه کن نشده و فعالان حقوق زنان راهی بس طولانی برای دستیابی به آرمان شهر برابری و عدالت پیش رو دارند. در اوایل قرن گذشته، پیشگامان دفاع از حقوق زنان در کشورهایی مانند انگلیس و امریکا قیمت هایی بس گزاف پرداخته اند. مورد خشونت قرار گرفتن، بازداشت و شکنجه ی زنان امریکایی که سردمدار جنبش حق رأی برای زنان بودند از جمله بارزترین این نمونه هاست. البته لازم به ذکر است که در این جنبش های برابری طلبانه همواره تعدادی (ولو اندک) از مردان حق طلب هم دوشادوش زنان و یا در پشت صحنه های مبارزه حضور داشته اند و نقش آفریده اند، ولی باید اذعان داشت که بار اصلی احیای حقوق به ناحق تضییع شده ی زنان، معمولا بر دوش خود آنان سنگینی کرده است. در جوامع گوناگون تعداد اندکی از زنان خسته و ناراضی از وضعیت نابرابر زندگی خود، به پاخاسته اند، جانفشانی...

ادامه مطلب

تنها جای جمهوری اسلامی در آناپولیس خالی ست/ شهرام شهرامیان

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ ظاهرا علیرغم تبلیغات پرسروصدایی که رژیم جمهوری اسلامی در باب، محور بودن نظام ولی فقیه، در عرصه معادلات بین المللی، انجام میدهد، و به بهانه های مختلفی سعی در بزرگ نمایی تاثیر و اهمیت خویش درکانونهای بحرانی جهان دارد، و در این راه از هیچگونه خاصه خرجی از کیسه ملت، در عرصه های سیاسی و اقتصادی در مناطق مختلف جهان، نیز ابایی ندارد، اما روند این روزهای تصمیمات کلان در محافل سیاسی کشورهای صاحب قدرت، نشان از آن دارد که طرح منزوی کردن نظام اسلامی، خیلی زودتر از انچه که تصور میشد، درحال به ثمر نشستن است و دیر نخواهد بود که کشتی بحران زده جمهوری اسلامی، به بندری دورافتاده در اقیانوس معادلات و ارتباطات جهانی، تبعید گردد. این مهم البته میسر نشد مگر به پیشه کردن سیاست صبر و حوصله از جانب سیاستمداران با تجربه در کشورهای غربی و همکاری مجدانه رهبری رژیم درخصوص اتخاذ روشهای افراطی در تمامی عرصه هایی که حکومت تهران میاندیشید با حضور موثر در آنها میتواند جای پای خود را در معادلات جهانی مستحکم کند. بازخوانی اخباری که این روزها جزو مهمترین رویدادهای بین المللی به حساب میآیند، نشان خواهد داد که حاصل اتخاذ سیاستهای تهاجمی رهبران جمهوری اسلامی در مقابل روشهای زیرکانه و مبتنی بر عرف و منطق دیپلماسی دولتمردان غربی، تا چه میزان باعث شکست طرحهایی شده است که سالهاست، نظام ولایی، اصل بقای خود...

ادامه مطلب

نگرشی سازنده بر روش تشکیل کنگره فراگیر ایرانیان کانادا/ دکتر ارسلان مهاجر

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ در چند ماه اخیر شاهد برخورد اندیشه میان ساکنان ایرانی تبار تورنتو بودیم که در زمینه نیاز به سازماندهی جدید تحت عنوان کنگره ایرانیهای کانادا ( ICC ) و برای حفظ منافع جمعی و ارزشهای فرهنگی کل جامعه قومی و اقلیت ایرانی در سراسر کانادا به نظرخواهی و تبادل فکر مشغول بودند به دعوت تعدادی از دوستان و همکاران که از میان ۷ نفر موسسین ICC که در پی اثبات این نیاز بودند و حدود ۵/۱ سال صرف آماده سازی اهداف و تهیه پیش نویس اساسنامه این کنگره کرده بودند، من هم با خشنودی به اولین فراخوان گروه منتخب ایشان در تاریخ ۲۷ ماه می راه یافتم. بینش گروهی این جمع به اتکاء آمار و اطلاعات ارائه شده برای من جالب بود و از این رو قبل از دریافت و مرور اساسنامه با تشویق برگزارکنندگان و به منظور تماسهای بعدی با حس نیت کامل فرم عضویت را هم پر کردم. آسایش خیال و یا سهل انگاری من به دلیل وعده بررسی دقیق تر اساسنامه در یک کمیته مشورتی (Ad-hoc Committee) بود که با انتخاب ۱۲ نفر موکول به جلسه بعدی شد. اشتیاق من در جلسه ی بعد با دیدن حدود ۲۰چهره جدید و ظاهرا انتصابی تبدیل به نوعی یأس شد چرا که بویی از اعمال نفود و کنترل جلسه در جهت تایید ساختار قبلی اساسنامه به مشام می خورد. هر چند که به...

ادامه مطلب

کندوکاوی فرهنگی به بهانه بحث کنگره/ دکتر محسن کرمانشاهی

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ چاپ گزارش مفصل جلسه ی اطلاع رسانی و فراخوان کنگره ی ایرانیان کانادایی (که اشتباها مجمع عمومی قلمداد شده بود) برای من بهانه ای شد جهت طرح بحثی که بیشتر کندوکاوی فرهنگی است. قبل از آن لازم است این نکته را یادآور شوم که این نوشتار بازگو کننده ی نظرات شخصی من است و بیان کننده ی نظرات دست اندرکاران طرح کنگره ی ایرانیان کانادایی نیست. در ابتدا لازم می دانم از شهروند تشکر کنم که در یک اقدام کم سابقه فرصتی برای گفتگو فراهم آورد که حتی انعکاس دهنده ی نظرات آنانی شد که مجالی برای طرح ایده هایشان نبود. این همان مسئولیت یک رسانه است که فضایی برای طرح نظرات گوناگون فراهم آورد تا بحث ها از زوایای مختلف مطرح گردد و به خواننده تصویری کامل تر از زوایای متعدد ارائه شود. صمیمانه امیدوارم این منش پسندیده در دیگر موارد از جمله کنفرانس ها، گردهمایی ها، و یا رخدادهای مهم کامیونیتی تکرار شود. تنها ذکر این نکته لازم است که شاید بهتر بود که نتیجه گیری و خلاصه ی کلام نیز به خوانندگان واگذار می شد. در هر حال بحث من پیرامون یکی از سئوالات مطرح شده است که در آن خطاب به طرح کنندگان ایده ی کنگره پرسش شده بود: “آیا شما مطمئن هستید که واقعا دلتان برای صد یا صد و پنجاه هزار ایرانی مقیم انتاریو و یا کانادا...

ادامه مطلب

آشنایی با رشته مددکاری اجتماعی مهاجران و پناهندگان/ لیلا مجتهدی

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ رشته مددکاری اجتماعی با گرایش مددکاری مهاجران و پناهندگان از سپتامبر ۲۰۰۷ در سنکاکالج تاسیس شده است. با توجه به تازگی این رشته و جذابیت آن برای جوامع قومی، تصمیم گرفتم از طریق نشریه شهروند این رشته را به هموطنان خود معرفی کنم. با جان استراترس مسئول کل رشته مددکاری اجتماعی در سنکاکالج، دیوید سرنیک هماهنگ کننده این رشته و سهیلا پاشنگ استاد درس های “Diversity ” و “Social Realities” پرسش هایی را مطرح کردم که در زیر میخوانید: گفت وگو باJohn Struthers مسئول رشته های مددکاری اجتماعی فکر تاسیس رشته “مددکاری اجتماعی مهاجران و پناهندگان” ، از چه زمانی در سنکاکالج شکل گرفت و چرا نیاز به ایجاد این رشته احساس شد؟ ـ در ابتدا، فکر تاسیس رشته ای با تمرکز بر مهاجران و پناهندگان، توسط یکی از همکاران ما، آقای” دیوید سرنیک” مطرح شد. این ایده به طور کامل توسط دانشکده مددکاری اجتماعی سنکا تایید شد و در روند تصمیم گیری ها، گسترش یافت. بنا بر این، آن چه که در ابتدا به عنوان یک فکر، مطرح شده بود، به پیدایش یک دانشکده انجامید.Rory Crath بر پرورش و شکوفایی این ایده تمرکز و مواد درسی لازم را تعیین کرد. پس از مشاهده اشتیاق و علاقه مندی کمیته مشاوره کالج، برای اعلام چنین برنامه جدیدی، تصمیم گیری شد. سپس، در هر مرحله از برنامه ریزی، آن تصویر اولیه تغییر کرد. موادی به...

ادامه مطلب

روزنگاریهای مهاجرت ـ ۱۱۳/ عزت گوشه گیر

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ ۲۰ دسامبر ـ ۱۹۸۷ ـ در اتوبوس ـ در حال گذر از شهر Hartford در بوستون برادر آرتور Ray به استقبالمان آمد و ما را به خانه پدر و مادرش در Lowell برد. اعظم و آرتور گفته بودند که شهر “لوول” خاستگاه جک کروئک Jack Kerouac نویسنده و شاعر نوگرای آمریکایی است. پدر و مادر جک کروئک مثل خانواده آرتور از کبک کانادا به لوول ماساچوست مهاجرت کرده بودند. همه از کتاب جک کروئک به نام On The road حرف می زنند، اما بیش از نوشته هایش گویی شخصیتش، نوع زندگیش و جریان فکری اش در جنبش نوگرای Generation Beat او را به فردی علیه قراردادهای اجتماعی مشهور کرده . . . یک نویسنده همیشه جوان و نوگرا. فکر کردم این سفرم با اتوبوس را باید به تجربه ای همشکل با تجربه ی کروئک “در جاده” تبدیل کنم. پدر و مادر آرتور گرم و صمیمانه با ما برخورد کردند. اصلا در خانه آنها احساس غریبگی نمی کردم. انگار به خانه پدر و مادر خودم آمده ام! اتاقم را به من نشان دادند که قرار بود با “لوئیز” هم اتاق بشوم، اما هنوز “لوئیز” از سفر نیامده بود. کاوه را به اتاق ویژه مامان آرتور که در آن جا ارگ می نواخت راهنمایی کردند. همه به شوخی می گفتند که مامان آرتور با ارگ اش هویت پیدا می کند. شب برف سنگینی بارید. از...

ادامه مطلب

فشارهای جدی داخلی و خارجی بر دولت احمدی نژاد/ حسن زرهی

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ کنفرانس دیدار و گفت وگوهای صلح در شهر “آناپولیس” آمریکا با حضور بیش از ۴۰ کشور، بزرگترین زنگ خطر سیاسی علیه احمدی نژاد و دولت او بود. حتی متحد سیاسی و یار غار حکومت جمهوری اسلامی، و ظاهرا تنها دولت عربِ هم عقیده ی تهران نسبت به اسرائیل، با شرکت در این کنفرانس، جمهوری اسلامی و دولت احمدی نژاد را تنهاتر از همیشه رها کرد. این اتفاق بدان پایه پررنگ بود که تحلیل گران شرایط سیاسی خاورمیانه بر این باور پای فشردند که “کنفرانس آناپولیس” بیش از آنکه مربوط به اسرائیل و فلسطین و صلح در آن سرزمین ها باشد، به دلیل انزوای بیشتر حکومت ایران و دهن کجی به ادعای بیهوده خواندن این گونه مذاکرات توسط احمدی نژاد و دولت او برپا شد. دولت جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری او محمود احمدی نژاد هم اکنون، هم در جبهه ی داخلی و هم در عرصه ی جهانی، به شدت زیر فشار است. او هر عملی که می کند از داخل و خارج مورد انتقاد و اعتراض قرار می گیرد، اما نشانی از درس آموزی از اشتباهات دیده نمی شود. در تازه ترین واکنش نسبت به تصمیمات خودسرانه ی رئیس جمهوری، محمد جهرمی وزیر کار او با انتشار اطلاعیه ای در رسانه های غیروابسته رسمی به دولت، نسبت به واردات بی رویه برخی محصولات بویژه شکر هشدار داده و اینگونه سیاست ها را به...

ادامه مطلب

خبرهای کانادا ـ ۱۱۵۴

جایزه دولتی استاد برتر به دکتر سعید رهنما اهدا شد   شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ پروفسور سعید رهنما استاد علوم سیاسی دانشگاه یورک جایزه بزرگ دولتی «لیفت» (رهبری در تدریس استادان) را که برای اولین بار توسط وزارت آموزش عالی دانشگاهها و کالج ها ایجاد شده دریافت کرد. کریس بنتلی وزیر (پیشین) آموزش عالی دانشگاهها و کالج های انتاریو در نامه خود برندگان این معتبرترین جایزه استادی را ستود و به آنها تبریک گفت. از میان چندین هزار استاد دانشگاهها و مدرسین کالج های انتاریو که در بیست دانشگاه و بیست و سه کالج در تمامی رشته های مختلف علمی تدریس می کنند، یکصد نفر از سوی کمیته ای که کار خود را از فوریه ٢٠٠٧ آغاز کرد، انتخاب شدند. دکتر رهنما تنها استاد علوم سیاسی برنده این جایزه بزرگ است. کمیته لیفت در مورد پروفسور رهنما چنین می نویسد: «رهنما از طریق به چالش کشیدن نظریه های مربوط به خاورمیانه و به زیر سئوال بردن تعصبات، نه تنها در شاگردانش انگیزه ایجاد می کند، بلکه به دانشجویان یاد می دهد که با دیدی انتقادی به اطلاعات بنگرند. شیوه تدریس او چند بعدی و ترکیبی از درس و سخنرانی، بحث و مناظره و مباحثه داخل کلاس است و همکاری و مبادله فکری را تقویت و تشویق می کند.» یکی از درس های پروفسور رهنما، «جنگ و صلح درخاور میانه» است که یکی از جنجالی ترین و حساس...

ادامه مطلب

گفت و گوی شهروند با شاهین صیادی

شاهین صیادی یکی از سه کارگردان سرشناس و ایرانی تبار در کاناداست شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ شاهین صیادی یکی از سه کارگردان سرشناس و ایرانی تبار در کاناداست. تاکنون کارهای موفق بسیاری را بر صحنه ی نمایش برده و منتقدان و رسانه های اصلی کانادایی کارگردانی و صحنه آرایی های او را ستوده اند. اکنون شاهین صیادی مهمان شهر ماست با نمایش  "پرده" که براساس داستان خواندنی مسعود بهنود "خانوم" نوشته و کار شده است و از ۲۸ نوامبر تا ۸دسامبر در هاربرفرانت به نمایش در می آید.. در فرصت اندکی که شاهین داشت با او چند پرسش را در میان نهادیم و او با گشاده رویی پاسخ گفت. شهروند شاهین صیادی کارگردان تئاتر کیست؟ ـ شاهین صیادی در تئاتر و با تئاتر بزرگ شده است. پدرم علی صیادی در تئاتر و تلویزیون کار می کرد، مادرم فرهنگی بود، خودم هم  از وقتی کانادا آمدم سالهاست تئاتر کار می کنم. البته تئاتر هم خوانده ام و از سال ۱۹۹۹ شروع به کار کرده ام. و می توانم بگویم از ۲۰۰۱ تاکنون به شکل حرفه ای تئاتری بوده ام. پیش از این ترجمه تازه ای از نمایش مرگ یزدگرد بهرام بیضایی را کار کرده ام. ترجمه ی آن نمایش کار خودم است. کارهای دیگری هم کرده ام که بیشتر اقتباس بوده است. نمایش مده آ را به صحنه برده ام. از کارهای موفق نمایشی ام می توانم "عشق...

ادامه مطلب

خفقانی که از ایران به کلن آمد/ جواد طالعی

شماره ۱۱۵۴ دومین بخش چهاردهمین دوره فستیوال تئاتر ایرانی کلن، روزهای جمعه بیست و سوم تا یکشنبه بیست و پنجم نوامبر در سالن نمایش “صحنه فرهنگ ها” برگزار شد. در فاصله بخش اول تا بخش دوم، یک جلسه بحث و گفت و گو پیرامون آثار و حیات مولانا برنامه های جشنواره را تکمیل می کرد. در این جلسه، محمد عاصمی، محمود خوشنام، رضا نافعی و جلال سرفراز، هریک از دیدگاهی به بررسی آثار مولانا پرداختند و در پایان به پرسش های حاضران پاسخ گفتند. در برنامه های نمایشی این قسمت از جشنواره شاهد اجرای پنج نمایش “فاسق”، “آوازهای ماندالا”، “مرگ ناتان در اورشلیم”، “خرس” و “راه های گستاخانه” بودیم. نمایشنامه فاسق، اثر هارولد پینتر را گروه تئاتر ارامنه آمریکا با کارگردانی “گابریله او سولیوان” به زبان انگلیسی بر صحنه آورد. در بروشور برنامه ها، “آرمازد استپانیان” کارگردان معرفی شده بود، در حالی که او یکی از دو نقش نمایشنامه را بازی می کرد و در کار خود موفق بود. نقش زن نمایشنامه را نیز “نورا ارمنی” با تردستی و نرمش بازی کرد. فاسق حکایت حال زن و شوهری است که از زندگی ملال آور خسته شده اند، شهامت جدا شدن از یکدیگر را ندارند و برای تحمل پذیرکردن این زندگی، هر ازگاه در نقش فاسق یکدیگر ظاهر می شوند. آن ها، تنها در این حالت است که می توانند اندکی از یکدیگر لذت ببرند. کارگردان یا روضه خوان! “آوازهای...

ادامه مطلب

شناخت سنتور/ نیما صفایی

شماره ۱۱۵۴ این مقاله سعی در ارایه یک نگرش نیمه تخصصی جهت شناخت بیشتر ساز سنتور به عنوان یکی از قدیمی ترین و اصیل ترین سازهای ایرانی دارد. تجربیات مؤلف نشان داده است که متأسفانه عمده هنردوستان و مشتاقان فراگیری موسیقی ایرانی در ابتدای امر، فاقد اطلاعات اولیه و حتی شناخت سطحی از ساز مورد علاقه خود بوده و بعضاً معیارها و عوامل نه چندان درستی موجب گرایش آنها به ساز موردنظر می شود. مقاله حاضر مروری است بر سیر تکاملی این ساز تا به امروز و گستره شناخت آن در سراسر جهان؛ با نگاهی اجمالی به ساختار آن و معرفی برخی نوازندگان نامی و برجسته. اگرچه، کمبود فواصل موسیقیایی نسبت به سایر سازها به عنوان یکی از نقاط ضعف سنتور شناخته می شود، ولی قابلیت اجرای تکنیکهای پیچیده و مرکب و با سرعت بالا و همچنین صدادهی قوی، سنتور را از سایر سازهای ایرانی متمایز می سازد؛ به طوری که امروزه به عنوان یکی از ارکان اصلی ارکسترهای موسیقی ایرانی شناخته می شود. پیشینه سنتور سنتور یا سنطور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است که ساخت آن را به فیلسوف عالیقدر  و موسیقیدان بزرگ قرن چهارم، ابونصر فارابی نسبت داده اند. شواهد و علائم بجای مانده از نقاشی ها و حکاکی های  موجود از دوره های آشوری و  بابلی (۶۶۹ قبل از میلاد)، تصویرهایی را نشان می دهد که در آن افراد، آلاتی  ذوذنقه  شکل  شبیه سنتور را که...

ادامه مطلب

به بهانه نمایش “فریاد مورچه ها” در فستیوال فیلم دیاسپورا/ عارف محمدی

دختر جوانی با باورهای مذهبی که به عرفان و مدیتیشن رو آورده به توصیه استاد خود در ایران برای جستجوی مردی کامل که به سئوال های معنوی اش پاسخ دهد شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ فریاد مورچه ها Scream of Ants خوب *** نویسنده، تدوینگر و کارگردان: محسن مخملباف فیلمبردار: بخشور موسیقی: کریگ پروس بازیگران: محمود شکرالله، ماهنور شاد زی( لونا شاد)، کارل ماس تهیه کننده: وایلد بانچ، خانه فیلم مخملباف جایزه ویژه هیئت داوران در گرانادا (اسپانیا) داستان: دختر جوانی با باورهای مذهبی که به عرفان و مدیتیشن رو آورده به توصیه استاد خود در ایران برای جستجوی مردی کامل که به سئوال های معنوی اش پاسخ دهد همراه با همسر جوانش که اعتقاداتی پوچ گرایانه و ضد خدایی دارد به هند سفر می کند. در طول سفر شاهد مناظره این دو با هم و افراد جالب دیگری هستیم تا اینکه آنها سرانجام مرد کامل را می یابند……. پیش در آمد: عده ای او را یک پدیده می دانند. برخی او را یک فرصت طلب و بسیاری نیز مدام گذشته او را به باد انتقاد گرفته و پیشرفتش را با چوب آغشته به سوابق سالهای دورش سرکوب می کنند. مرتب می گویند می بینی، این همون حزب اللهی سابق است که با موتور گازی می رفت حوزه هنری اسلامی و حاضر نبود با بیضایی تو یک لانگ شات ظاهر بشه. حالا “سکس و فلسفه” می سازه و...

ادامه مطلب

پرده ,اعتباری دیگر برای ما/ سهیل پارسا “The Vail”

۲۰ دسامبر ـ ۱۹۸۷ ـ در اتوبوس ـ در حال گذر از شهر Hartford در بوستون برادر آرتور Ray به استقبالمان آمد و ما را به خانه پدر و مادرش در Lowell برد. اعظم و آرتور گفته بودند که شهر “لوول” خاستگاه جک کروئک Jack Kerouac نویسنده و شاعر نوگرای آمریکایی است. پدر و مادر جک کروئک مثل خانواده آرتور از کبک کانادا به لوول ماساچوست مهاجرت کرده بودند. همه از کتاب جک کروئک به نام On The road حرف می زنند، اما بیش از نوشته هایش گویی شخصیتش، نوع زندگیش و جریان فکری اش در جنبش نوگرای Generation Beat او را به فردی علیه قراردادهای اجتماعی مشهور کرده . . . یک نویسنده همیشه جوان و نوگرا. فکر کردم این سفرم با اتوبوس را باید به تجربه ای همشکل با تجربه ی کروئک “در جاده” تبدیل کنم. پدر و مادر آرتور گرم و صمیمانه با ما برخورد کردند. اصلا در خانه آنها احساس غریبگی نمی کردم. انگار به خانه پدر و مادر خودم آمده ام! اتاقم را به من نشان دادند که قرار بود با “لوئیز” هم اتاق بشوم، اما هنوز “لوئیز” از سفر نیامده بود. کاوه را به اتاق ویژه مامان آرتور که در آن جا ارگ می نواخت راهنمایی کردند. همه به شوخی می گفتند که مامان آرتور با ارگ اش هویت پیدا می کند. شب برف سنگینی بارید. از پنجره که به بیرون نگاه کردم،...

ادامه مطلب

افسردگی و درمانهای همیوپاتی/ سهیلا تولایی

شماره ۱۱۵۴ ـ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ رویا سی ساله مریض احوال است، مرتب دچار سوزش و عفونت های مجاری ادراری و تناسلی است. دل درد شدید او را راحت نمی گذارد و همواره در رنج و عذاب است و هیچگاه آرامش ندارد حتی خواب و استراحت نیز خستگی و کسالت او را رفع نکرده که هیچ، بر آن نیز می افزاید. او خود را خجالتی می داند، در خود فرو می رود، ترس ها بر او چیره هستند، نگران و مضطرب است. از زندگی، مرگ، شلوغی، تاریکی، آینده می هراسد. هنگامی که میان گروهی از مردم قرار می گیرد دچار حمله عصبی شده به طوری که بدنش سفت می شود. حالت غش به او دست می دهد، قادر به تکلم نمی باشد و نفسش درنمی آید و احساس می کند که الان است که بدنش هزار تکه شود. دوران طفولیت او در یک خانواده سختگیر سپری شده است. جایی که مرتب باید ساکت و دست به سینه می نشسته و جرات هیچگونه اظهارنظری نداشته. برای جلب رضایت بزرگترها همیشه لبخند به لب داشته و ظاهرش را آرام نشان می داده است. با یک دنیا ترس و وحشت دست به گریبان بوده است. بنابر این تا حد ممکن از هرگونه ماجراجویی پرهیز می کرده و عزلت و تنهایی را گزیده بود. از ۱۲ سالگی تا به حال خود را غرق در افسردگی می بیند که روز به روز بر شدت...

ادامه مطلب

تغذیه و بهداشت خانواده/ دکتر پرویز قدیریان

شماره ۱۱۵۴ هر ساله باکتری معروف C-Difficile که CDO نام گرفته باعث مرگ زودرس عده زیادی از بیمارانی می شود که به هر دلیلی به بیمارستانها می روند و در حقیقت بیماری آنها خطرناک نیست. یک بررسی علمی نشان می دهد که درصدی از مردم به این باکتری آلوده هستند ولی به عوارض آن دچار نمی شوند و در عین حال قادرند آلودگی را به افراد دیگر منتقل کرده و سبب مرگ آنها شوند. این عامل عفونت زا اکثرا در بیمارستانها وجود داشته و به دیگران منتقل می شود و مخصوصا در افرادی که به علت بیماری مجبورند آنتی بیوتیک مصرف کنند و در حقیقت باکتری های مفید روده آنها از بین رفته، موثر بوده و موجب مرگ بیمار می شود. در ضمن این عامل عفونت زا اگر به هر طریقی وارد بدن بیمارانی مانند بیماران سرطانی، افرادی که دارای سیستم دفاعی ضعیف هستند شود، ناهنجاریهایی را در دستگاه گوارش، مخصوصا روده بزرگ به وجود می آورد و بیمار پس از یک دوره اسهال و دل پیچه و عوارض جانبی جانش را از دست می دهد. در این بررسی همچنین معلوم شد که ۵۱ درصد افرادی که در خانه سالمندان و بخش های بیماری مزمن دستگاه گوارش کار می کنند به این عامل عفونت زا آلوده هستند و آن را به دیگران منتقل می کنند. در اینجا باید اشاره کرد که این باکتری مخصوص چند نوع دارد و ۳۷...

ادامه مطلب

منم موافقم/ برزو ابراهیمی

درست همان بلایی سرم آمد که سر مارتین لوترکینگ خدا بیامرز آمد! I have a dream آن خدابیامرز به خاطر آن dream اش کشته شد و من به خاطر این dream ام نزدیک بود سکته کنم. فرق dream من با dream او این است که مال او برای آینده بود و مال من برای گذشته. آری I had a dream . در این رویا، من اصلا احمدی نژاد با همه ی ثمره هایش را نمی شناختم. دل شوره ی هر سخن و حرکت او را نداشتم. دلواپس جنگ نبودم. تشویش انرژی اتمی بدنم را “مور مور” نمی کرد. به دنبال آمار و ارقام هزینه های نظامی ممالک محروسه و محبوسه اطراف ایران نبودم و چندان دانستن پیشرفتهای نظامی ارتش آمریکا برایم جاذبه نداشت. برای حرفهای روسای کشورهای اروپایی تره هم خرد نمی کردم و به نظرم در زندگی آنها چیز عجیب و غریبی اتفاق نمی افتد. در این رویایم آقای خاتمی را رئیس جمهوری می دیدم که به فحش و ناسزای پرسش کنندگانش لبخند می زند. آقای کروبی رئیس مجلس را دیدم که گفت آقا “ولایت مطلقه یعنی همین”. نمایندگان مجلس را می دیدم که دم در مجلس تحصن کرده بودند. زنان و مردان دیگری را دیدم که در کانون ها و سندیکاها و مجامع و اِن جی اوها به فعالیت اجتماعی و سیاسی مشغول بودند. احزاب و سازمانهایی را می دیدم که برای اولین بار شروع به فعالیت...

ادامه مطلب

به یاد بهمن علاءالدین جاودان صدای بختیاری/ حمیدرضا غلامی

شماره۱۱۵۴ جاودانه صدای ایل بختیاری، مانایاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) هنرمند بی همتا، موسیقدان، آوازخوان و ترانه سرای بی بدیل بختیاری سالی است که از میان ما رخت بربسته است. او عاشقانه سراسر عمر خود، در راه احیا و ترویج زبان و فرهنگ بختیاری کوشید و با تلاشی خستگی ناپذیر، با وجود تمامی ناملایمات و نامرادیها و دشواریها آثار گرانبهایی از شعر و موسیقی بختیاری خلق و به نسل خود و نسلهای آینده تقدیم کرد که بی شک، چراغی خواهد بود فروزان، فرا راه فرزندان آینده ی بختیاری. زنده اندیش بهمن علاءالدین، با روحی به بلندای کوههای سرزمینش، استوار و شکیبا، و با قلبی چون چشمه های زاگرس، زلال و پاک و عشقی وصف ناپذیر به تاریخ و اصالت ایلش بختیاری، با انتخاب صحیح و استادانه ی اشعار و تصنیف های بختیاری و کاوش و تحقیق در تودرتوی عادات و رسومات قومش، به مدد آریایی صدا و مخملین حنجره اش، چنان مسیحایی دیگر جانی دوباره به زبان و فرهنگ بختیاری بخشید.   از آثار او می توان به دختر لَچَک ریالی، گل ناز، گل باوینهِ، مال کَنون، هِیجار، مِی نابِنوُش، تاراز، بَراَفتَو ، آستاره و بهیگ. . . اشاره کرد. لطیف ترین صدای زاگرس، همراه با تولد گل ناز در ۲۰ مهر ۱۳۱۹ در شهرستان مسجد سلیمان چشم به جهان گشود. در دامنه های زیبای زاگرس نشو و نما نمود و با عشق آمیخته به طبیعت و فرهنگ سلحشوری...

ادامه مطلب

مسعود بهنود قلمدانی با دریایی جوهر/ اسد مذنبی

شماره ۱۱۵۴ ۱ بهنود از نسل روزنامه نویسانی است که در صف ثبت احوال منتظر شناسنامه خویش بودند که خوردند به پست کسانی که مدعی شدند رهبرشان از منزلگه بهشت ماه بر خوبرویان عالم نازل شده و با هیچ رشته ای با آدمیزاد وابسته نیست و از ازل جام و جرعه از کف از ما بهتران که امت جهانی خوانندش گرفته و بسته به آنهاست. روزی شیخ الرئیس قاجار در مجلس وثوق الدوله مهمان بود که برایش بستنی آوردند. شیخ با دیدن بستنی فورا این بیت را سرود: عهدی که با تو بستم هرگز گسستنی نیست ما بسته تو هستیم محتاج بستنی نیست رهبری که تا روزی که جام تلخ را سر کشید از تلخی قدرت گفت ولی رهایش نکرد. گفته اند سرکه مفت شیرین تر از عسل است! ۲ بهنود از نسلی می آید که چراغش سیلی خور باد شده بود. نسلی که نه انقلابیون ـ که ما رای هیچمی های آن زمان جوان ترینشان بودیم ـ به حرفش گوش می داد، و نه بست اولی هایی که تازه نشئه قدرت شده بودند، اما چون در مکتب اساتیدی مثل عبدالرحمن فرامرزی و دکتر علی بهزادی (تاریخ روزنامه نگاری ایران کمتر روزنامه نویسی به خوشنامی دکتر بهزادی به خود دیده است) پرورش یافته بودند، پی برده بودند که همه ما بالاخره روزی چمدان به دست در یکی از سالن های ترانزیت پناهنده پناه، سلام و علیکی رد و بدل...

ادامه مطلب

نوشته بودم ستاره/ بهرام بهرامی

شماره ۱۱۵۴ نوشته بودم ستاره استلا بقالی شب-کاری ونیز پسربچه ای که بطرف پدر می دود (پائین تر خط زده ام نوشته ام: ) پسربچه بسوی پدرش می دود سانی سانی بی کرفول (۱) دوست گناوه ای دریا رودخانه سفر با استلا سنفونی چهل موتسارت خیابان تربیت ساختمانهای قدیمی هیتلر سبیل های چخماقی جوزف اکبرآقا (کمی پائین تر نوشته ام استلا و داخل پرانتز گذاشته ام مادر بزرگ من ستاره) بعد این عبارت را خط زده ام و نوشته ام ستاره زیر چادرش پنهانی صلیب کشید همین. «همین» را ننوشته ام الان می نویسم «همین». همین. طرحی بود که احتمالا همانموقع برای یک داستان کوتاه نوشته بودم. به امید آنکه فرداش بنشینم و بنویسم. در سفری گمان می کنم. یا در کافه ای بین راه. مطمئنم پشت میزم نبوده. اگر بود مفصل تر می بود. شاید هم بود شاید هم عجله داشتم، مهمانی از راه می رسیده، یک روز شنبه ای بوده که معمولا باید خانه را از بالا تا پائین می رفتیم و برای هفته ای که در راه بود آماده می کردیم. هفته ای مانند همه هفته های دیگر. کوشیدم تکه پاره های نامفهوم یادداشتهایم را به هم بند بزنم و آن خانه اصلی یا آن کل را که می توانست مد نظرم باشد، بازسازی کنم. مثل چینی بندزن یا شکسته بند کارکشته باید رویش کار می کردم. درجه کامیابی بعدها معلوم می شد. بعد از اینکه...

ادامه مطلب

روح شهر/ مجید نفیسی

شهروند ۱۱۵۴ به یاد محمد مختاری ای ابر سیاه مرا با خود به آسمان تهران ببر کف خزر را به دهان دارم و مویه ی موج را در گوش می خواهم بر فراز “توچال” غمگین همراه با باد زخمی بگریم از تخت خالی “شاه نشین” بگذرم و همراه با جویبار خشمگین از دامن “اسپیدکمر” فرو ریزم و بی اعتنا به سیم های خونین که زندان اوین را در بر گرفته اند از میان کوت والان خواب آلود بگذرم و در برابر پنجره ای کوچک بایستم که او سالها از درون آن به آسمان آبی خیره مانده بود: “چرا تو را به بند کشیدند و از آفتاب و باران جدا کردند؟ و چون شورشیان این درها را گشودند چرا دستاربندان گریبانت را گرفتند و به کنج همان قفس کشاندند؟” می خواهم یک بار دیگر همراه با تو از این بند رها شوم و با دستی رخت زندان و انبوهی یاد سوزان از کوچه های آشنای شهر بگذرم و خود را در پشت دری بیابم که کلیدش تنها در جیب تو بود و در چشم های نمناک زنی بنگرم که به چهره ی تو خو کرده بود: “اولین بار کی او را دیدی و در زیر کدام آلاچیق دست هایتان به شکوفه نشست؟ آیا چهره ی او را به نقش آوردی؟ و گذاشتی تا سبکباری بی رنگش چون “روح شهر” مارک شاگال ۱ بر پرده ی کار تو بنشیند و تو...

ادامه مطلب

صاحبخانه جدید ایران/ میرزاتقی خان

یکی دو ماهی می شد که آقای چاوز به ایران نیامده بود و من سخت نگران شده بودم.دلم شورمی زد و می گفتم نکند در سفر آخر کم خدمتی کرده باشیم یا خدای ناکرده بی احترامی از ما مردم سرزده باشد و ایشان قهر کرده باشند؟ راستش حتی فکر کردم نکند اسکناس هائی که تقدیمشان کرده ایم نوی نو نبوده و به تریج قبایشان برخورده است؟ خدا را شکر هفته گذشته ایشان برای هفتمین بار این افتخار را دادند وکشور ما را مزین فرمودند و نگرانی من و امثال من را برطرف کردند. به نوشته بی بی سی، ایشان ضمن امضای پنج قرارداد همکاری دیگر با ایران، در یک سخنرانی فرمودند ایران خانه خودمان است و برای ما ارزش زیادی دارد. به نظر من، عیب بزرگ ونزوئلائی ها این است که تعارف را باور می کنند! مثلا چون آقای احمدی نژاد موقع خداحافظی به آقای چاوز می گوید اینجا متعلق به خودتان است هروقت خواستید تشریف بیاورید، باورش شده که ایران متعلق به خودش است! لابد یکی دو ماه دیگر که برمی گردد حقوقش را بگیرد، سراغ سند منگوله دار ایران را هم می گیرد و با لحنی طلبکار می پرسد: بالاخره این سند ما حاضر نشد؟! آقای چاوز پس از آنکه فرمودند ایران متعلق به خودمان است و صاحبخانه بودن خود را اعلام فرمودند، بازهم به نوشته بی بی سی، خبر دادند که امپراتوری آمریکا به زودی سقوط...

ادامه مطلب

آمریکا میداند مواد انفجاری در عراق از کجا می آید/ برگردان: ایرج واحدی پور

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ برگرفته از تایمز آسیا ۲۷ اکتبر ۲۰۰۷ توضیح مترجم قبل از شروع ترجمه ضروری است به نکته ای اشاره داشته باشم و آن این است که برگرداندن مطلب به فارسی فقط به هدف بازنمودن واقعیات و در عین حال نقشی است که ایالات متحده در پروراندن و آماده کردن اذهان عمومی برای تحمیل جنگ تازه ای به مردم خاورمیانه و جهان است، ولی هرگز قصد تبرئه جمهوری اسلامی و معصوم جلوه دادن آنها در کار نیست. جمهوری اسلامی هم برخلاف منافع مردم ایران و به مانند جنگ طلبان آمریکایی سود خود را در تشنج و بی ثباتی و کم ثباتی در منطقه می بیند و هر جا که کانونی از بحران وجود دارد انگشت خود را به قصد تعمیق بحران و افزودن بر تشنج فرو می کند. با چنین شناختی از گردانندگان جمهوری اسلامی و تضاد منافع مردم با این تشنج آفرینی ها نباید سبب سازی دیگر دشمن منافع مردم و میهن ما را نادیده انگاشت و از افشای آن کوتاه آمد. *** شواهد کافی وجود دارد در حالی که ایالات متحده در ژانویه امسال سپاه قدس ایران را متهم به تهیه و تحویل اسلحه ضد تانک ای اف پی به جنگجویان عراقی برای کشتن آمریکایی ها می کرد، در همان زمان میدانست که عراقی ها سالها بود این اسلحه را در کارگاههای مکانیکی خود می ساختند. شواهد همچنین نشان می دهد که...

ادامه مطلب

آیا احمدی نژاد از ضعف دولت کانادا در حمایت از کانادایی ها سوءاستفاده خواهد کرد؟/ سعید سلطانپور

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ اگر می خواهید بدانید کانادا چقدر نفوذ و اعتبار بین المللی دارد هیچ نیازی نیست که به سراسر دنیا سفر کنید و یا گزارشات محرمانه و یا علنی موسسات مطالعاتی را بخوانید، کافی است نگاهی به داستان دردآور چند کانادایی در زندان های کشورهای دیگر بیندازید تا متوجه این حقیقت تلخ شوید که متاسفانه کانادا در بین بسیاری از دولتها (نه ملتها) وزنه ای به حساب نمی آید و دولت هارپر را جدی نمی گیرند. از “ویلیام سمسون “(۱) که در سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ در عربستان سعودی زیر اعدام قرار داشت تا مشارکت آر.سی. ام.پی در دستگیری و استرداد “ماهر آرار” کانادایی سوری تبار به اتهام تروریستی به سوریه در سال ۲۰۰۵، از قتل زهرا کاظمی در زندان اوین در سال۲۰۰۳ به اتهام جاسوسی و حکم اعدام حسین جلیل به اتهام جدائی طلبی در چین که به حبس ابد تقلیل یافته است(۲)؛ این ها تنها گوشه ای، از واقعیت است. جدیدترین آن مربوط به یک ایرانی کانادایی در کوبا است که ماههاست بلاتکلیف در زندان به سر می برد. صبری رفیع پور در ۱۵ دسامبر ۲۰۰۶ به اتهام رشوه دادن به ماموران کوبا در خانه اش در کوبا دستگیر شده است. او مدت ۳ ماه در زندان انفرادی زیر شکنجه های روانی و فیزیکی قرار داشته است. نسرین باقریان همسر”رفیع پور” می گوید: “آنها وی را با یک شورت در یک سلول...

ادامه مطلب

روزنامه نگار منتقد و روزنامه نگار معاند/ شهرام شهرامیان

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ به محض اینکه شنیدم در جشنواره مطبوعات، جناب دکتر احمدی نژاد به منتقدان قسم خورده اش، جایزه داده است، درنگ را جایز ندانسته و بعد از تنظیم وصیتنامه ام، خودم را به تهران رساندم. درضمن چون میدانستم که برادران وظیفه شناس حراست فرودگاه موقع کنترل گذرنامه، قطعا یقه ام را خواهند گرفت، در همان هواپیما یک پلاکارد کوچک تهیه کردم و با خط درشت رویش نوشتم، منتقد منتقد سرسخت مطبوعاتی شخص رئیس جمهور، سپس آن را از گردنم آویزان کرده و وارد سالن ترانزیت شدم. تا چشم برادران امنیتی فرودگاه به من و پلاکارد مربوطه افتاد، بلافاصله مرا از فرودگاه مستقیما به دفتر نهاد ریاست جمهوری بردند. در آنجا مسئول دفتر ایشان به من اطلاع داد: علیرغم اینکه آقای دکتر احمدی نژاد، تازه از اجلاس اوپک به تهران رسیده اند و خیلی هم خسته هستند، ولی شما روزنامه نگار منتقد سرسخت را حتما به حضور خواهند پذیرفت. راستش از این توجه غیرمنتظره یک کمی ترسیدم، ولی بنا به خصلت خبرنگاری، از رو نرفته و تصمیم گرفتم که ضمن دریافت جایزه ام از دست رئیس جمهور منتقدنواز، یک مصاحبه اساسی هم با ایشان انجام بدهم. در همین فکر و خیالها بودم که در باز شد و جناب دکتر وارد شدند. هنوز از جایم بلند نشده بودم که خودم را در آغوش ایشان دیدم. رئیس جمهوری در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود،...

ادامه مطلب

جبهه ملی ایران، حزب حکمتیست و حزب کمونیست ایران پاسخ می دهند

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ پرسش شهروند از احزاب و سازمان های سیاسی درباره مسائل روز ایران اشاره: با توجه به شرایط حادی که در منطقه و بویژه در رابطه با ایران به وجود آمده، شهروند به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان خود با دیدگاههای سازمان ها و احزاب سیاسی اپوزیسیون خارج کشور در این خصوص، با اکثر سازمان های سیاسی فعال پرسش های زیر را مطرح کرده است و از آنها خواسته تا در صورت تمایل به انعکاس نظراتشان در شهروند، پاسخ های خود را ارسال دارند که با اولویت دریافت چاپ شود. سازمان ها و احزابی که در این رابطه مورد پرسش قرار گرفته، عبارتند از: اتحاد جمهوریخواهان اتحاد فدائیان جبهه ملی ایران چریک های فدایی خلق ایران حزب توده ایران حزب دمکرات کردستان ایران حزب حکمتیست حزب کار ایران (توفان) حزب کمونیست کارگری ایران حزب کمونیست ایران / کومه له حزب مشروطه ایران سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) سازمان فدائیان (اقلیت) سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) کومه له ـ حزب زحمتکشان کردستان ایران پاسخ های حزب دمکرات کردستان ایران در شماره ۱۱۵۲ مورخ ۱۵ نوامبر شهروند به چاپ رسید. اینک پاسخ های جبهه ملی ایران، حزب حکمتیست و حزب کمونیست ایران را میخوانیم. هیئت تحریریه شهروند پاسخ های جبهه ملی ایران لطفا نام خود و عنوان سازمانی تان را بنویسید و مختصری از بیوگرافی تان را شرح دهید. ـ کمال ارس، عضو شورای عالی جبهه...

ادامه مطلب

تاملی دیگر درباره مساله ملی در ایران .۲ / یونس پارسابناب

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ در جریان بحران و جنگ خلیج فارس (اگوست ۱۹۹۰ ـ اپریل ۱۹۹۱) آمریکا و موتلفانش، رهبران ناسیونالیست ـ شوونیست کردستان عراق (مسعود بارزانی، رهبر حزب دمکرات کردستان عراق و جلال طالبانی، رهبر اتحادیه میهن پرستان کردستان) را از باز گذاشتن راه مذاکره و آشتی با رژیم عراق منع کردند و آنها را از “شرط بندی روی اسب بازنده” برحذر داشتند. جورج بوش (پدر) رئیس جمهور آمریکا و دیگر رهبران آمریکا تحت لوای “حق تعیین سرنوشت” و “حقوق بشر” به مردم کردستان قول دادند که در صورت قیام علیه رژیم عراق به آنها کمک خواهند کرد که به استقلال و خودمختاری دست یابند، ولی آمریکا به محض اینکه عراق را مورد تجاوز نظامی قرار داد و بغداد را با خاک یکسان ساخت، رهبران جنبش کردستان عراق را رها ساخته و مردم کردستان را قربانی “اعاده حیثیت” ارتشی شکست خورده، زخمی و داغدار و تشنه انتقام کرد. این بود “کرامت” آمریکا و متحدانش که رهبران کردستان عراق مدتها در “انتظار” آن روزشماری می کردند. این سرنوشت خلقی گشت که رهبران شوونیست اش آن را به سرنوشت تجاوز جنگی در خلیج فارس، منافع امپریالیستی آمریکا و استراتژی “نظم نوین” گره زدند. آنها عملا در جنگ خلیج فارس در مدار نظام جهانی سرمایه قرار گرفتند و به تبعیت از آمریکا به تفرقه ملی و شیوع خرافات شوونیستی میان خلقهای کرد، عرب، ترکمن، آسوری و کلدانی دامن زدند...

ادامه مطلب

جُغد جنگ/ شهباز نخعی

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ هر روز بیشتر از روز پیش، سایه شوم جنگی ویرانگر بر میهن تیره روزمان گسترده می شود. بر واژه “ویرانگر” به عنوان ویژگی این جنگ تاکید می کنم، زیرا این ویژگی اصلی جنگی خواهد بود که طرفین مربوطه از هم اکنون هیزم بیار آتش افروزی آن هستند. این جنگ، که هر دو طرف آتش افروز در آن منافعی برای خود می یابند و برای مردم ایران نتیجه ای جز ویرانگری و نابودی همه زیرساخت های کشور ندارد هیچ شباهتی به جنگ های متعارفی که می شناسیم ـ جنگ هشت ساله ایران و عراق و حمله نظامی آمریکا و متحدان به عراق و افغانستان ـ نخواهد داشت و چنان که همه شواهد و گفته های آگاهان نشان می دهند، نیروهای مهاجم با بهره گیری از فناوری نیرومند نظامی خویش، هدفهایی از پیش تعیین و شناسایی شده را مورد هجوم هوایی و از راه دور قرار خواهند داد و آنها را نابود خواهند کرد. شاید بتوان نمونه ای کوچک و محدود از این نوع جنگ را در حمله ۳۳ روزه تابستان گذشته اسرائیل به لبنان سراغ کرد. درباره احتمال فزاینده درگرفتن این جنگ همه و همه اعم از جناح های درونی نظام ولایت مطلقه فقیه و کارشناسان خارجی ـ بجز آقای احمدی نژاد که ادعا می کند با محاسبات دقیق ریاضی به این نتیجه رسیده که جنگی رخ نخواهد داد! ـ اتفاق نظر دارند. از...

ادامه مطلب

روزنگاریهای مهاجرت ـ۱۱۲/ عزت گوشه گیر

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ ۱۸ دسامبر ـ آیواستی ۱۹۸۷ چیزی رخ داده است که وحشت زده ام کرده! و وحشت بی جانم می کند. جوهر “وحشت” مرا به گذشته می برد . . . به یک زندان به ظاهر کوچک که (x) توانایی هایم را از من گرفت و “جان” دیگر نمی توانست زیر پوستم به حیاتش ادامه بدهد . . . یک روز تابستان وقتی که پسرم در بیمارستان بود و من در خیابان تخت جمشید می دویدم، ناگهان جان از تنم رفت. همه ی جانم نبود. گویی نیمی از “جان” ام بود که حقیقتاً حس اش کردم وقتی که تنم را ترک کرد. من با آن “جان” به دنیا آمده بودم و سالها زندگی کرده بودم . . . “جان” مثل یک انرژی نامرئی بود. شاید از جنس الکتریسیته که مثل لحظه ورود جریان برق به قلب گلوپ، گلوپ(۱) ناگهان روشن می شود . . . با فشار یک دکمه . . . شاید مثل امواج صوتی بود که بنابر بار عاطفی شان تن آدم را ناگهان گرم یا سرد می کند. . . من از ناتوانی خم شدم . . . نه نمی بایستی چهار دست و پا راه بروم . . . نه نمی بایستی در سکوت عوعو کنم . . . خالی شده بودم . . و پس از آن هرگز این خالی دوباره پر نشد.”جان” ام کجا رفته بود؟ . ....

ادامه مطلب

هرم وارونه کنگره ایرانیها/ شهلا غفوری

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ شکی نیست که داشتن یک نهاد ایرانی که از منافع مشترک آنها در کانادا دفاع کند بسیار مفید و ضروری است، ولی در صورتی که تشکیل این ارگان مبتنی بر راههای دمکراتیک نباشد نتیجه ای جز فروپاشی آن و سرخوردگی مردم به بار نخواهد آورد. نکته ی اساسی در روش دمکراتیک تشکیل نهادهای اجتماعی بخصوص در سطح فراگیر در این است که افراد در کلیه ی مراحل تشکیل و تحول آن نهاد مشارکت داشته باشند. در مقابل آن روش دیگری هم هست که عده ای با استفاده از نیاز مردم و شرایط موجود نهادهایی را به صورت محفلی ایجاد کنند و آن را برای گرفتن تاییدیه و رای آری به مردم عرضه کنند. این روش غیردمکراتیک در کشور ما به قیمت بسیار گرانی تجربه شد که طی آن شورای انقلاب به طور مخفیانه تشکیل شد و افراد آن تا مدتها ناشناس ماندند. در نهایت اقدامات آنها خارج از هرگونه نقد و انتقاد با گرفتن رای آری برای جمهوری اسلامی پیش برده شد. برای تشکیل یک نهاد دمکراتیک براساس نیازهای مردم، عده ای فعال اجتماعی پا پیش می گذارند و مردم را به یک جلسه عمومی برای تشکیل مجلس موسسان دعوت می کنند (Founding Meeting) در این جلسه اعضای مجلس موسسان از سوی علاقمندان حاضر انتخاب می شوند. اعضای مجلس موسسان مسئولیت تهیه پیش نویس اساسنامه را به عهده می گیرند. پیش نویس تهیه...

ادامه مطلب

دمکراسی، تحمل دیگران و … کنگره ایرانیان کانادا/ سعید یکتا

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ سرمقاله چند هفته پیش آقای زرهی (درباره گزارش سخنرانی عبدالعلی بازرگان و اعتراض بعضی از خوانندگان شهروند به پوشش آن در شهروند) من را به ‌فکر انداخت که در این ‌باره چیزی بنویسم. متاسفانه این امر میسر نشد، تا اینکه خبر تشکیل کنگره ایرانیان کانادا و واکنش‌ها به آن را در شهروند دیدم و مصمم شدم تا به عنوان عضوی از این جامعه نظر خودم را درباره چند موضوع اساسی بیان کنم. مورد اول اعتراض بعضی از شرکت‌کنندگان در جلسه روز ۱۱ نوامبر به حضور «عوامل جمهوری اسلامی» در کنگره است. اسد مذنبی در نوشته خود که در شهروند ۱۵ نوامبر چاپ شد، می‌نویسد: «آیا کنگره می تواند عوامل جمهوری اسلامی را که به سوی تورنتو هجوم آورده اند به عضویت بپذیرد و یا از منافع آنان که همان منافع جمهوری اسلامی است دفاع نماید یا خیر؟» این نوع واکنش‌ها که ریشه در تاریخ طولانی حکومتهای دیکتاتوری در ایران و تاثیر آن بر ذهنیت ایرانیان دارد، متاسفانه منحصر به نخبگان سیاسی و روشنفکران نیست و در تمام سطوح جامعه رخنه کرده است. در همسایگی ما خانواده ‌ای زندگی می‌کند و خانم این خانواده تعریف می‌کرد که وقتی زنان ایرانی محجبه (البته او اصطلاح دیگری برای اشاره به آنها به کار می‌برد) را در فروشگاه محل می‌بیند شدیداً عصبی می‌شود و نمی‌تواند بفهمد که این عوامل جمهوری اسلامی از جان او چه می‌خواهند و...

ادامه مطلب

اوپک اسیر اختلاف سلیقه، احمدی نژاد اسیر توهم/ حسن زرهی

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ دیکتاتورها از روی دست هم دیکته می نویسند. تازگی ها جلد ششم یادداشتهای “اسدالله علم” وزیر دربار پادشاه سابق ایران به ویراستاری علینقی عالیخانی انتشار یافته است. اهمیت جلد ششم و آخرین جلد یادداشتهای علم به دیوار به دیواری این یادداشتها با انقلاب ایران است. آخرین جلد یادداشتها مربوط به سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ است؛ یعنی در آستانه ی انقلابی که شاه را از قدرت به زیر کشید و مردم و مملکت را دچار مصیبت حکومت واپسگرای روحانیون کرد. آدم وقتی حرفهای آن روزهای شاه را می خواند، و با خود بزرگ بینی های افراطی او روبرو می شود، و این روزها به ادعاها و سخنان سخیف و تحریک آمیز احمدی نژاد نگاه می کند، بیش از همیشه به این باور اعتقاد پیدا می کند که دیکتاتورها از روی دست هم دیکته می نویسند. شاه که یقین داشت آنچه امتیاز در مملکت هم به لحاظ سیاسی و هم از منظر اقتصادی هست مربوط به اندیشه های داهیانه ی اوست، و هر آنچه عیب و ایراد دیده می شود از ناکارآیی و بی لیاقتی مدیران مملکتی است، دچار وهم بیمارگونه ای شده بود که نه تنها خود را خیرخواه یگانه ی ایران و ایرانیان می دید، بلکه به این گمان باطل گرفتار آمده بود که برای ممالک دیگر دنیا نیز راه معجزه آسای حل مشکلات در دست دارد. در دیدار با نلسون راکفلر وزیر...

ادامه مطلب

خبرهای کانادا ـ ۱۱۵۳

پنجشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۷ کنگره کار کانادا با همکاری اتحادیه کارگری منطقه ی تورنتو و یورک سمیناری در دانشگاه تورنتو برگزار کردند.   شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷   کنگره کار کانادا و بررسی سالانه موارد تخطی از حقوق اتحادیه های صنفی   پنجشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۷ کنگره کار کانادا با همکاری اتحادیه کارگری منطقه ی تورنتو و یورک سمیناری در دانشگاه تورنتو برگزار کردند. سخنران این سمینار آقای ینک کوزکیاوکز  (Yanek Kuczkiewicz) که مدیر حقوق بشر و اتحادیه های صنفی در فدراسیون جهانی اتحادیه کار است، گفت:" این فدراسیون چتری است برای گروههای مختلفی که برای کارگران کار می کنند، مانند کنگره کار کانادا. ۱۵۰ کشور از ۳۰۵ کشوری که نماینده ۱۶۵ میلیون کارگر هستند، عضو این سازمان هستند." آقای ینک کوزکیاوکز که برای شرکت در یک کنفرانس مهم که در دانشگاه یورک در ارتباط با مسائل کارگری جهانی برگزار شد، به تورنتو آمده بود، در سخنرانی خود در کنگره کار کانادا روی گزارش سالانه ای که سازمان آنها منتشر می کند و درباره ی حقوق کارگران در جهان است، تاکید می کرد. گزارش سال جاری آن ها که اخیرا منتشر شده و مورد استناد آقای ینک بود، روی اتحادیه های کارگری ایران و برمه و مشکلاتی که کارگران این دو کشور با آن ها روبرو هستند، تاکید کرده است. او به اهمیت و نقش اتحادیه های کارگری در تمام جهان اشاره کرد و گفت:"برای مثال در...

ادامه مطلب

برگزاری نمایشگاه نقاشی سه زن هنرمند/ فرح طاهری

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ هفتم و هشتم نوامبر در Century Room خیابان کینگ سه زن هنرمند ایرانی آثار نقاشی و اینستالیشن خود را به نمایش درآوردند. شادی خمسه، موژان طاهری و نازیلا صدیقی برای اولین بار در تورنتو آثار خود را به نمایش گذاشتند. شادی خمسه در سال ۱۹۹۴ به کانادا مهاجرت کرد و در کنار تحصیل به نقاشی نیز ادامه داد. این اولین نمایشگاه نقاشی شادی بود که در آن ده کار خود را به نمایش گذاشته بود. شادی که در نقاشی هایش از بیشتر رنگ های شاد استفاده کرده بود، استقبال از نمایشگاه را خوب توصیف کرد و در مورد سبک نقاشی هایش گفت: کارهای من خیلی شخصی و حسی ست. شاید بتوان گفت انتزاعی، اکسپرسیونیستی، ولی کلا شخصی ست. مدل ندارم. از برس و قلم مو استفاده نمی کنم. کارهایم رنگ و روغن است و تماما با دست کشیده می شود. موژان طاهری فارغ التحصیل تاریخ هنر، در رم نقاشی خوانده است. در پاریس سالها آتلیه ای را اداره می کرده و چندین نمایشگاه موفقیت آمیز در آنجا برگزار کرده است. نقاشی های موژان تکرار و روزمرگی را نشان میدادند. کارهای او مانند نوعی فلسفه ی زندگی، انعکاس تجاربش از یکنواختی زندگی ست در حالی که یادمانده های دوران کودکی اش نیز جا پای دلتنگانه ی خود را در کارهای او به نوعی گذاشته است. موژان هم گفت: تورنتویی ها از نمایشگاه خوب استقبال...

ادامه مطلب

دومین شب شعر و هنر: اشک ها و لبخندها/ فرح طاهری

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ هفده نوامبر ۲۰۰۷، دومین شب شعر و هنر شهروند در سالن کتابخانه نورت یورک سنتر برگزار شد. حسن زرهی و لی لی نبوی گردانندگان بخش اول برنامه بودند و آقای مهدی مهرآموز اولین شاعری بود که برای شعرخوانی دعوت شد. حسن زرهی در معرفی مهدی مهرآموز گفت: مهرآموز از شاعران ایرانی بنام است که از اواخر دهه ی چهل و دهه ی پنجاه شعر سروده است و مسئولیت صفحات ادبی مجلات مشهور پیش از انقلاب را عهده دار بوده است. نخستین شعرهای او را در کنار اشعار کسانی ماننده زنده یاد خسرو گلسرخی، سهراب سپهری، فریدون مشیری و شاعران مشهور دیگری می بینیم. مهرآموز پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد و در اوایل دهه ی نود به تورنتو آمد. او از همکاران مجله ی سایبان و از بنیادگذاران ستون طنز شهروند با نام “قلم انداز” بود که در آن خود او، محمود استادمحمد، و عبدالقادر بلوچ و من(حسن زرهی) مطلب می نوشتند و طنزهای مهرآموز از خواندنی های آن ستون است. او ترجمه ی شیوایی از “هارون و دریای قصه ها”ی سلمان رشدی کرده است که قرار بود این ترجمه را در بخش نقد و بررسی کتاب معرفی کند که به علت کمی وقت این مهم را به زمان دیگری موکول می کنیم و از مهدی میخواهیم برایمان چند شعر بخواند. مهدی مهرآموز در آغاز ضمن آنکه سلمان رشدی را یکی از...

ادامه مطلب

زندگی، هوش و مهاجرت/ حامد وکیلی

روزم را با گردشی غریبانه در خیابانهای مرکز تورنتو آغاز می کنم. خیابان Yonge را به طرف Bay قدم می زنم. در مسیر به زندگی فکر می کنم. اما گویا هر چه به زندگی بیشتر فکر کنی، تناقض‌هایش بیشتر می‌شود. جنگی است در خیالم میان وسوسه‌ها و آرزوهایم. خیابان یانگ طولانی است. طولانی ترین خیابان جهان. باید با Jennifer Scott که نماینده یک Agency است ملاقات کنم تا در خصوص همکاری با پروژه فیلمی که Sarah Polley کارگردانی می کند با هم به گفتگو بنشینیم. سارا پلی یکی از نوابغ سینمایی کاناداست و نیز یکی از کارگردان های محبوب من. او زیباست. باهوش است. جوان است. فعال اجتماعی و سیاسی است. هنگامی که خبرنگاران از او درباره ازدواج با همسرش David Wharnsby پرسیدند، با فروتنی؛ نه مثل یک فضیلت اخلاقی تمرین شده، بلکه با «فروتنی درونی» پاسخ می گوید: “My relationship is the thing I’m proudest of in my life. I had a lot of opportunities to end up in some pretty bad situations and, despite all my faults, I had the sense to find someone like him and make the decision to be with him. You spend a lot of time wanting to be with the wrong person and I just feel incredibly lucky because I’ve succeeded at that one thing. I figured that out.” در واقع من و سارا پلی در دو فرهنگ مختلف ریشه داریم، اما...

ادامه مطلب

سپید و ارغوانی/ اکبر ذوالقرنین

شهروند ۱۱۵۳ اگر بر گورِ من آیی زیارت ترا خرپشته ام رقصان نماید   میا بی دف به گورِ من برادر که در بزم خدا غمگینی نشاید. مولانا به یاد دوست شاهنامه دانم: پرویز احسانی شکسته بود نشسته؟ ـ اما نه خسته نیز نمی نمود. مثلِ تندر، تند مثلِ توفان، تیز برمی کشید فریاد از خونخواری ی ضحاک ریاکاری ی شغاد در این زمانه ی بی داد سفر را پنداشتی بهانه ای داشتم برای آشتی بوسیدمش مرا بوسید. گفتم: باز می گردم مبادا رفته باشی. توفید: برای نماندن بهانه می تراشی. خشم و قهرش را وا نهادم لبخنده و مهرش را به همیانِ جام جا دادم تا درازای سفر را در بازگشت پَر پروازی داشته باشم به شوقِ دیدارِ دوست که گفت و گو با او از مردمِ دانا در سرزمین مهر برای من نیکو است اکنون که بازگشته ام در این زیباترین فصل سال به این شهرِ پرجزیره پر صخره پر درخت و پرنده میان رقص برگ و آتش بازی رنگ ها به تن نازی ی تمنای آب و جان بازی عاشقانه ی آفتاب می بینم به سادگی چیزی گم شده است در پیچ و تابِ این شهرِ پر قیل و قال چیزی از جنس خاطره در ترانه های ناب و چیزی کم می آید از لجاجتِ رستم و نجابتِ سهراب در کوچه های سنگفرشِ * پیاده روهای خاموشِ** و پر شده است ذهنِ این شهر مانده بی...

ادامه مطلب

انگشتری در آبراهه/ محمد سطوت

شهروند ۱۱۵۳ ۱ جرج خسته از کار روزانه با سرعت به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت. او هر شب دقایقی چند قبل ازساعت دوازده محل کار خود را ترک میکرد تا با اتوبوسی که رأس ساعت دوازده به ایستگاه میرسید خود را به خانه برساند. بارش باران سیل آسائی که آن روز باریده بود از ساعتها قبل قطع ولی صدای شر شر آبهای جمع شده در خیابان که به سوی فاضلابها روان بودند هنوز شنیده میشد. هوا از نم باران آن روز هنوز دم کرده و چسبناک بود. چون نزدیک ایستگاه رسید و مطمئن شد که اتوبوس هنوز نرسیده قدری از سرعت قدمهای خود کاست. نگاهی به آسمان کرد. ابرها در حرکت به سوی شمال بودند و ستاره ها دزدانه از میان ابرها به رهگذران خواب آلودی که به سوی خانه های خود میرفتند چشمک میزدند. وقتی به ایستگاه رسید روی نیمکتی که داخل اتاقک ایستگاه بود نشست، از فرط خستگی به دیواره اتاقک تکیه داد، چشمها را برهم نهاد تا قدری بیاساید. گرمای هوا و خستگی کار آن روز به تدریج میرفت تا او را از پای در آورد و لشگر خواب را بر چشمهای او چیره گرداند، ولی برای اینکه آخرین اتوبوس را از دست ندهد تکانی به خود داد و از جا برخاست. چند بار طول و عرض اتاقک را زیر پا گذاشت و نگاهی دقیق به انتهای خیابان انداخت تا شاید از آمدن اتوبوس نشانی بیابد...

ادامه مطلب

چگونه غرب در قصه برایم کشف شد؟/ رضا براهنی

شهروند ۱۱۵۳ پیوسته این سئوال را از خود می کنم ـ نه به خاطر قصه ی خودم، یا به خاطر اینکه قصه ی اخیر در ایران غرب را به صورت یک حضور کشف کرده ـ بل که بیشتر به این دلیل که غرب در قصه ی ما و در قصه ی من به عنوان بخشی ناچیز از آن، به یک حضور تبدیل شده است. و هرگونه حضوری از این دست بی درنگ پرسش “تفاوت” را در برابر ما می گذارد، به دلیل اینکه ایران چنان حضور عظیم قِصّوی داشته، و بوده، که ما از ساده نگری های افراطی از نوع تأثیرات ادبی ـ فقط ـ نمی توانیم حرفی بزنیم، بل که از بینامتنیت ها می توانیم بگوییم و از تأثیراتی که تأثیرات دیگر را شکل داده اند. اما هر دو وضع، در ادبیات ایران به صورت حضورها و تفاوت ها و نیز تأثیرات غیرادبی وجود داشته اند که نفوذها و رسوخ های ادبی را شکل داده اند. غرضم گفتن این نکته است که مسئله هرگز یک خیابان یک طرفه نبوده، هر چند مقدار کالاهای ادبی، در حال حرکت در دو جهت مخالف متفاوت بوده، و در طول صد سال گذشته این کالاها با وفور و قدرت بیشتر در جهت ما روان بوده اند. حتی در این مورد هم استثناهای درخشانی وجود دارد: هزارتوهای بورخس، و برخی از قطعات کوتاه دیگر او، بدون شکل و ساختار قصص الانبیاها و تذکره الاولیاهای...

ادامه مطلب

تغذیه و بهداشت خانواده/ دکتر پرویز قدیریان

بسیاری از ترکیبات غذاها ممکن است در بدن عکس العمل هایی به وجود آورند که گاهی مفید و زمانی خطرناک هستند. در عین حال مطالعات علمی هر روزه ثابت می کند که بسیاری از داروها در بدن با مواد غذایی عکس العمل هایی انجام می دهند که ناهنجاریهایی را به وجود می آورند و دانستن آنها مهم و ضروریست. در اینجا به چند نوع از این عکس العمل ها اشاره می شود. اصولا الکل در داخل بدن با اکثر داروهای شیمیایی و حتی داروهای گیاهی عکس العمل نشان می دهد و تاثیر آنها را متغیر می سازد. مصرف الکل با داروهای ضد افسردگی، داروهای ناهنجاریهای مغز و اعصاب و غیره، عملکرد آنها را تغییر داده و گاهی خطراتی را به وجود می آورد. بعضی از داروها، مانند داروهای آسم نباید با غذا یا نوشیدنی های کافئین داری چون قهوه و چای و شکلات مصرف شود، زیرا سبب سمی شدن دارو می شود و نه تنها در تخفیف و درمان عارضه آسم کمک نمی کند، بلکه مشکلات پیچیده تری را به وجود می آورد. برخی از املاح و ویتامین ها هستند که تاثیری در چند و چون فعالیت بعضی از داروها در بدن دارند مثلا خوردن براکلی، اسفناج و سبزیجات سبز تیره رنگ که حاوی مقدار زیادی ویتامین K هستند و در لخته شدن خون نقش مهمی دارند در عملکرد داروهایی مانند Heparin و Warfarin که داروی ضد انعقاد خون...

ادامه مطلب

خشونت در خانواده/ دکتر عباس آزادیان

شهروند ۱۱۵۳ ـ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۷ جمعبندی پایانی هر صبح نور پشت پنجره ام پرپر میزند که بیاید تو! سحر خودش براده های خورشید را بر پشت بامم میپاشد مهر انگیز رساپور ـ از مجموعه ی پرنده دیگر، نه حدود دو سال پیش دوست عزیزی از من پرسید که آیا مایل به مصاحبه ای با “رادیو رسانه” در هلند هستم یا نه. ظاهراً مسئولان رادیو میخواستند چند سئوالی در مورد مسائل مختلف از زاویه روحی و روانی مطرح کنند و از این منظر به بعضی مسائل نگاهی داشته باشند. وقتی تماس برقرار شد متوجه شدم انتظار عزیزان رادیو رسانه بیشتر از یک مصاحبه کوتاه است. بنا شد که من هر هفته چند دقیقه ای به موضوعی مهم در مورد خانواده اختصاص بدهم. به دلیل علاقه ی دوستان و واکنش مثبت، برنامه ی چند دقیقه ای ما ۷۵ هفته ادامه یافت. بخش اعظم این برنامه هنوز روی سایت این رادیو در دسترس علاقه مندان است.(۱) مطالب آن برنامه ی رادیویی پایه و اساس نوشته هایی شد که از اپریل ۲۰۰۶ و از شماره ی ۱۰۶۹ شهروند در مقالات متعددی (در مورد کودک در خانواده، در مورد مهاجرت و مسائل و مشکلات آن، در مورد طلاق و مسائل آن و در مورد خشونت در خانواده) به چاپ رسید. در آن گفتارها و به طبع در این نوشته ها جنبه های مختلف جلوگیری از خشونت علیه زنان و خشونت در خانواده را...

ادامه مطلب
  • 1
  • 2

Pin It on Pinterest